مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|
بخش دوم : آنهايى كه ازدواج با ايشان حرام است
1 - آنهايى كه با اختلاف دين بر انسان حرام مىشوند
قرآن كريم: )وَلَا تَنكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ حَتَّى يُؤْمِنَّ وَلَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكَةٍ وَلَوْأَعْجَبَتْكُمْ وَلَا تُنْكِحُوا الْمُشْرِكِينَ حَتَّى يُؤْمِنُوا وَلَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِن مُشْرِكٍ وَلَوْأَعْجَبَكُمْ أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهُ يَدْعُوا إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَيُبَيِّنُآيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ(63)). "با زنان مشرك ازدواج نكنيد، مگر آنكه ايمان آورند وهمانا كنيزكىبا ايمان بهتر از زن آزاد مشرك است، هرچند از حسن او بشگفت آئيدوزن به مشركان ندهيد، مگر آنكه ايمان آورند، وهمانا بنده مؤمن بسىبهتر از آزاد مشرك است، هرچند از مال وجمالش بشگفت آئيد،مشركان شما را به آتش جهنم خوانند )از راه جهل وضلالت( وخداوندبه بهشت ومغفرت خود خواند) از راه لطف وعنايت( وخداوند براىمردم آيات خويش بيان فرمايد، باشد كه هشيار ومتذكر گردند." 2 - )يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذَا جَاءَكُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُبِإِيمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلاَ تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ وَلَاهُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ أَن تَنكِحُوهُنَّ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَأُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوَافِرِ وَسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْيَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذلِكُمْحُكْمُ اللَّهِ يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ وَاللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ(64)). "اى كسانى كه ايمان آوردهايد، زنا نيكه به عنوان اسلام وايمان)ازديار خود( هجرت كرده وبه سوى شما آمدهاند خدا به ايمانشان داناتراست، شما از آنها تحقيق كرده وامتحانشان كنيد، اگر با ايمانشان شناختيدآنها را ديگر به شوهران كافرشان برنگردانيد، كه هرگز اين زنان مؤمن بر آنكفار وآن شوهران كافر بر اين زنان حلال نيستند، ولى مهر ونفقهاى كهشوهران هزينه آن زنان كردهاند به آنها بپردازيد وباكى نيست كه شما باآنان ازدواج كنيد در صورتيكه اجر ومهرشان را بدهيد وهرگز متوسل بهحفاظت زنان كافر نشويد، وشما )اگر زنانتان از اسلام به كفر بازگشتند( ازكفار مهر ونفقه مطالبه كنيد، آنها هم مهر ونفقه طلبند، اين حكم خدااست ميان شما بندگان وخدا )به حقايق امور( دانا و)به مصالح خلق(آگاه است." 3 - )الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوْتُوا الْكِتَابَ حِلٌّ لَكُمْوَطَعَامُكُمْ حِلٌّ لَهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوْتُواالْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلَا مُتَّخِذِيأَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالْإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ(65)). "امروز آنچه پاكيزه است براى شما حلال شده وغذاهاى اهل كتاببراى شما حلال وغذاهاى شما براى آنها حلال است وزنان پاكدامن ازمسلمانان واهل كتاب براى شما حلال هستند ومى توانيد با آنها ازدواجكنيد به شرط اين كه مهر آنها را بپردازيد وازدواج از طريق مشروع باشد نهبه صورت زنا ونه به صورت دوست پنهانى انتخاب كردن، وهر كس كهنسبت به آنچه بايد به آن ايمان بياورد كفر بورزد؛ اعمال او بر باد مى رودودر آخرت در زمره زيانكاران خواهد بود." اين آيات كريمه حرمت ازدواج بين مؤمنان ومشركان را بيان مىكند، پس يك مرد مؤمن نبايد با زن مشرك ازدواج كند، چنانكه يكمشرك حق ندارد با زن مؤمنى پيوند زناشويى بر قرار سازد وهرگاه زنىاز سرزمين كفر به سرزمين اسلام هجرت كرد نكاح او فسخ مى شود،ولى جايز است مرد مؤمن زن ذمى را از اهل كتاب به عقد در آورد البتهمشروط بر آن كه آن زن عفيفه باشد. وجايز نيست زنان كافر را به عنوان همسر نگهداشت، شايد بهدلالت سياق مقصود زنان مشرك باشد، يا آيه پس از نزول آيه ديگرىدر سوره مائده نسخ شده باشد، زيرا اين سوره آخرين بخشى از قرآناست كه نازل شده است وبر حسب احاديث رسيده ساير سور قرآنىرا مىتواند نسخ كند. حديث شريف: 1 - حفص بن غياث روايت كرده، مىگويد: يكى از برادران به مننامهاى نوشت واز من خواست كه از امام صادقعليه السلام مسائلى راپرسش كنم ومن از حضرت پرسيدم كه آيا اسير مىتواند در دارالحرب )يعنى در كشور كافر محارب( ازدواج كند؟ حضرتعليه السلام فرمود: )اين كار را ناخوش مى دارم، اگر اين كار درسرزمين روم صورت پذيرد حرام نيست ونكاح به شمار مى آيد، امادر سرزمين ترك وديلم وخزر حلال نمى باشد."(66) 2 - معاويه بن وهب به نقل از امام صادقعليه السلام نقل مىكند كه ازحضرت پيرامون مرد مؤمنى سؤال شد كه با زنى يهودى يا مسيحىازدواج مى كند؟ حضرتعليه السلام فرمود: "اگر ميتواند زن مسلمانى بستاند ديگر او را بازن يهودى ومسيحى چكار؟" پس عرض كردم: اگر عاشقش شده باشد چه؟ حضرتعليه السلام فرمود: "اگر او را گرفت بايد مانع از آن شود كه وىشراب بنوشد وگوشت خوك بخورد، وبدون آنكه در دين اين مردكاستى پديد آيد."(67) 3 - زراره از امام باقرعليه السلام نقل مى كند كه گفت از حضرتعليه السلام شنيدمكه مى فرمود: "باكى نيست اگر مردى در حالى كه زن دارد با زنيهودى يا مسيحى به عقد مؤقت ازدواج كند."(68) 4 - محمد بن مسلم به نقل از امام باقرعليه السلام مى گويد: ازحضرتعليه السلام پيرامون ازدواج با زن يهودى ومسيحى سؤال كردم،حضرتعليه السلام فرمود: "اشكالى ندارد،آيا نمىدانى در زمان پيامبريك زن يهودى همسر طلحه بن عبد اللَّه بود."(69) 5 - ابن الحجاج به نقل از امام ابو الحسنعليه السلام مى آورد كه ازحضرتش پيرامون مردى مسيحى سؤال كردند كه با زنى مسيحىازدواج كرده ولى زن پيش از آنكه آن مرد با او همبستر شود اسلامآورده است، حضرتعليه السلام فرمود: "عقد ازدواجش با آن مرد به پايانمى رسد واز آن مرد نه عدهاى نگه مى دارد ونه مهرى مى گيرد."(70) 6 - در روايتى از منصور بن حازم آمده است كه گفت از امامصادقعليه السلام پيرامون مردى زرتشتى سؤال كردم كه زنى از دين خود را بههمسرى داشت ودر پى آن، مرد مذكور يا همسرش اسلام آورد.حضرتعليه السلام فرمود: "مرد منتظر پايان يافتن زمان عده زن باقىمىماند، اگر مرد يا زن پيش از انقضاء عده ايمان آورد، كه در اين حالهر دو بهنكاح اول خود باقى مى مانند واگر آن زن اسلام نياورد تاانقضاى مدت عده، از آن مرد جدا مىگردد."(71) 7 - ساباطى روايت كرده مى گويد: از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمود: "اگر مسلمانى كه از پدر ومادرى مسلمان، زاده شده است ازاسلام مرتد شد ونبوت پيامبرصلى الله عليه وآله را انكار وايشان را تكذيب كرد،خون او براى شنونده مباح است وزنش از روز مرتد شدن از او جدامى شود واموالش ميان ورثه او تقسيم مى گردد، وزن او عده كسى كهشوهرش مرده است نگه مى دارد وبر امام است كه او را بكشدوتوبهاش را نپذيرد."(72) تفصيل احكام: 1 - جايز نيست مرد مسلمان با زن مشرك ازدواج كند، اما ازدواجبا زن اهل كتاب مانند يهودى ومسيحى ومجوسى بنا به حكم قويترجايز است، ولى در مورد مجوسى احتياطى وجود دارد كه نبايدناديده گرفته شود، اما در آئينهاى ديگر باكراهت شديد همراه استكه اين كراهت در عقد غير دائم وزنان مستضعف دينى اهل كتابكاهش مىيابد وشايسته است آنها را در رعايت پاكيزگى وطهارتوپرهيز از آشاميدن شراب وخوردن گوشت خوك ونظاير آن به آداباسلامى مؤدب سازد. 2 - اگر مردى از اهل كتاب مسلمان شد بر ازدواج خود با زنش كهاز اهل كتاب است باقى مى ماند واگر زن بدون شوهر اسلام آوردازدواج آن دو باطل است، ولى اگر مرد نيز پيش از انقضاء عده اسلامبياورد، به آن زن سزاوارتر خواهد بود وهر دو بر ازدواجشان باقىمىمانند، اين حكم در صورتى است كه مرد باهمسرش همبستر شدهباشد، اما پيش از آن ازدواج مستقيماً باطل مىشود ومهرى به آن زنتعلق نمىگيرد. 3 - مرتد شدن از دين پيش از دخول موجب فسخ ازدواج مىگردد، اما پس از آن اگر زن مرتد شد يا مردى مرتد شد كه در اصل غيرمسلمان بوده است، انتظار كشيده مى شود تا عده آن زن پايان يابد،اگر توبه نكردند ازدواج آنها از هنگام ارتداد باطل مى گردد واگر توبهكردند بر ازدواج نخستينشان باقى مى مانند، اما اگر عده زن از آن مردسپرى شد ازدواجشان فسخ مىگردد، واگر پس از آن توبه كردند،وخواستند به يكديگر رجوع كنند بايد از نو عقد كنند. 4 - اگر مسلمان فطرى )كسى كه از پدر ومادر مسلمان زاده شدهاست( مرتد شود ازدواج از لحظه ارتداد باطل مى گردد، چونتوبهاى براى او نيست. 5 - روا نيست با زن يا مردى ناصبى ازدواج كرد، ولى ازدواج بازنى كه بر مذهب غير شيعه است اشكال ندارد. ونيز زن شيعه مى تواند با مردى غير شيعه ازدواج كند با احتياطىكه در شرايط عادى نبايد ناديده گرفته شود، زيرا زن دين خود را ازهمسرش مى گيرد.
|
|
|
مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|