بخش سوم : پيرامون عقد نكاح
1 - احكام عقد دائم
حديث شريف: 1 - محمد بن على بن الحسين به سند خود از زرارة بن اعين نقلكرده كه مىگويد: هنگامى كه ابو جعفر محمد بن على الرضاعليه السلام بادختر مأمون ازدواج كرد، خود خطبه عقد خواند وفرمود: "سپاسخدايى را كه نعمتها را تمام مىكند - تا آن جا كه فرمود -: اين اميرالمؤمنين است كه بر پايه احكام الهى دخترش را به ازدواج من درآورد." سپس ميزان مهر را بيان داشت وفرمود: "يا امير المؤمنين آيامرا تزويج كردى؟" گفت: "آرى، پس گفت: قبلتُ ورضيتُ -پذيرفتم وخشنودم."(146) 2 - از ابو جعفرعليه السلام نقل است كه فرمود: "زنى نزد پيامبرصلى الله عليه وآله آمدوعرض كرد: مرا به ازدواج در آور." پيامبر فرمود: "كدام مردحاضر است با اين زن ازدواج كند؟" مردى بلند شد وعرض كرد:من اى پيامبر خدا. پس چون پيامبر از مهر پرسيد، مرد گفت: چيزىندارم.... پيامبر فرمود: "آيا چيزى از قرآن را نيك مىدانى؟" گفت:آرى. پيامبر فرمود: "شما را به عقد يكديگر در مىآورم بر پايه آنچهاز قرآن نيك مىدانى. آن را به اين زن بياموز."(147) 3 - در حديث طولانى از اميرالمؤمنينعليه السلام رسيده كه به زنى فرمودهاست: "آيا تو ولى و سرپرستى دارى؟" عرض كرد: آرى، اينهابرادران من هستند. حضرتعليه السلام به آنها فرمود: "حكم من درباره شماوخواهرتان رواست؟" عرض كردند آرى. امير المؤمنينعليه السلام فرمود:"خداوند ومسلمانان حاضر را گواه مىگيرم كه من اين دختر را به عقداين پسر در آوردم در قبال چهار صد درهم كه از دارايى خود مناست."(148) تفصيل احكام: تعريف: حقيقت عقد نكاح، التزامى است طرفينى در همزيستىبا يكديگر در يك زندگى مشترك، كه به موجب آن زن بر مرد حلالمىشود، وآن عبارت است از )ايجاب( زن يا وكيل او، و)قبول( مرديا وكيل او، به مصداق اينآيه قرآنى كه: )وَأَخَذْنَ مِنكُم مِيثَاقاً غَلِيظاً(149)). "و همسران شما پيمان محكمى ) به هنگام عقد ازدواج ( از شماگرفتهاند."
|
|