مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|
4 - احكام عقد موقت
قرآن كريم: )وَالُمحْصَنَاتُ مِنَ النِّسَاءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ كِتَابَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَلَكُم مَا وَرَاءَ ذلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا بِأَمْوَالِكُم مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ بِهِمِنْهُنَّ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةً وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيَما تَرَاضَيْتُم بِهِ مِن بَعْدِالْفَرِيضَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلِيماً حَكِيماً (248)) "ونكاح زنان محصنه )شوهردار( نيز براى شما حرام شد، مگر آنزنان كه )در جنگهاى با كفار به حكم خدا( متصرف ومالك شدهايد. برشماست كه پيرو كتاب خدا باشيد، وهر زنى غير آنكه ذكر شد شما راحلال است كه به مال خود به طريق زناشويى بگيريد، نه آنكه زنا كنيد،پس چنانكه شما از آنها بهرمند شديد، آن مهر معين كه مزد آنهاست بهآنان بپردازيد، وباكى نيست بر شما كه بعد از تعيين مهر هم به چيزى باهمتراضى كنيد )وبدانيد كه( البته خدا دانا و )به حقايق امور( آگاهاست." دين خدا، دين فطرت است واز فطرت بشرى، حب شهواتاست، وكامگيرى جنسى غريزهاى است بشرى همچون نيازهاىديگر ودين مبين اسلام، براى اشباع آن راههاى مشخصى را پيشنهاده است كه از آن جمله است نكاح دائم، وملك يمين ومتعه. ودربرابر، عمل زشت زنا ولواط، ودوست پسر ودوست دختر بازى،وهر ابزار نامشروع ديگر را براى فرو نشاندن شهوت، حرام شمردهاست. خداوند مىفرمايد: )فَمَنِ ابْتَغَى وَرَاءَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْعَادُونَ(249)). "وآنان كه جز اين را بطلبند به حقيقت متجاوزان هستند." عقد متعه سامان دادنى است در جهت اشباع غريزه جنسى درچهار چوب شريعت درخشان اسلامى وبا نظارت جامعه وقانون ودرچهار چوب پيمانى استوار )عقد( كه دو طرف را به پذيرش شرايطواجب قانونى ونيز شرايط فردى مورد نظر، ملزم مىكند. بدين ترتيب متعه با فحشا تفاوت مىيابد كه تنها كار فحشاء برآوردن نياز جنسى است بدون هيچ گونه التزامى نسبت به وظايفمترتب بر آن )كه مهمترين آن، سرنوشت نسل است(. كما اينكه گرفتن رفيق يا رفيقه )دوستى ميان دخترها وپسرهاىجوان كه معمولاً در حاشيه زندگى، آن هم به صورت پنهان صورتمىپذيرد( با ازدواج متعه، تفاوت ريشهاى دارد، زيرا رفيق بازى بههيچ روى تابع قانونى نيست كه زير نظر نظام اجتماعى باشد و دوطرف بدان متعهّد باشند، همچون دوستيهاى ديگر، وبه همينسبب، به دليل در پى داشتن مفاسد بزرگ اجتماعى، دوستى درزمينه امور جنسى مردود است. اين از آن روست كه غريزه جنسى از نيرومندترين غريزههاستوخداوند سبحان آن را چنين قرار داده است تا پيوندهاى ميان زنومرد محكم واستوار گردد، واستمرار هميارى آنها در ساختن خانوادهورويارويى بادشواريهاى زندگى، ضمانت يابد وزير ساز كوشكجامعه به سامان رسد. پس اگر اجازه داده شود اين غريزه از اختيارقانون ونظارت جامعه خارج گردد، نه تنها در استوار كردن پيوندهاسودى نخواهد داشت، بلكه موجب گسستن ساختار متين خانوادهنيز مىگردد. رفيقه بازى همچون عمل زشت فحشا، پيوندى است از ديدگاهقانون نابسامان، در حالى كه ازدواج دائم يا موقت پيمانى است مياندو شخص كه قانون آن را زير نظر دارد، وجامعه بر روى آن محاسبهونظارت دارد. از آيه كريمه كه گذشت چند حقيقت را الهام مىگيريم: 1 - كسى كه مالى در اختيار دارد مىتواند از مالش برخوردار گرددونيازهاى گوناگونش را برآورده سازد به شرط آن كه براى جامعه ياخود هيچ گونه فساد وتباهى به بار نياورد. 2 - حرام آن است كه مرد، آب خود را جايى ريزد كه خانوادهاى بنانگردد ونسلى به بار نيايد، وبدين ترتيب فلسفه متعه نيز همچونفلسفه نكاح دائم ساختن دژ استوار خانواده است. 3 - اين كامگيرى )كه در عقد متعه صورت مىگيرد( بايد بر پايهتوافق طرفين برابر مزدى صورت پذيرد وهر چه مدت آن بيشتر باشدمزد فزونى مىيابد وبر عكس . بدين ترتيب وجود دو شرط در متعه را دانستيم: اجرت )مهر(ومدت. 4 - اين بر پايه توافق اوليّه ميان دو طرف است، ولى مىتوان اينتوافق را بر حسب رضايت طرفين تغيير داد، پس زن مىتواند قدرىاز اجرت خود را ببخشد چنان كه مرد مىتواند مقدارى از مدت راناديده بگيرد. حديث شريف: 1 - در تفسير عياشى به نقل از محمد بن مسلم آمده است كه ازابوجعفرعليه السلام روايت مىكند كه فرموده است: "جابر بن عبد اللَّه ازپيامبرصلى الله عليه وآله روايت كرده كه آنان به همراه پيامبر جنگيدند ومتعه را براىآنان حلال كرد وحرام نشمرد، وعلىعليه السلام مىفرمود: اگر عمر بر منپيشى نمىگرفت )در تحريم متعه( كسى زنا نمىكرد مگر نگونبخت، وابن عباس مىگفت )واين آيه را مىخواند(: هر آنچه از زنهارا متعه كرديد مدتش مشخص باشد وحتماً مزد آنها را بدهيد، واينانبدان آيه كفر ورزيدند وپيامبرصلى الله عليه وآله آن را حلال كرد وحرام نشمرد."(250) 2 - از در المنثور به نقل از ابن ابى حاتم روايت شده كه ابن عباسگفته است: "متعه زنان در آغاز اسلام بوده است، بدين ترتيب كهمردى به شهرى مىآمد وكسى را همراه نداشته كه زمين زراعىاش رااصلاح، دارايى وكالايش را حفظ كند وبه همين سبب با زنى تا زمانىكه به نظر مىرسد كارهايش انجام مىگردد ازدواج مىكرده وآن زن همكالا ودارايى او را پاس مىداشته وبه زمينش رسيدگى مىكردهاست."(251) 3 - در تفسير فخر رازى آمده است: روايت شده كه عمر بر منبرگفت: دو متعه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله مشروع بوده است كه من از هر دوىآنها بازمى دارم؛ متعه حج ومتعه زنان. فخر رازى مىافزايد: اين از سوى او تصريحى است بر آن كه متعهنكاح در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله موجود بوده است واين سخن عمر: )من ازآن دو باز مىدارم( دلالت بر آن دارد كه پيامبر آن را نسخ نكرده استواين عمر بوده كه به نسخ آن پرداخته است. حال كه اين ثابت شدمىگوييم چنين كلامى دلالت بر آن دارد كه متعه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآلهثابت بوده ونسخ نشد مگر به وسيله عمر، وهرگاه اين ثابت تلقى شودبايد كه منسوخ به شمار نيايد، زيرا آنچه در زمان پيامبرصلى الله عليه وآله ثابت بودهوشخص پيامبر آن را نسخ نكرده نمىتواند با نسخ عمر منسوخدانسته شود، واين همان برهانى است كه عمران بن حصين به آناستشهاد كرد وگفت: خداوند درباره متعه آيهاى فرو فرستاد وآن را باآيه ديگرى نسخ نكرد، وپيامبر ما را بدان خواند واز آن باز نداشت،سپس مردى هرچه خواست، طبق نظر خودش گفت: )يعنى عمر ازآن نهى كرد.("(252) 4 - از امام باقرعليه السلام نقل شده كه علىعليه السلام مىفرمود: "اگر پسرخطاب بر من پيشى نمىگرفت )در تحريم متعه( كسى زنا نمىكردمگر انسان نگون بخت وشقى."(253) 5 - از امامعليه السلام رسيده است كه فرمود: "خداوند براى شما رأفتبه ارمغان آورد وبه جاى شراب، متعه را برايتان قرار داد."(254) 6 - ابن بابويه به سندش روايت مىكند كه علىعليه السلام در كوفه زنى ازبنى نهشل را متعه كرد.(255) از اين احاديث چنين به دست مىآيد كه متعه باقى است بنا بهاصل تشريعى كه وحى آن را نازل كرده وسنت پيامبر بر آن تأكيدورزيده ومسلمانان نخستين بدان عمل مىكردهاند، وحكمت آن همجلوگيرى از انتشار زنا وامكان بهره ورى بيشتر مسلمانان از طيبات وبرآوردن نيازهاى مبرم بويژه هنگام سفر ودورى از اهل وعيال است.
|
|
|
مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|