پيش گفتار
سپاس از آنِ خداوند جهانيان است و درود خداوند بر محمد و خاندان خجسته او باد. ده سال پيش فرصتى يافتم تا پيرامون برخى از اصول حكمت و عرفان سخن گويم و يكسال پس از آن تاريخ، كتابى با نام )مبانى عرفان اسلامى( به بازار راه يافت كه درمحافل فرهنگى با استقبال گرمى رو به رو شد و به زبان فارسى نيز ترجمه گشت و ترجمهآن نيز با استقبال مناسبى رو به رو شد و چند بار تجديد چاپ گرديد. نگارش اين كتاب بخشى از سخرانيهايم بود كه از طريق نوار پياده و سپس ويرايشگرديده بود و بخش ديگر آن همچنان باقيمانده بود، تا اينكه از طرف برادران بخش فرهنگىدفتر و بويژه جناب استاد حاج طالب -حفظه اللَّه- تهيه و تنظيم گرديد. اگر چه بخش اوّل موضوعات اين كتاب با موضوعات كتاب عرفان همانندى دارد، ليكنخواننده ارجمند به زودى در مىيابد كه روند كلى كتاب جديد اقتضاى آن را داشت كه همانموضوعات به علاوه موضوعات جديد، دوباره نگاشته شود. آرى! سخن پيرامون اصول حكمت، سخنى مطلوب است و بسيارى از مردم دوستدارند كه بر فشردهاى از اين اصول آگاهى يابند و اگر كسى بخواهد به تفصيل اين گزارههابپردازد مىتواند به پژوهشهاى پر دامنه مراجعه كند. چكيده سخن پيرامون اصول حكمت از دشواريى نسبى برخوردارد است، ولى خداوندسبحان در پرتو فضل خود و بركت احاديث اهل بيتعليهم السلام ما را در انجام اين مهم، كاميابگردانيد. در پايان، ثواب اين شرح نوشتهها پيرامون اصول حكمت بر اساس نصوص وحىومقايسه آنها با انگارههاى فلسفى را به روح استاد و پدر بزرگوارم جناب مرحوم آيت اللَّهسيّد محمد كاظم مدرّسى -به مناسبت فرا رسيدن چهارمين سالگرد رحلت آن عالم بزرگوارو ربانى- هديه مىكنم، زيرا كه آن جنابقدس سره پس از خداوند سبحان و ائمّه معصومينعليهم السلامبيشترين منّت را بر من گذاشت و اين موضوع به دوران كودكى من باز مىگردد كه در خدمتايشان شاگردى خردسال بودم و ايشان براى طلبههاى كربلاى معلّى معارف اسلامى راتدريس مىفرمود و خود او نيز علوم اسلامى را از مكتب استاد مرحومش حضرت آيت اللَّهالعظمى شيخ ميرزا مهدى اصفهانى در مشهد مقدّس فرا گرفته بود. از خداوند والامقام و توانا مىخواهم كه مؤمنان را از اين كتاب بهرهمند سازد و آن رابراى من و ايشان، اندوخته روز آخرت گرداند كه نه مال سود مىدهد و نه فرزند، مگر آنكه با قلبى سليم به درگاه كبريايىاش در آيد. محمّدتقى مدرّسى تهران: 24 ذى القعده الحرام، 1418 ه.ق
|
|