حكمت، كتابى سر گشوده
موضوع حكمت الهى كه آن را بعداً توضيح خواهم داد، موضوع اسرارىفروبسته نيست، اگر چه سخن گفتند از آن بس مهم است كه موضوع دقيقى را در برمىگيرد، ليكن اين سخن موضوعى است پر شكوه و فايدهمند براى دلهاى مؤمنىكه از نور خدا آكندهاند. اينك مىپرسيم كه وظيفه خوانندگان در برابر چنين مباحثى چيست؟ پيش از پاسخ به اين پرسش بايد تأكيد كرد كه گمراهى خواهد بود و اگر انسانىهفتاد سال زندگى كند كه از شناخت و معرفت خداوند به دور و غافل باشد و ازچيزى فاصله داشته باشد كه نزديكترينِ بدوست و از چيزى بر كنار باشد كه از رگگردنش بدو نزديكتر است، آنهم صرفاً از اين رو كه نمىخواهد خويش را به زحمتافكند و يا انديشهاش را به كار اندازد. و اگر آدمى در اين حد متوقف گردد پس ديگربه چه دليل مىتواند خود را موجودى خردمند بشمارد؟ و چرا خداوند براى انسانمنابع علم و ابزار شاخت را فراهم كرده است؟ آيا خداوند او را بدين امور مجهّزكرده كه آنها را با خود به گور ببرد؟ ناخوشترين پديده نزد خداوند متعال آن است كه اين موجود ارجمند درحلقهاى ميان تهى، همچنان بگردد و در پايان، در نقطهاى بايستد كه از آن آغازكرده بود. برخى از مردم از يك انديشمند، نويسنده و خطيب تنها توقّع دارند كه بهآنها همان سخنانى را بگويد كه پيشتر گفته است، زيرا مردم مىخواهند با شنيدنداستانها و دادههايى زندگى خود را سر كنند كه پيشتر بديشان گفته شده است، امّااگر يك پژوهشگر و يا نويسنده بكوشد آفاق جديدى را بگشايد، آنها هم از او و هماز اين آفاق نو پديد مىهراسند و شايد پس بنشينند و در صدد يافتن عرصههايىآسانتر بر آيند. در آسانى، هيچ نشانهاى از شجاعت و دلاورى نهفته نيست، زيراآدمى بايد پيوسته بكوشد عرصههاى نوينى را بگشايد و هر كه دو روزش همسانباشد زيانمند است و آيا شما شجاعى زيانمند را ديدهايد؟ شجاعت با رستگارىوسود، همراه است و از قديم گفتهاند: "هر كه جسور و دلير باشد بهخوشى و لذترسد."(2)، كدام لذّت شيرينتر و بهره رسانتر از لذّت شناخت است.
|
|