مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
انتقاد
در پى آنچه براى شما بسان يك پژوهشگر خوانده مى‏شود نوبت به نقش انتقادمى‏رسد، به ويژه در عرصه عرفان اسلامى كه حتماً بايد نقشى داشته باشيد فعّال‏بدون بسنده كردن به نقشى انفعالى، فرض زياد آن است كسى كه به اين عرصه درمى‏آيد به سخنان ديگران گوش مى‏كند تا برگزيند: )الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ‏أَحْسَنَهُ...(5)) "آنها كه به سخن گوش مى‏كنند و از بهترين آنها پيروى مى‏كنند..."،)...وَتَعِيَهَا أُذُنٌ وَاعِيَةٌ(6)) "...و گوشهايى آگاه آن را در يابد و بفهمند".
پس گزينش در اينجا امرى واجب است و مجادله بايد به بهترين شكل صورت‏پذيرد بى آن كه به مرز كشمكش نزديك شود و هر گاه حقيقت آشكار شد ناگزير بايدآن را پذيرفت و بدون هيچ گونه شرم خيره‏سرى و غرور در برابر آن سر تسليم‏فرودآورد.
4 - آخرين شرط اين است كه با موضوع مورد كاوش تأثير و تأثّر متقابل در كارباشد. كافى است بدانيم كه گاهى عرفان اسلامى و حكمت الهى بارِ گرانى بر دوش‏ماست، زيرا مسؤوليت بزرگى را بر ما تحميل مى‏كند كه هوى‏، هوسها و شياطين ماگرايشى به حمل آن ندارند. در حديث شريف آمده است كه: "امر ما، دشوارى‏است كه دشوار شمرده مى‏شود و جز فرشته مقرّب، يا پيامبر مرسل و يا بنده مؤمنى‏كه خداوند قلب او را براى ايمان آزموده، كسى ديگر تاب تحمّل آن را ندارد."(7) ما نَه‏رسول هستيم و نَه فرشته، امّا بايد مؤمنانى باشيم كه خداوند دلهايى ايشان را براى‏ايمان آزموده است، چرا كه نَه؟ چرا نبايد توقّع آن را داشته باشيم كه مؤمنانى‏باشيم امتحان پس داده تا مسؤوليتى را كه امامان معصوم‏عليهم السلام به عهده ما قرارداده‏اند، بر دوش كشيم؟
در پايان اين ديباجه به پرسش ديگرى منتقل مى‏شويم: طبيعت مباحثى كه به‏آنها مى‏پردازيم كدام است؟ و فصول اين مباحث بر گرد چه محورى مى‏گردد؟
اين كتاب بخشهاى متعدّدى در بر دارد. بخش اوّل به مسأله تفاوتهاى بنيادين‏ميان فلسفه و دين مى‏پردازد و در اين زمينه از تاريخ فلسفه و برجستگى‏هاى آن و نيزبرجستگى‏هاى حكمت الهى سخن مى‏گويم و در پى آن، ابعاد اين حكمت را به‏بحث مى‏كشيم، اين بحث را بخش دوم نيز در بر دارد، به ويژه هنگامى كه سخن ازشناخت، عقل، توحيد و ابعاد آن به ميان مى‏آيد. سپس در بخش سوم به بحث‏پيرامون زواياى منفى فلسفه و دستاوردهاى مثبت حكمت الهى منتقل مى‏شويم.
از لا بلاى همه اين مباحث براى ما آشكار مى‏شود كه قرآن كريم، سنّت شريف‏پيامبر، اهل بيت و دعاهاى معصومين‏عليهم السلام به جا مانده از عميق‏ترين، پيچيده‏ترين‏مسائل، استار، بزرگترين معماها و پنهان‏ترين غيبها، سخن مى‏گويند و سخن آنهادر اين پيرامون با چنان زبانى آسان و وجدانى بيان مى‏شود كه يك انسان خردمندمى‏تواند از آنها به همراه بَرد.
تلاوت هر آيه‏اى از آيات قرآن كريم، خواندن هر روايت و دعايى كه بر زبان‏رسول اكرم و اهل بيت نبوّت جارى شده است ما را به تلاوت و قرائت بيشتر فرامى‏خواند. متأسفانه ما از اين سرچشمه‏هاى غنى علمى به رغم نزديكى آنها به مابسى دور هستيم و از بهره بردن از آنها بر كناريم، زيرا با مفهوم قرآنى كه تلاوت‏مى‏كنيم يا دعايى كه مى‏خوانيم يا روايتى كه مى‏شنويم آشنا نيستيم، در حالى كه اگرعرفان اسلامى را بشناسيم و پژوهش نمايم همين آيات به نردبان و همين دعاها به‏مكتب و احاديث رسيده از پيامبر اكرم و اهل بيت‏عليهم السلام به دانشگاهى معنوى - علمى‏بدل مى‏شوند كه بر ايمان، تربيت، دانش و اخلاق نيكوى هر يك از ما مى‏افزايند.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها