شناخت خدا، والاترين دانشها
دليل ديگرى كه اقتضا دارد انسان مسلمان به پژوهش عرفان بپردازد، اين استكه والاترين دانشها، دانش خداشناسى است، زيرا خداوند عزّ وجلّ، خاستگاهوجود و منشأ خير است و هموست كه هر چيزى را آفريده و مقدّر كرده استواوست آغازگر آفرينش و بازگردان آن و او آفرينشگرى است روزى رسان، اسماءحُسنى در جهان تكوين، تشريع، فرهنگ و انديشه از آنِ اوست، پس خداوندسبحان، محور است و ايمان بدو پيش از ايمان است. امام علىعليه السلام در نخستين خطبه نهج البلاغه مىفرمايد: "حمد و سپاسخداوندى را سزاست كه همه گويندگان از مدح و ثناى او عاجزند، شمارندگانوحسابگران از شمارش نعمتها و بخشهاى او درمانده و كوشش كنندگان نمىتوانندحق نعمت او را ادا كنند، خداوندى كه حقيقت او را صاحبان همت بلند دركنمىكنند زيركيها و هوشهاى ژرف بين به او دست نيابند، خداوندى كه صفتش رانهايتى نيست و نَه خود او را صفتى است موجود و ثابت، او را وقت وزمانى نيستكه معيّن شده باشد و نَه او را مدّت درازى است، خلايق را به قدرت وتوانايى خودبيافريد، بادها را به سبب رحمت و مهربانيش پراكنده كرد، حركت وجنبش زمين رابه سنگهاى بزرگ، كوهها ميخ كوب و استوار گردانيد." امامعليه السلام سپس مىفرمايد:"اساسِ دين، شناختن او است." پس علم دين از ايمان به خداوند سبحان آغاز مىشود كه خاستگاه اين وجوداست و نخستين پلّه دين، شناخت خاستگاه اين وجود است و كمال شناخت اقرارو تصديق بدوست و كمال تصديق بدو يگانه دانستن اوست و كمال يگانه دانستن اوخالق كردن عمل است براى او و كمال اخلاص براى او نفى صفتها از اوست، پسآن گونه كه سرور پرهيزكاران على بن ابىطالبعليه السلام تأكيد مىفرمايد: "أَوّلُ عِبَادةِ اللَّهِمَعْرِفَتُهُ.(9)" گاهى مخلوق، خالق خود را با اداى فريضه نماز، يا روزه و يا زكات پرستشمىكند، گاهى با جهاد، كشتن و كشته شدن در راه او، ليكن شناخت خدا از همهگونههاى پرستش، برتر است، زيرا از راه شناخت خداست كه فريضهها به كمالمىرسد و از همين راه است كه پذيرفته مىافتد، پس كسى كه نماز بگزارد و نداندبراى چه كسى نماز مىگزارد، يا روزه بگيرد و نداند كه براى چه كسى روزه مىگيردو كسى كه جهاد كند و كشته شود و نداند كه در راه چه كسى جهاد كرده و كشته شدهاست، اعمالش بيهوده و موجب حسرت خواهد بود و گاهى دنيا و آخرت را دركنار هم از كف مىنهد، زيرا تلاشش نقش بر آب مىشود، نكوهيده، تار و مار درگوشهاى زانوى غم به بغل مىگيرد. بنابراين از امام علىعليه السلام روايت شده است: "سر آغاز پرستش خدا شناختاوست و اصل شناخت او اعتقاد به يگانگى اوست و نظام يگانى او نفى صفات ازاوست. شأن او بسى اجلّ از آن است كه صفات بر او وارد آيد، زيرا به گواهى عقلهر كه صفات بر او وارد آيد دست پرورده است و همه عقول گواهند كه مقامكبريايش سازنده و پردازنده است نه دست پرورده و ساخته شده ..."(10) اينك براى اين كه نقطه آغاز اين بحث پر دامنه را مهيّا سازيم، شايسته است باتوسّل به احاديث پيامبرصلى الله عليه وآله و روايات اهل بيتعليهم السلام بدين مهم همّت گماريم، كهاين احاديث، نسيم اميد بهرحمت خداوند سبحان را بهوجود ما مىوزند و افقهايىاز دانش اسلامى را به روى ما مىگشايند كه در عرفان و حكمت جلوه مىيابند،ترديدى نيست كه اهل بيت نخستين و بهترين كسانى هستند كه خداوند سبحان راآن گونه كه بايد شناختهاند و از همين روست كه پروردگار، ايشان را برگزيده است.
|
|