مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|
بهشت، بهاى توحيد
پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايد: "سوگند به آن كه مرا بحق، بشارت دهندهبر انگيخت، هرگز خداوند يكتا پرستى را به آتش كيفر ندهد و اهل توحيد،شفاعت مىكنند و شفاعت آنها پذيرفته مىشود." سپس حضرتصلى الله عليه وآله فرمود:"هنگامى كه روز رستخيز فرا رسد، خداوند تبارك و تعالى به جماعتى كه در دنيااعمالى زشت داشتهاند فرمان در افكندن به آتش مىدهد. آنها عرض مىكنند:پروردگارا چگونه ما را به آتش در مىفكنى و حال آن كه ما در دنيا به يگانگى تو باورداشتيم؟ وچگونه زبان ما را مىسوزانى و حال آن كه در دنيا به يگانگى تو گويابودهايم؟ وچگونه دلهاى ما را مىسوزانى و حال آن كه در برابر تو، پيشانىماليدهايم؟ وچگونه دستهاى ما را مىسوزانى و حال آن كه آنها را براى دعا به درگاهتو بالا بردهايم؟ در اين هنگام خداوند سبحان مىفرمايد: اى بندگان من! كارهاىشما در دنيا بد بودهاست و كيفر شما آتش دوزخ است. آنها عرض مىكنند: خدايا!گذشت تو بيشتر است يا گناه ما؟ خداوند مىفرمايد: گذشت من. آنها عرضمىكنند: آيا رحمت تو گستردهتر است يا گناهان ما؟ خداوند مىفرمايد: رحمتمن. آنها عرض مىكنند: اقرار ما به توحيد تو بزرگتر است يا گناهان ما؟ خداوندمىفرمايد: اقرار شما به توحيد من بزرگتر است. آنها عرض مىكنند: بار پروردگارا!پس گذشت و رحمت تو كه هر چيز را در بر مىگيرد، ما را نيز در بر مىگيرد. خداوندسبحان مىفرمايد: اى فرشتگان من! به عزّت و جلالم سوگند خلقى را محبوبتر ازكسى نيافريدم كه به توحيد من اقرار كند و خدايى جز من نداند و بر من حق است كهاهل توحيد خود را به آتش در نيفكنم. اى بندگان من! به بهشت در آييد."(11) در دعاى روايت شده از معصومين آمده است كه: "هر كه درى را زياد بكوبداميد است كه پاسخى دريابد."، و آدمى هنگامى كه با دلى شكسته خدا را بخواند،بار ديگر از او پناه جويد، زيرا ممكن است ميان او و خدا هزاران حجاب باشد و هرچه دعا كننده "يا اللَّه" را تكرار كند يك حجاب از اين حجابها فرو مىافتدتا آن كه بنده، به كانون نور مىرسد و خداوند سبحان كه نسبت به بندگان خود لطفدارد بدو جواب دهد كه: پاسخت مىدهم و مىپذيرمت، اى بنده من! مرا بخوانتا تو را پاسخ گويم. شايد مهمترين دعا كه بايد آن را بر زبان آوريم اين باشد كهخداوند ما را از آتش دوزخ حفظ كند: )... رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ * رَبَّنَا إِنَّكَ مَن تُدْخِلِ النَّارَ فَقَدْأَخْزَيْتَهُ وَمَا لِلْظَّالِمِينَ مِنْ أَنْصَارٍ(12)). "...پروردگارا! اين را باطل نيافريدهاى، پاكى براى توست، پس ما را از عذاب آتش)جهنّم( حفظ كن. پروردگارا! كسى را كه تو به آتش در آورى حقّا كه رسوايشكردهاى، و ستمكاران ياورانى نخواهند داشت." برخى در اين دنيا مىخواهند در هر يك از عرصههاى زندگى پيشتر از ديگرانباشند و برخى ديگر به ريزهخوارى هر چيز بسنده مىكنند. شمارى از مردم از خداخواسته پيش پا افتادهاى را طلب مىكنند كه حتّى با نيازهاى دنيوى آنها تناسبندارد، در حالى كه شمارى ديگر تنها به اين كفايت نمىكنند كه از خداوند سبحانبخواهند كه آنها را از عذاب آتش دوزخ حفظ كند، بلكه پا را از اين فراتر مىگذارندو از خداوند - كه هم نزديك است و هم پاسخ دهنده - مىخواهند كه آنها را ازخوارىِ روز رستخيز حفظ كند، همان گونه كه از خدا مىخواهند رضوان الهى رابهره ايشان گرداند؛ رضوانى كه در قرآن كريم از خود بهشت، بزرگتر قلمداد شدهاست ورستگارى عظيمى به شمار آمده است: )وَعَدَ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةًفِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِنَ اللَّهِ أَكْبَرُ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ(13)). "خداوند به مردان و زنان مؤمن باغهايى را وعده داده است كه از فرودست آنجويباران روان است كه در آنجا جاودانهاند و سرهاى پاك در بهشتهاى جاويدان.وخشنودى خداوند بسى بزرگتر است، اين رستگارى بزرگ است." تمامى اين امور به سطح شناخت بنده از خداى خويش پس از شناخت ذاتخودش، وابسته است، چنانكه در حديث نبوى آمده است كه: "هر كه خويش راشناخت به تحقيق خدايش را شناخته است."(14) اين شناخت بهترين معيارى است كه شخصيت انسان را مشخّص مىسازدومعيارهاى ديگر غبارى گذرا و بىاهميت هستند، به ويژه هنگامى كه به خاطرآوريم نمودهاى وجود، ناگزير در روزى از روزها كه نزد پروردگار مشخّص استدستخوش نابودى و نيستى مىگردد. بزرگترين دليل در آنچه ياد آور شديم آيات قرآن مجيد است كه با وضوحوصراحت كامل با ما از اين حقيقت سخن گفته و مىفرمايد: )رَبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِياً يُنَادِي لِلْإِيمَانِ أَنْ آمِنُوا بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّاسَيِّآتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الْأَبْرَارِ(15)). "خدايا! ما از ندا دهندهاى شنيديم كه نداى ايمان سر مىداد و اين كه به خدايتان ايمانآوريد و ما هم ايمان آورديم، پس گناهان ما را ببخش و بديهامان را ببخش و با نيكانبميرانمان." مضامين ارزشمندى كه به اختصار در اين آيه مباركه آمده است حاكى از نداىمستقيم خداوند است براى بشر و آنچه شايسته است بدان باور يابد، رفتاروشخصيتش را بر آن اساس، ميزان كند. اين آيه از لايهاى از مؤمنان سخن مىگويدكه نداى ايمان را شنيدهاند و بر اساس شخصيت والايشان چارهاى نيافتهاند، مگرآن كه در برابر اين ندا تسليم گردند. آنها باورشان چنين است كه كارهاى پاك و نيكو كه از آنها سر مىزند - به رغموجوب و اهميّت آنها - هيچ گونه سنگينى و گرانى در بر ندارند. آنها پس از شناختخدا و يقين به وضع خود و شأن خدايشان دريافتهاند كه از گناهان و امور مهلك جزرحمت خداوند متعال، رهانيدهاى نيست، چرا كه خداوند، منّت مىنهد و رحممىكند و كرامت دارد و تنها توحيد است كه آدمى را از بديها نجات مىدهد و بهنعمت ابدى مىرساند و اين توحيد حاصل نمىشود، مگر پس از شناخت خداوندعزّ وجلّ. پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله سخن مهمى دارد كه در آن تأكيد مىفرمايد: "توحيدبهاى بهشت است."(16) و "خدا را يكى بدان تا با يكتا دانستن خدا، بهشت را بخرى." ابوذر غفارى - رحمه اللَّه - مىگويد: "شبى از شبها از خانه بيرون آمدم كه ناگاهپيامبر اكرمصلى الله عليه وآله را ديدم كه به تنهايى قدم مىزند، من گمان كردم كه حضرتصلى الله عليه وآلهنمىخواهد كسى در خدمت ايشان باشد. من همچنان در تاريكى راه مىرفتم كهحضرتصلى الله عليه وآله متوجّه من شد و مرا ديد و فرمود: تو كيستى؟ عرض كردم: قربانتگردم ابوذر هستم. فرمود: اى اباذر! پيش بيا. من ساعتى با حضرتصلى الله عليه وآله قدم زدم.حضرتصلى الله عليه وآله فرمود: آنها كه زياد دارند، به روز رستخيزاند كه، مگر آن كه خداوندخيلى بدو عطا كند و به چپ و راست او و پس و پيش او بدمد. ابوذر مىگويدساعتى را با پيامبر راه رفتم. حضرتصلى الله عليه وآله فرمود همين جا بنشين و مرا در محيطى كهاطرافش سنگ بود نشاند و فرمود همين جا بنشين تا من باز گردم. ابوذر مىگويد:حضرت در صحراى پر سنگ و كلوخ رفت تا آن كه پنهان شد و من ديگر او رانديدم. حضرتصلى الله عليه وآله مدّتى طولانى نيامد و آنگاه من شنيدم كه پيامبر در حالى كهمىآيد مىگويد: حتّى اگر زنا يا سرقت كند. ابوذر مىگويد: چون پيامبر رسيد منديگر شكيبايى نتوانستم و عرض كردم: يا رسول اللَّه! خدا مرا فداى تو گرداند، دراين سر زمين پر سنگ و كلوخ با كه سخن مىگفتى؟ من صداى كسى را نشنيدم كهپاسخ تو را دهد. حضرتصلى الله عليه وآله فرمود: او جبرئيل بود كه در اين سرزمين خود را بهمن عرضه كرد و گفت: به امّتت مژده بده كه اگر كسى بميرد در حالى كه به خداوندعزّوجلّ شرك نورزد به بهشت در آيد. پيامبر فرمود: به او گفتم: اى جبرئيل! حتىاگر زنا و سرقت كند؟ گفت: آرى، حتّى اگر مىگسارد."(17) اگر چه شيخ صدوق - قدس اللَّه نفسه الذكية - و ديگر علماى برجسته بر اين خبرحاشيه زده و گفتهاند انسانى كه جبرئيل از او سخن گفته است، نمىميرد تا آن كهخداوند سبحان پيش از مرگ، توفيق توبه بدو دهد و علامه مجلسى مىگويد:شايسته نيست به اين گونه اخبار مغرور شد و به ارتكاب گناه، جسارت يافت. ليكن به نظر مىرسد مسئله - چنان كه برخى از علماى والا اشارت كردهاند - دربين اين دو نظر، وضعى ميانه دارد، زيرا وضع مطلوب ايمان در انسان، آن است كهآدمى با الهام از شناخت خدا در حالت بيم و اميد سر كند. او از خدا و رحمتش اميدمىبَرد آن گونه كه گويى هرگز گناه نكرده است و از خدا و كيفرش مىهراسد آن گونهكه گويى هرگز فرمانش نبرده است. به هر روى ضرورت پرداختن به عرفان اسلامى در دو عامل اصلى نهفته است: اوّل - امواج فرهنگىِ وارداتى، طبيعت جوامع اسلامى وانديشه مسلمانانرا تيرهمىسازند و ما نيز تا زمانى كه در دژ توحيد و خداشناسى پناه نگرفتهايم در معرضاين تأثير قرار داريم. در عقايد، تقليد جايز نيست و هر فرد بايد معيارى قرآنى دردست داشته باشد تا در پرتو آن خداى خويش را آن گونه كه بايد بشناسد و اين از راهتلاوت قرآن و ژرف انديشى در آيات آن شدنى است. پس بينشهاى قرآنى كه آياتشريفه آنها را بيان كردهاند، پيامبراكرمصلى الله عليه وآله وامامان هدايتگرعليهم السلام آنهارا تفسير كردهاندمعيارى به شمار مىآيند كه همه ما را ملزم مىكند كه آنها را در اختيار داشته باشيم. دوم - والاترين و ضرورىترين علوم، دين شناسى است كه آن نيز درجاتى داردو بالاترين درجه آن توحيد خداى سبحان است.
|
|
|
مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|