چرا علم كلام؟
هنگامى كه فرهنگ اسلامى با نوسان رو به رو شد و در نتيجه شرايط سياسىواجتماعى تحت تأثير هرج و مرج قرار گرفت، به ويژه پس از كشته شدن خليفهسوم، پرسشهايى در جامعه اسلامى مطرح گشت كه عرصه فرهنگ نمىتوان تأثيرآنها را ناچيز شمرد و بدين ترتيب لرزه به انديشهها راه يافت و اين عامل، خودانگيزهاى گشت براى علماى دين تا دانش و يا فنّى را بنيان نهند كه بتواند توازنفضاى فرهنگى و تعادل فكرى را بر قرار كند. اين از يك سو و از سوى ديگر بابدانشى كه پيامبر كاملاً در برابر مسلمانان گشوده بود و سخنان ارزشمندى همچون:"من شهر علم هستم و على دروازه آن" و "على داورترين شماست."(25) و "هر كه منمولا و سرور اويم على نيز مولا و سرور اوست"(26)، و نيز دروازه در آمدن به معارفالهى كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله آن را با اين فرموده گشوده بود كه: "من در ميان شما دوگوهر گرانسنگ مىنهم مادام كه به آن دو چنگ زنيد هرگز گمراه نشويد: كتاب خدا وعترت من يعنى اهل بيتم."(27) همگى به سبب طوفانهاى جاهليت جديد در جامعهنوين اسلامى و هوسهاى سلطه جويانه پارهاى گروهها به عقب رانده شدند؛گروههايى كه مىكوشيدند اهل بيت عصمت را از مراكز هدايت آگاه كردن دور كنندو در نتيجه مردم را از تفسير قرآن كريم بر كنار نگه دارند، لذا انديشههاى بيگانهوارداتى، جامعه اسلامى را مورد تهاجم قرار مىداد و مردم نيازمند فرهنگجايگزينى بودند و بدين ترتيب نظريههاى جديدى رشد كرد و مكاتب فكرىگوناگونى بنيان نهاده شد و بدين سان امثال حسن بصرى و واصل بن عطا به صحنهآمدند، مكاتب و ديدگاههاى ديگرى در علم كلام و فقه، پديدار شد. شوريدن جامعه شبه جزيره عربستان بر واقعيت عقب مانده خود در پرتودرخشش نور اسلام و ظهور رسالت محمّدى موجب شكوفايى تمدّن اسلامى درسده نخست هجرى شد و از آنجا كه اسلام نور خدا را بر سرزمينهاى مجاور شبهجزيره تا باند و مسلمانان، عراق، سوريه و مصر را گشودند و بدين ترتيب با تمدّنروم شرقى و ايران باستان تماس يافتند، لذا در نتيجه اين تماس و برخورد ميانتمدّن اسلامى با آن تمدّنها، انديشهها بر يكديگر تأثير نهادند و دو شيوه فكرى بهعرصه در آمد، كه يكى از آن دو در پيروان انديشههاى وارداتى جلوهگر شد، اينعدّه همان فلاسفهاى همچون ابن مقفّع، ابن ابى العوجاء، عبداللَّه ديصانىوزنديقان ديگرى از اين دست بودند و گروه ديگرى مىكوشيدند ميان انديشههاىوارداتى واصيل سازش برقرار كنند، اينان همان كسانى هستند كه علم كلام امروز رابنيان نهادند.
|
|