معارف الهى
براى ارائه گوشهاى از فلسفه بشرى ناگزير بايد روشن كنيم، انديشهاى كه ازسوى خداوند متعال به انسان وحى مىشود. از اثر پذيرى شرايط و هرگونه آلايشىمنزّه است، از تأثيرات حالات روانى انسان شرايط فرهنگى، اقتصادى و سياسىهمچون طبيعت توليد، يا شيوه حكومت و يا نظاير آن، به دور است، زيرا اينانديشه از هرگونه هوى و هوسى بر كنار است و چونان دانش پيامبر حضرتمحمّدصلى الله عليه وآله است كه خداوند درباره آن مىفرمايد: )وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْيٌ يُوحَى (31)). "و از روى خواهش )نفسانى( سخن نمىگويد، آن قرآن جز وحى نيست كه )برپيامبر( فرستاده مىشود." شبه جزيره عربستان در روزگار نزول قرآن كريم با آنچه كه از اوضاع اقتصادى،فرهنگى و اجتماعى برخوردار بود كه نمىتوانست در ماهيت معارف قرآنى اثر نهدو بلكه بايد عكس آن را صحيح دانست، زيرا رسالت محمّدى به عرصه آمد تاانسان را به سوى تكامل هدايت كند، زيرا قرآن كريم قرآنِ شبه جزيره نبود و از آنسرزمين نروييد و زاده آن جامعه نبود، بلكه از سوى خداوند چيره پاكى وحىمىشد كه هيچ چيز بر او پوشيده نبود و هوسى بر او اثر نمىنهاد در حالى كه انديشهبشرى چنين نيست و معمولاً زاده شرايط است.
|
|