برگرفتن انديشهها
انديشه بشرى از واقعيتى سرچشمه مىگيرد كه آدمى در آن سر مىكند و بنابراينپيرو اين واقعيتاست وبا دگرگونىِآن دگرگونى مىپذيرد. شرايط، در حقيقت هماناست كه معمولاً بر انديشه بشرى حاكميت دارد و در نتيجه در همين انديشه جلوهگرمىشود. براى مثال اگر براى دو انسان كه در دو مكان و زمان دور از هم، شرايطيكسانى پديد آيد توقّع ما در اين هنگام آن است كه اين شرايطِ همسان دو انديشههمسان را به بار آوَرد و اين در حالى است كه كوچكترين تماسى ميان اين دو فردنبودهاست وميان آندو قرنها فاصلهزمانى ومسافتهاى دور مكانىبودهكه كاروانهاىبازرگانى و يا وسايل علمى هم قادر به پيمودن آن نبودهاند. بنابراين دور نيست كهچند هزار سال پيش - مثلاً نُههزار سال پيش - در مصر انسانى همان انديشهاى راداشته كه شخصى امسال در هند آن را دارد، در صورتى كه ما شرايط آنها را همسانبيانگاريم بى آن كه يكى از آن دو اين انديشه را از ديگرى اقتباس كرده باشد. براى مثال، انقلاب به دليل وجود شرايط خاص و عوامل معّينى پديد مىآيد،پس لاجرم هر جا ستمى در ميان باشد، مبارزهاى با آن ستم خواهد بود و هرگاهانديشهاى يافت كه اين چالش را ساماندهى كند و رهبريى كه اين چالش را تمركزبخشد و بدان سمت و سو دهد، پس همانجا انقلاب شكل خواهد گرفت. در اختراعات نيز چنين است و چه بسا فردى در يكى از شهرهاى آلماناختراعى كند و فرد ديگرى همان اختراع را در همان سال و حتّى همان ماه در يكىاز شهرهاى آمريكا ارائه كند، اين هرگز به آن مفهوم نيست كه يكى از آن دو اختراعخود را از ديگرى ستانده است. ما اينسخنرا مىگوييم وتا تأكيد كرده باشيمبر اينكه هيچدورنيستانديشههايىرا يك نابغه يونان باستان فرا پيش نهد و بار ديگر يك فيلسوف مسلمان در سدهششم هجرى همان انديشه را مطرح كند و باور ما هرگز چنين نيست كه فيلسوفمسلمان، انديشههاى خود را از فيلسوف يونانى ستانده است. آرى، معمولاً تاريخنگاران فلسفه و فرهنگ مىكوشند ميان انديشمندان، پيوند برقرار كنند و به محضوجود تشابه ميان دو انديشه و يا سبقت يكى بر ديگرى در ارائه اين انديشه ادّعامىكنند كه اين انديشمند انديشههاى خود را از آن ديگرى ستانده است. ما به آنهامىگوييم انتقال يك انديشه از نسلى به نسل ديگر و از كشورى به كشور ديگر، امرىكاملاً شدنى است، به ويژه در روزگار ما كه آكنده از عوامل زمينهساز و ابزار علمىپيشرفته است، ليكن اين هرگز بدان معنا نيست كه هر كس، آن انديشد كه ديگران،ناگزير انديشه خود را از آنها ستانده و يا به تقليدشان پرداخته است.
|
|