فصل دوم : علم، نماياننده حقايق
هنگامى كه اسلام و بينشهاى آشكار قرآنىِ آن معمّاى علم را كشف مىكنندوآدمى بدون هيچ گونه رنجى در پرتو وجدان خويش آن را باز مىيابد، يا هنگامىكه قرآن، حقيقت آدميان را بديشان ياد مىآورَد و نهفتههاى عقلشان را به ظهورمىرساند و فطرت درونيشان را جلا مىدهد، در اين هنگام شگفتى آدمى را در برمىگيرد امرى را كه كشف كرده يك امر آشكار و هويدايى بوده، پس چگونه از نظراو پنهان مانده است. امام صادقعليه السلام درباره علم مىفرمايد: "علم نورى است كه در قلب هر كه خداوندتبارك خواهان هدايت او باشد قرار مىگيرد."(71) پس نور در اين جا به معناى پرتوهايى نيست كه از چراغهاى برقى و شبيه آن و يااز خورشيد تابيده مىشود، بلكه نور، همان عاملى است كه پرده از پديدهاىبرمىگيرد. همان گونه كه چراغ يا نور خورشيد بر پديدههاى مادّى و محسوستابيده مىشود و عيانشان مىگرداند، عقل و علم حقايق را براى انسان كشفمعنوى مىكنند. پس "علمنورىاست كهدر قلب هركه خداخواهان هدايتاو باشد قرارمىگيرد".اين زيباترين و شگفتترين سخنى است كه مىتوان گفت، دورنمايهاى دقيق،آسان و سهل الادراك و عليرغم عميق بودن آن، براى بسيارى آشكار است. سخنى كه بشريت از پنچ هزار سال پيش به اين سو، هنوز نتوانتسه است آن رادرك كند و همچنان در حلقهاى ميان تهى مىگردد بى آن كه بتواند حقيقت سادهاىرا كه اين حديث آن را بيان مىكند كشف كند، يا به درك اين حديث نايل آيد كهمىفرمايد: "همانا خداوند عقل را از نور مخزونى بيافريد كه در علم سابقش نهفته بود؛علمى كه نَه پيامبر مرسلى بر آن آگاهى يافت و نَه فرشته مقرّبى..."(72) حتّى فيلسوفان بزرگ و عارفان برجسته از فهم و درك درونماى اين سخنانبسيط كه پرده از آفاتى برمىگيرند ناتوانند و از همين جا حقيقت اين سخن رخمىنمايد كه برماست تا از دروازه اسلام وارد شويم، با قرآن كريم، سنّت نبوىوسخنان اهل بيتعليهم السلام، تذكّر بيابيم و اين نيز همان حديثى است كه از امامصادقعليه السلام روايت شده است: "هر كه خدا را بپرستد بدون آن كه حقيقت را از عالمى صادق شنيده باشدخداوند او را به سرگردانى و فنا بكشاند و هر كه ادّعا كند چيزى جز از درى شنيدهكه خداوند به روى بندگانش گشوده است مشرك مىباشد و اين در، همان )پيامبر(امين است كه امانتدار اسرار پنهان خداوندى است."(73) بنابراين هنگامى كه آدمى از ورود از درِ اهل بيت پيامبرعليهم السلام بركنار بيفتدونخواهد از درِ علم، آگاهى ستاند و از در، به خانهها وارد نشود، در سرگردانىوگمراهى باقى مىمانَد و بر محور حلقهاى ميان تهى مىگردد، همچنان برگردخويش مىگردد و نمىداند از كجا وارد شود.
|
|