مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
فصل سوم : حدود علم‏
عقل و معيارهاى انديشه‏

در آغاز شايسته است بگويم: عقل آدمى آفريده‏اى است برخوردار از امكانات‏قابل توجّهى نسبت به ديگر آفريده‏ها، ليكن همزمان، محكوم قوانين و سنتهايى‏است كه بايد براساس آنها ره بپيمايد و در غير اين صورت آفريده‏اى بى اهميّت‏خواهد بود و چه بسا بارگرانى بر دوش صاحبش باشد. دقيقاً چونان شاگردى درمدرسه ابتدايى كه مى‏كوشد مسائل رياضى دانشگاهى را در حالى حل كند كه هنوزمسائل مرحله خود را به خوبى فرا نگرفته است. چنين شخصى به علاوه ناتوانى ازحل اين گونه مسائل آنچه را هم در آغاز در مدرسه آموخته بود به تشويق و تباهى‏مى‏كشاند. يا مانند كسى كه توان او حمل وزنه يكصد كيلوگرمى است، ولى‏مى‏كوشد با يك جهش، پانصد كيلوگرم را بر دوش بكشد، غافل از اين كه درجستجوى انجام امر محالى است و در ستون فقرات خود گونه‏اى نارسايى جدّى به‏وجود خواهد آورد، تا جايى كه ديگر نخواهد توانست همان صد كيلوى نخستين راهم بر دوش حمل كند.
انسان نيز چنين است، او هرگاه بخواهد علمى را فرا بگيرد كه بالاتر از سطح‏عقل اوست نه تنها نخواهد توانست به اين علم احاطه يابد بل علوم گذشته خود رانيز به بوته فراموشى خواهد نهاد، زيرا در پيمودن راه تكامل بر معيارهايى،نادرست تكيه ورزيده است. اين معيارها مى‏توانند بر كلّ انديشه‏هاى او و سطحى‏كه از آن برخوردار بوده اثر بگذارند.
بر اين اساس چشم دوختن به كسب علم مقتضى فراهم آمدن بستر عقلىِ‏مناسب آن است، پس همان گونه كه محدوديت ذهنى مانع از رسيدن به علوم‏پيشرفته است، گسترش افق فكرى و عقلى نيز اگر در بستر مناسبش به كار گرفته‏نشود بارگرانى خواهد بود بر دوش صاحب آن.
شمارى از فلاسفه كوشيده‏اند با عقل خود به آن سوى غيب بجهند در حالى كه‏پيش از آن از حل ساده‏ترين مسائل طبيعى كه مردم عادى هم آنها را درك مى‏كردندناتوان بودند، زيرا تركيب عقول ايشان متزلزل و فاسد شده بود.
براى مثال؛ فلاسفه يونان معتقد بودند كه آسمان نمى‏تواند تبديل و تغيير پذيردو آسمانى كه ما آن را مى‏بينيم از جهانى است برتر از جهان مادّه. آنها مى‏گفتندستارگان و اختران همچون ميخهايى سيمين هستند كه آسمان را نگه مى‏دارند.
ارسطو طاليس معتقد بود كه مرد برتر از زن است، زيرا تعداد دندانهاى او بيشتراست. اين اعتقاد در روزگار ما نوعى ديوانگى تلقّى مى‏شود.
باورها و انديشه‏هاى خرافى بسيارى ديده مى‏شود كه دانشمندان برجسته بدان‏گرفتار آمدند، زيرا مى‏كوشيدند چيزى را درك كنند كه بديشان داده نشده بود و به‏آن سوى معيارهاى انديشه درست بجهند، به علاوه اين تصوّر خطاى آنها كه گمان‏مى‏كنند به مرحله‏اى از علم رسيده‏اند كه نمى‏توانند در انديشه‏هاشان بازنگرى كنندو جاى پاى خود را بكاوند.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها