مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
علم خداوندى‏
انسان نبايد خود را در فرو رفتن در علومى كه مأمور كندو كاو از آنهانيست،گرفتار سازد و او را همين بس كه به آنچه درباره آنها در قرآن و احاديث پيامبروائمه‏عليهم السلام آمده كفايت كند. پس اگر علم انسان به اشياء بانورى ميسّر مى‏گردد كه‏خداوند بدو بخشيده و اين اشياء به گونه‏اى حضورى و مستقيم براى او منكشف‏مى‏شود، ولى علم خدا به اشياء كشف بى واسطه آنهاست و علمى است كه به اوافزوده نشده، زيرا خداوند، خود علم و خاستگاه آن است. در اين جا بايد از برخى‏روايات رسيده دراين زمينه پرتو گرفت:
امام حسن عسگرى مى‏فرمايد:"بگوييد: همانا خداوند نورى است كه تاريكى‏در آن راه ندارد، حياتى است كه مرگ نمى‏پذيرد و بى‏نيازى است كه مدخلى در آن‏يافت نمى‏شود."(89) پس خداى ما ذاتاً نورانى است، ذاتاً زنده است، ذاتاً عالم‏است، ذاتاً صمد و بى نياز است.
امام رضاعليه السلام مى‏فرمايد:"همانا خداوند متعال پيش از آفريده شدن پديده‏هابدان آگاه است، خداوند عزّوجلّ مى‏فرمايد: "ما آنچه را انجام مى‏داديدمى‏نوشتيم." و به دوزخيان فرمود: "اگر بازگردانده شوند دوباره به همان چيزى بازمى‏گردند كه از آن نهى شده‏اند و آنها دورغگويانند" خداوند عزّوجلّ مى‏دانست كه‏اگر آنها را باز گرداند به همان امورى كه از آنها بازشان داشته روى مى‏آورند و درپاسخ ملائكه هنگامى كه عرض كردند: آيا در زمين كسى را قرار مى‏دهى كه تباهى‏كند و خون بريزد در حالى كه ما تو را به پاكى مى‏ستاييم و تقديست مى‏كنيم،خداوند فرمود: من چيزى را مى‏دانم كه شما نمى‏دانيد، پس علم خدا پيوسته‏علمى سابق بر اشياء است و قديم است پيش از آن كه آنها را بيافريند. پس خداى مابزرگ، والامقام و عظيم است."(90)


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها