پيوند عقل با وحى
اين پرسشها از ذهن هر خردمندى مىگذرد و براى پاسخ بدانها ماناگزير بايد درمباحث علم، عقل و پيوند عقل با وحى مبحثى نو بگشاييم. سخن ما اين است كه قرآن و عقل توأم با يكديگر بوده و از هم جدايى نپذيرند. در اين جا حقيقتى وجدانى در كار است كه در جزئيات، شناخته شده است،ليكن در چارچوب كلّى همچنان ناشناخته باقى مانده است و به ديگر سخنجزئيات اين حقيقت نزد هر انسانى معلوم است و هرگاه اين جزئيات در كنار همنهاده شوند چارچوب يا ساختارى كلّى از فلسفه اسلامى در عرصه علم و وحىتشكيل مىدهند. انسان براى رسيدن به اوج روحى، تكامل معنوى، پيشرفت مدنى و مادى كهچشم بدان دارد ناگزير بايد در راه خود با بسيارى از گردنهها روبرو گردد، اگر نتوانداز اين گردنهها بگذرد و حتى آنها را در اختيار گيرد نخواهد توانست به اين والايىوپيشرفت دست يابد، خواه در زمينه معنويات و يا در زمينه تمدن مادى باشد. دراين جا پيوند ژرف و استوار ميان قرآن كريم و عقل رخ مىنمايد و آشكار مىشود كهاين دو توأم هستند كه از هم جدايى نمىپذيرند و هر دو در اين كه نيروى ارادىِسترگى در اختيار آدمى بنهند كه بتواند از اين گردنهها بگذرد و بر آن چيرگى يابد،حتّى به قُلّه كمال معنوى و روحانى از يك سو و به اوج پيشرفت مادى مدنى ازسوى ديگر برسد همداستانند. از اين گذشته توانايى قرآن كريم و قدرت عقل در گذشتن از اين گردنههاىدشوار، برداشتن آن از مسير انسان دليل روشن، حجت مبيّن و برهان قاطعى استبر صحّت قرآن از يك سو و سلامت عقل از سوى ديگر، به ديگر سخن هنگامى كهعقل راهنماى ماست به سوى قرآن و قرآن راهنماى ماست به سوى عقل، پسعقل ما را بدانجا هدايت مىكند كه قرآن از سوى خداوند سبحان است، قرآن،عقل را به ما ياد آورى مىكند و آن را در درون ما شكل مىدهد و در واقع، فطرت رادرجان ما شفاف مىكند. پس اين دو در يك نقطه مشترك به يكديگر مىرسندونيروى آدمى را آزاد مىسازند. رسيدن به اوج، در حدّ خود يعنى سلامت راه و آدمى هنگامى كه به قلّه كمالمىرسد در مىيابد كه راه او براى رسيدن، سالم و درست بوده است. و آنگاه كه باديگران رايزنى مىكند و نظر آنان را در موردى مىطلبد، يا آنگاه كه به او از راهى كهدرپى آن است خبر مىدهند، او به آن مورد يا راه دست مىيابد و به هدف خودمىرسد، در اين هنگام او نمىتواند انكار كند كه راهنما و مخبر او در راهنماييشمخلص، در سخنش راست و در نقل قولش درستكار بوده است و در نتيجههدايتگرى راهنما بوده است، هنگامى كه صحّت از تجربيات، دادههاى ديگرانودرستى نتايج آنها اطمينان مىيابد البته نخواهد توانست مهارت آنها را انكار كند،يا هنگامى كه نياز، او را به رسيدن به اين نتايج مورد نظر وا مىدارد، از آنها بىنيازىجويد. آدمى هنگامى كه يكبار براى درمان به پزشكى مراجعه مىكند و عملاً از آنبيمارى بهبود مىيابد، ناگزير بار ديگر به سبب بيمارى ديگرى به همان پزشكمراجعه خواهد كرد، زيرا درستى درمان و مهارت دانش او را به يقين دريافته است.خداوند سبحان مىفرمايد: )قُلْ أَيُّ شَيْءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ...(91)). "بگو شهادت چه كسى از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواهاست..." و يكى از معانى شهادت خداى متعال بر صدق رسالتهاى او اين است كه آدمىاز طريق قرآن و عقل مىتواند به آرمانها بلند پروازيها و بلكه كمال خود دست يابد. در اين جا سؤال ديگرى مطرح شدنى است: گردنههايى كه بر سر راه ما قراردارند كدام بوده؟ و وحى چگونه اين گردنهها را از ميان بر مىدارد و به ما توانايىگذر از آنها را مىبخشد؟
|
|