مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
پيوند عقل با وحى‏
اين پرسشها از ذهن هر خردمندى مى‏گذرد و براى پاسخ بدانها ماناگزير بايد درمباحث علم، عقل و پيوند عقل با وحى مبحثى نو بگشاييم.
سخن ما اين است كه قرآن و عقل توأم با يكديگر بوده و از هم جدايى نپذيرند.
در اين جا حقيقتى وجدانى در كار است كه در جزئيات، شناخته شده است،ليكن در چارچوب كلّى همچنان ناشناخته باقى مانده است و به ديگر سخن‏جزئيات اين حقيقت نزد هر انسانى معلوم است و هرگاه اين جزئيات در كنار هم‏نهاده شوند چارچوب يا ساختارى كلّى از فلسفه اسلامى در عرصه علم و وحى‏تشكيل مى‏دهند.
انسان براى رسيدن به اوج روحى، تكامل معنوى، پيشرفت مدنى و مادى كه‏چشم بدان دارد ناگزير بايد در راه خود با بسيارى از گردنه‏ها روبرو گردد، اگر نتوانداز اين گردنه‏ها بگذرد و حتى آنها را در اختيار گيرد نخواهد توانست به اين والايى‏وپيشرفت دست يابد، خواه در زمينه معنويات و يا در زمينه تمدن مادى باشد. دراين جا پيوند ژرف و استوار ميان قرآن كريم و عقل رخ مى‏نمايد و آشكار مى‏شود كه‏اين دو توأم هستند كه از هم جدايى نمى‏پذيرند و هر دو در اين كه نيروى ارادىِ‏سترگى در اختيار آدمى بنهند كه بتواند از اين گردنه‏ها بگذرد و بر آن چيرگى يابد،حتّى به قُلّه كمال معنوى و روحانى از يك سو و به اوج پيشرفت مادى مدنى ازسوى ديگر برسد همداستانند.
از اين گذشته توانايى قرآن كريم و قدرت عقل در گذشتن از اين گردنه‏هاى‏دشوار، برداشتن آن از مسير انسان دليل روشن، حجت مبيّن و برهان قاطعى است‏بر صحّت قرآن از يك سو و سلامت عقل از سوى ديگر، به ديگر سخن هنگامى كه‏عقل راهنماى ماست به سوى قرآن و قرآن راهنماى ماست به سوى عقل، پس‏عقل ما را بدانجا هدايت مى‏كند كه قرآن از سوى خداوند سبحان است، قرآن،عقل را به ما ياد آورى مى‏كند و آن را در درون ما شكل مى‏دهد و در واقع، فطرت رادرجان ما شفاف مى‏كند. پس اين دو در يك نقطه مشترك به يكديگر مى‏رسندونيروى آدمى را آزاد مى‏سازند.
رسيدن به اوج، در حدّ خود يعنى سلامت راه و آدمى هنگامى كه به قلّه كمال‏مى‏رسد در مى‏يابد كه راه او براى رسيدن، سالم و درست بوده است. و آنگاه كه باديگران رايزنى مى‏كند و نظر آنان را در موردى مى‏طلبد، يا آنگاه كه به او از راهى كه‏درپى آن است خبر مى‏دهند، او به آن مورد يا راه دست مى‏يابد و به هدف خودمى‏رسد، در اين هنگام او نمى‏تواند انكار كند كه راهنما و مخبر او در راهنماييش‏مخلص، در سخنش راست و در نقل قولش درستكار بوده است و در نتيجه‏هدايتگرى راهنما بوده است، هنگامى كه صحّت از تجربيات، داده‏هاى ديگران‏ودرستى نتايج آنها اطمينان مى‏يابد البته نخواهد توانست مهارت آنها را انكار كند،يا هنگامى كه نياز، او را به رسيدن به اين نتايج مورد نظر وا مى‏دارد، از آنها بى‏نيازى‏جويد. آدمى هنگامى كه يكبار براى درمان به پزشكى مراجعه مى‏كند و عملاً از آن‏بيمارى بهبود مى‏يابد، ناگزير بار ديگر به سبب بيمارى ديگرى به همان پزشك‏مراجعه خواهد كرد، زيرا درستى درمان و مهارت دانش او را به يقين دريافته است.خداوند سبحان مى‏فرمايد:
)قُلْ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَكْبَرُ شَهَادَةً قُلِ اللَّهُ شَهِيدٌ بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ...(91)).
"بگو شهادت چه كسى از هر شهادتى بزرگتر است؟ بگو: خدا ميان من و شما گواه‏است..."
و يكى از معانى شهادت خداى متعال بر صدق رسالتهاى او اين است كه آدمى‏از طريق قرآن و عقل مى‏تواند به آرمانها بلند پروازيها و بلكه كمال خود دست يابد.
در اين جا سؤال ديگرى مطرح شدنى است: گردنه‏هايى كه بر سر راه ما قراردارند كدام بوده؟ و وحى چگونه اين گردنه‏ها را از ميان بر مى‏دارد و به ما توانايى‏گذر از آنها را مى‏بخشد؟


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها