درهاى دانش در پرتو قرآن و سنت گشوده مىشود
بزرگترين گردنهاى كه در برابر آدمى قرار مىگيرد پرسشهاى سرگردان كنندهپيرامون سرّ وجود آدمى است. او از كجا آمده است؟ و بهكجا مىرود؟ چه كسى اورا به اين جهان آورده است؟ زندگى و مرگ براى چيست، اين پوشش بزرگ و پايانهولناك، براى چه بوده و پس از مرگ چه مىشود، اگر هدف زندگى سعادت استپس نگون بختى، ستم، سركشى، جنگ، تباهى و نگرانى براى چيست؟ اينها پرسشهاى سرگردان كنندهاى است كه بسيارى از آدميان را به گوشهنشينىوعزلت جويىِ بدور از پيشرفت كشانده و موجب شده آدمى در خود فرو برودوبيرون از چار چوب زندگى پويا بگريزد. اينها فشرده گردنههايى است كه در سر راه تكامل معنوى و پيشرفت مادى انسانقرار گرفته است و عقل عاملى است كه مىتواند اين گردنهها را از ميان بردارد و قرآنكريم، از سويى همين عقل را براى آدمى ياد مىآورَد و از سوى ديگر اگر انسانآيات آن را درك كند، با دل و جان آنها را بپذيرد، اين گردنهها را از سر راه برمىدارد. هنگامى كه آدمى قرآن را به دور از پيچيدگيها و با خلوص، تلاوت مىكندچنين مىيابد كه گويى قرآن فطرت او را بازگو مىكند و با درون و قلبش به مناجاتمىپردازد، لذا با انوار روشنگر و درخشانش هر پردهاى را از برابر ديدگان اوفرومىفكند، بدين ترتيب آدمى علم و شناخت را از لابلاى احكام آن الهام مىگيردو راه، بر او رخ مىنمايد. بدين سان آدمى گام در راهى استوار مىنهد و درك مىكندكه خداوند سبحان، آفريننده آسمانها و زمين است و همه آنها را در اختيار آدمىنهاده. او در مىيابد كه آفريده شده تا خداى را بپرستد: )وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ(116)). "من جنّ و انس را نيافريدم مگر آن كه مرا بپرستند." تا بدين ترتيب از خلال بندگى يكتا طعم آزادى را بچشد و از رحمت خداوندىبرخوردار گردد، زيرا خداوند، همان رحمان و رحيمى است كه رحمتش همهپديدهها را در برگرفته است و تا اين حقيقت را درك كند كه عذاب دنيوى تنها نشاندهنده ستم آدمى نسبت به خويشتن است: )ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ...(117)). "با عملكرد مردم، تباهى بر خشكى و دريا ظاهر شد." )...وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلكِن كَانُوا أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ(118)). "...ما به آنها ستمى نكرديم، بل خود به خويش ستم كردند." و اين كه هر خيرى به آدمى رسد از سوى خداوند عزّوجلّ است و هر شرى، ازسوى خود اوست. قرآن كريم به همه اين پرسشهاى سرگردان كننده انسان پاسخهايى ساده، بليغوروشن مىدهد و هرگاه آدمى با نور تابناك آن پيوند يافت با شتاب بسيار به سوىبلندپروازيها و آرمانهايش در راه تكامل، علوّ معنوى و پيشرفت مدنى گام برمىدارد و همه گردنههايى را كه بر سر راه زندگى او قرار دارد پشت سر مىنهد. از اين گذشته احاديث شريف پيرامون عقل و علم نيز هدايت و اندرزى هستندبراى انسان در راه رسيدن به تكامل و والايى. امام صادقعليه السلام در حديث شريفى درپاسخ به كسى كه از عقل پرسش كرد مىفرمايد: "عقل همان چيزى است كه درپرتو آن خداوند رحمان پرستش مىشود و بهشت به دست مىآيد."(119) همچنين آن حديث مفصل پيرامون سپاهيان عقل و سپاهيان جهل، بدون ترديدسخنى صادق است، زيرا عقل نورى است كه خداوند آن را به انسان بخشيده تا باآن تكامل يابد و راه تكامل، وجود همين صفاتى است كه وحى ما را بدانها فرامىخوانَد. از اين گذشته، تجربيات، صحّت آنچه را كه عقل و وحى، ما را بدانمىخواند اثبات مىكند. ما بايد اين احاديث را با درنگ بخوانيم تا پرتوى باشندبراى هدايت ما، بخشى از زندگى و وجود ما گردند كه بدآنهاعمل مىكنيموبىتفاوت از كنار آنها نمىگذريم.
|
|