مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
فصل پنجم : عقل و قرآن، دو جوى از يك چشمه‏
هنگامى كه آدمى كتابى را برمى‏گزيند، اين گزينش براساس گرايش، يا هدف و يانيازى است كه او مى‏كوشد آن را محقّق ساخته و بدان دست يابد، ولى بارسيدن به‏آن هدف و تحقّق يافتن آن، نياز به اين كتاب نيز از ميان مى‏رود و در اين هنگام كتاب‏اگر راهى سبد آشغال نشود و در گوشه‏اى از كتابخانه جاى مى‏گيرد. به ديگر سخن،هنگامى كه آدمى هدف خود را از كتابى بر آورد، بسيار كم پيش مى‏آيد كه براى باردوم و سوم به مطالعه آن روى آورَد، مگر در مواقع بسيار اندك كه آن هم بدون ترديدبه سبب تكرار موضوعاتِ كتاب، با خستگى و نوعى بى‏ميلى همراه خواهد بود.
ولى اين حالت به هنگام تلاوت قرآن كريم بطور كلّى منتفى است و واقعيت برعكس آن است. آدمى هنگام تلاوت قرآن، نَه تنها احساس خستگى و بى ميلى‏نمى‏كند، بلكه هر چه در آيات آن ژرف مى‏انديشد بر اشتياق و گرايش او افزوده‏مى‏گردد و بار ديگر شب و روز تلاوت آن را تكرار مى‏كند. اين ويژگى اگر چه ازدلايل اعجاز قرآن است، ولى آشكارا حكايت از اين حَقيقت دارد كه عقل و قرآن،دو جوى از يك چشمه‏اند كه از هم جدايى نپذيرند، زيرا قرآن بيانگر ذات آدمى‏است و فطرت او را مخاطب قرار مى‏دهد، پس انسان انديشه‏ها و مفاهيم آن همسومى‏گردد و روحش تحت تأثير آن قرار مى‏گيرد، با عبارات خود، روح او و مجذوب‏بيان آن گردد، آدمى وعده‏ها و وعيدهاى آن را احساس مى‏كند و از سر شوق و يإ؛ض‏ض‏ظظهراس اشك از ديدگان فرو مى‏غلتانَد.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها