شناخت خدا، بزرگترين نعمت
درك آيات قرآن كريم و رسيدن به سطح تدبّر در آن و برگرفتن جلوهاى خداوندحكيم در پرتو قرآن كريم، به طور كلّى به شيوه برخورد آدمى با آيات كريمه آن،بستگى دارد، زيرا استقبال از اين نور الهى كه خداوند سبحان آن را در لابلاى قرآنمجيد به ارمغان نهاده و از طريق سخنان پيامبرصلى الله عليه وآله و امامانعليهم السلام تفسير مىشود،خود به مثابه نزديكى به خداوند متعال است، زيرا نزديكى به خداوند عزّوجلّواوج گرفتن به سوى او، همان شناخت خداى جهانيان است كه گام نخست دين بهشمار مىآيد. مراد ما از نزديكى در اين جا، مسافت نيست، زيرا خداوند متعال بامسافت از بندگان خود دور نيست، بلكه چونان علم و احاطه، نزديك استوچونان عظمت و مجد، دور: "آن كه دور است و ديده نمىشود و نزديك است تاجايى كه گواه زمزمههاست."(120) شايد آنچه يك بنده مؤمن پيرامون خالص بودن اعمال شايسته خود بدانمىانديشد اين است كه خشنودى خداوند بزرگ و در نتيجه بهشتهاى برين رابدست آورَد. خداوند سبحان در قرآن كريم مىفرمايد: )إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ كَانَتْ لَهُمْ جَنَّاتُ الْفِرْدَوْسِ نُزُلاً(121)). "كسانى كه ايمان آوردند و كارهاى شايسته كردند مهمانسراهايشان باغهاىفردوس است." گفتنى است بهشتى كه خداوند به بندگان پرهيزكار و نزديك خود وعده دادهچنين است: )تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَن كَانَ تَقِيّاً(122)). "اين همان بهشتى است كه به بندگان پرهيزگار خود به ارث مىگذاريم." )إِنَّ الْمُتَّقِينَ فِي جَنَّاتٍ وَعُيُونٍ(123)). "پرهيزگاران در بهشتها و چشمه سارها هستند." )...خَالِدِينَ فِيهَا أَبَداً رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَرَضُوا عَنْهُ ذلِكَ لِمَنْ خَشِيَ رَبَّهُ(124)). "...در آن هميشه جاودانند خدا از آنها خشنود است و آنها از خدا خشنودند و اينبراى كسى است كه از خدايش بهراسد." )إِنَّ الْأَبْرَارَ لَفِي نَعِيمٍ * عَلَى الْأَرَائِكِ يَنظُرُونَ(125)). "نيكان در نعمت اند، براى يكه نشسته مىنگرند." )لَا يُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلاَ يُنزِفُونَ(126)). "از نوشيدنش نه سر درد گيرند و نه بيهوش و مست شوند." )أُولئِكَ لَهُمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهِمُ الْأَنْهَارُ يُحَلَّوْنَ فِيهَا مِنْ أَسَاوِرَ مِن ذَهَبٍوَيَلْبَسُونَ ثِيَاباً خُضْراً مِن سُندُسٍ وَإِسْتَبْرَقٍ مُتَّكِئِينَ فِيهَا عَلَى الْأَرَائِكِ نِعْمَ الثَّوَابُ وَحَسُنَتْمُرْتَفَقاً(127)). "برايشان بهشتهاى جاويد است، از زير پاهايشان نهرها جارى است. بهشتيان رابه دستبندهاى زر مىآرايند و جامههايى سبز از ديباى نازك مىپوشند و در آن جابرتختها تكيه مىزنند، چه پاداش نيكويى و چه آرامگاه نيكويى." )وَفَاكِهَةٍ مِمَّا يَتَخَيَّرُونَ * وَلَحْمِ طَيْرٍ مِمَّا يَشْتَهُونَ * وَحُورٌ عِينٌ * كَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِالْمَكْنُونِ(128)). "و ميوه از آنچه بر مىگزينند، و گوشت پرنده از آنچه اشتها داشته باشند،وحورالعين سيه چشم همچون مرواريد در صدف." تمامى اينها در مقايسه با نعمت بزرگ شناخت خداوندى و مناجات با او اندكوناچيز به نظر مىرسند و همه نعمتهاى مادّى در برابر ديدگان مؤمنى كه با بينشايمان خود نور الهى را مىبيند از هم فرو پاشيده مىشود. مؤمنى كه به ديدارپروردگارش عادت كرده است، به مقام قرب، مناجات و سخن گفتن قلبى با خدارسيده است، تمامى اين دنيا و حتّى بهشت با هر آنچه دارد در برابر رسيدن بهشناخت خداوند سبحان، پريده رنگ مىنمايد و لذا خداى را مىپرستد ولى نَه ازسر ترس از آتش و نَه از سر طمع به بهشتِ او، بل از اين روى كه او را شايستهعبادت مىداند.
|
|