مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|
حقّ تلاوت قرآن
حقّ تلاوت قرآن اين است كه آدمى در آيات آن ژرف انديشى كند و اين هنگامىاست كه هدف او پرتوستانى از نور خداوندى و در نتيجه نزديكى به درگاهش باشد: )الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَتْلُونَهُ حَقَّ تِلاَوَتِهِ أُولئِكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ...(134)). "آنان كه بديشان كتاب داديم آن را چنان كه بايد تلاوت مىكنند و هم اينان بدان ايمانمىآورند..." هنگامى كه آدمى نفس خويش را پاك مىكند و آن را براى دريافت انوار الهىآمادهمىگرداند، بدونترديد خودرا بر پلّكانرسيدن بهشناخت خداوندى مىيابد،زيرا علم و شناخت جديدى فزونى مىيابد كه او را به مقام قرب الهى مىرساند: )...وَإِذَا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آيَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِيمَاناً...(135)). "... و هرگاه آيات خداوندى برايشان خوانده شود بر ايمانشان افزوده مىشود..." ايننعمت بزرگ براى كسى بدست مىآيد كه قرآن را با حالتىاز تسليم، خشوع،خشنودى، پذيرش و توبه به درگاه الهى تلاوت مىكند: )يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ السَّلَامِ...(136)). "تا خدا بدان هر كس را كه در پى خشنودى اوست به راههاى سلامت هدايت كند..." )...وَيَهْدِي إِلَيْهِ مَن يُنِيبُ(137)). "... و هر كه را توبه كند به سوى خود هدايت كند." ديگر جاى شگفتى ندارد كه مؤمنان را مىبينيم كه به هنگام تلاوت آيات قرآنكريم پيكرشان به لرزه مىافتد، از ترس عذاب الهى و تمايل به خدا، اطمينان بهرحمت و رضوان او آب در ديده مىگردانند، زيرا دلهايى كه ميان آن و خداوندپردهاى وجود ندارد از كيفر و خشم خداترسان و هراسانند، ليكن در همان وقت بهرحمت و خشنودى او نيز اطمينان دارند. اين همان عين خلوص است و آن همانتسليم در برابر ذات بىهمتايش، بلكه همان علوّ، تكامل و پيشرفت در رسيدن بهمقام قرب الهى است. و هنگامى كه آدمى در سطح تقرّب به درگاه خداوند متعال نباشد در سطحشناخت آيات قرآنى نيز نخواهد بود، لذا به سبب فراوانى گناهان و لغزشها، آياتاز لب او جلوتر نمىروند: "چه بسا كسانى كه قرآن را تلاوت كند و قرآن بر او لعنمىفرستد"، زيرا تدبّر با غفلت از ذكر خدا ناهمسويى دارد: )كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُوا الْأَلْبَابِ(138)). "كتابى كه به سوى تو فرو فرستاديم مبارك است تا در آيات آن تدبّر كنيد و تاخردمندان ياد آورند." غفلت از ذكر خدا به مفهوم پيمودن راه گمراهى است و بدون ترديد با گم شدندر كژراهههاى پليدى، بى هيچ ترسى از ارتكاب گناه يا موصوف شدن بهستمگرى، كبر، انكار و ديگر صفات پليد و پلشت، همراه خواهد بود. چنينانسانى يقيناً در جستجوى خشنودى خداوند نخواهد بود و صرفاً رضايت طاغوترا مىطلبد، چون توبه نمىكند، همان گونه كه هست باقى خواهد ماند: )... وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ(139)). "... و خداوند قوم ستمگر را هدايت نمىكند." در قرآن كريم آيات بسيارى ديده مىشود كه به كافران، ستمگران و فاسقان،هشدار و وعيد مىدهد كه آنان قابل هدايت نيستند، كه اين به سهم خود همان زياندر دنيا و آخرت است: )يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تُلْهِكُمْ أَمْوَالُكُمْ وَلاَ أَوْلاَدُكُمْ عَن ذِكْرِ اللَّهِ وَمَن يَفْعَلْ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُالْخَاسِرُونَ(140)). "اى كسانى كه ايمان آورديد، اموال و اولادتان شما را از ياد خدا باز ندارند و هر كهچنين كند هم ايشان زيانكارانند." اين تنها خسران و زيان نيست، بلكه نگون بختى و انحطاط بيشتر است: )... وَلَا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَسَاراً(141)). "... خداوند به ستمگران جز زيان نيفزايد." )... وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُم مَا أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِن رَبِّكَ طُغْيَاناً وَكُفْراً(142)). "... و آنچه برتو از جانب پروردگارت نازل شده است به طغيان و كفر بيشترشانخواهد افزود." حالت تسليم و رضايت در انسان موجب دفع گناهان از او مىشود و مقتضىتوبه و انابه به درگاه الهى است. در اين هنگام او در قرآن نورى مىيابد كه مردموطبيعت و هر آنچه را كه پيرامونش است با آن مىبيند و در اين هنگام شگفتىندارد اگر قرآن بر مردهاى خوانده شود و خدا او را زنده كند يا بر كوهى خوانده شودو او به جنبش آيد يا بر زمينى خوانده شود و او پاره پاره گردد: )وَلَوْ أَنَّ قُرآناً سُيِّرَتْ بِهِ الْجِبَالُ أَوْ قُطِّعَتْ بِهِ الْأَرْضُ أَوْكُلِّمَ بِهِ الْمَوْتَى بِل للَّهِِ الْأَمْرُجَمِيعاً...(143)). "اگر به وسيله قرآن، كوهها به حرمت در آيند، يا زمينها قطعه قطعه شوند، يا بهوسيله آن با مردگان سخن گفته شود، )باز هم ايمان نخواهند آورد( ولى همه كارها دراختيار خداست..." حالت خشنودى و پذيرش، مقتضى آن است كه بنده با همه وجودش به كلامخداى خويش روى آورَد و خود را از آن بركنار ندارد، بلكه رهنمودهاى خداوندعزّوجلّ را به جان بينوشد و از اندرزها و احكام آن مستقيماً پند پذيرد: )وَإِذَا قُرِئَ الْقُرْآنُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَأَنْصِتُوا لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(144)). "و هرگاه قرآن خوانده مىشود بدان گوش فرا دهيد و خاموش باشيد، باشد كه برشما رحم شود." امّا اگر هدف تنها تلاوت باشد بى هيچ پاكى، يا هدف شماره آيات، احزاب،سورهها و تعداد صفحاتى باشد كه خوانده است و صرف كردن چند ساعت از وقتخويش باشد بدور از هرگونه ژرف و اندرز اندوزى، اين به مفهوم طلب نور الهىنخواهد بود، در نتيجه به مفهوم قرب الهى نيست، لهو و غفلت است: )وَمَا يَجْحَدُ بِآيَاتِنَا إِلَّا الظَّالِمُونَ(145)). "و جز ستمگران، كسى آيات ما را انكار نمىكند."
|
|
|
مورد:
اول |
قبلى |
بعدى
| آخر
| فهرست عناوين
| ليست كتابها
|