مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
اصول و فروع‏
بدون ترديد راستى، وفادارى، نماز، زكات و نظاير آن همگى فروع عقايدوبرخاسته از ديدگاههاى انسان هستند، زيرا نماز بدور از زير ساز ايمانى تنهاورزشى جسمى است، زكات بدور از بستر عقيدتى تنها يك بخشش ناقص است‏وهنگامى كه انسان، به آخرت و به جزا، ايمان نداشته باشد، هنگامى كه زندگيش‏بر اساس تقوى‏ و مسؤوليت استوار نباشد، ديگر صفات خير همچون راستى،وفادارى و نظاير آن را از دست خواهد داد.
از لابلاى اين مسائل روشن مى‏شود كه جانشينى پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله كه در كتاب‏وعترت جلوه‏گر است و در اين دو ثقل بزرگ تجلّى مى‏يابد، صرفاً به مفهوم گرفتن‏احكام شرعى از اين دو نيست، بلكه به مفهوم آن است كه معارف الهى،ديدگاههاى آفرينش، استنباط فرهنگ صحيح و درست نسبت به زندگى از اين دوالهام گرفته شود. از اين جا است كه پيامبر اكرم بر استمرار شيوه خود، پيروى ازسيره و عملكرد خويش تأكيد مى‏ورزد، زيرا پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله به سوى خدا دعوت‏مى‏كرد: )وَدَاعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ...(160))
"با اذن پروردگار به سوى خدا دعوت مى‏نمود..."
هم از آن رو كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله "چراغ پرتوفشان" بود، ولى نَه تنها نسبت به‏نماز، بلكه نسبت به همه آفرينش، ديگر اين كه حضرتش‏صلى الله عليه وآله بر انگيخته شد تاآيات خداوندى را تلاوت كند، جانها را تزكيه نمايد و بديشان كتاب را بياموزد:
)هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الْاُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ‏وَالْحِكْمَةَ وَإِن كَانُوا مِن قَبْلُ لَفِي ضَلاَلٍ مُبِينٍ(161)).
"اوست خدايى كه به ميان مردمى بى كتاب پيامبرى از خودشان مبعوث داشت تاآياتش را بر آنها بخواند و آنها را تزكيه كند، كتاب و حكمتشان بياموزد، اگر چه پيش ازآن در گمراهى آشكار بودند."
پس پاكسازى و تزكيه جانها و آموزش دادن قرآن از مهمترين مسؤوليتهاى پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله بود تا مردم را از داشتن ديدگاههاى وارونه نسبت به زندگى بر حذر دارد،زيرا اگر ديدگاه انسان از زندگى وارونه باشد، ميان خود و حيوان تفاوتى نبيند، يادهرى مذهبى باشد كه در آن سوى اين جهان، جهان ديگرى را باور نداشته باشدوآن را پايان خط و طبيعت بپندارد، يا انسانى باشد منكر حقايق عقيدتى، براى‏جزا و كيفر، وجودى قايل نباشد در اين حال نماز او مفهومى نخواهد داشت،زكات مال و نظاير آن براى او از هرگونه سودى تهى خواهد بود.
از اين جاست كه مفهوم جانشينى پيامبر اكرم براى هر فرزانه‏اى رخ مى‏نمايدوابعاد بى حدّ و مرز آن آشكار مى‏شود و دانسته مى‏آيد كه آن تنها در فروع احكام‏خلاصه نمى‏شود، بلكه پيش از آن ريشه در اصول دارد، چنانكه ولايت و دوستى‏اهل بيت‏عليهم السلام صرفاً به مفهوم پيروى ايشان در مسائل فرعىِ فقهى نيست، بلكه‏اعتقاد به ولايت و دوستى اهل بيت‏عليهم السلام يعنى اعتقاد به شيوه و سيره آنها در زندگى‏و پيروى از بينشها و ديدگاههاى ايشان، زيرا كه رهنمودها دقيقاً همچون رهنمودهإ؛ف‏ف‏ظو سخنان پيامبر اكرم كه تنها فروع را در بر نمى‏گيرند، فروع احكام تنها بخش‏ناچيزى از احاديث ايشان را تشكيل مى‏دهد، اكثريت سخنان ايشان‏عليه السلام بر محورعقايد، هدايت انسان به سوى خداوند، تفسير آفرينش، بيان هستى، طبيعت‏انسان و اخلاق نيكو، توجه دادن به آخرت و فلسفه روز رستخيز، بيان حكمت‏آفرينش و ديگر ديدگاههايى گردش دارد كه در كلام، سيره رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله و ائمه‏اهل بيت‏عليهم السلام تجلّى مى‏يابد.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها