دوستىِ تنها، كافى نيست
از اين جايگاه ما مىتوانيم بگوييم: ولايت و دوستى ما نسبت به اهل بيتعليهم السلامبه مفهوم حبّ تنها نيست، چنانكه بدين معنانست كه تنها نشانههاى دين خود را درامور فرعى از ايشان مىستانيم، بلكه پيش از اينها همه بايد فرهنگ خود را ازفرهنگ آنها و فلسفه خود را از بينش آنها بگيريم. اين درست است كه در اصول دين نبايد تقليد كرد، ولى مفهوم آن نيز اين نيستكه از شيوه پيامبر و خاندان او دور بيفتيم، بلكه يك مؤمن بايد به سخن آنها گوشدهد، حديتشان را بخواند و سپس ايمان و اعتقاد از روى دليل خواهد بود، و نهچيز ديگر، امّا اگر آدمى حرف آنها را نخواند و به سخن ايشان گوش ندهد، يا باسخن آنها سطحى، بدور از ژرف انديشى و آگاهى برخورد كرد، از ثروت سترگى ازمعارف پيامبر و خاندان اوعليهم السلام بركنار خواهد بود كه اين امرى مردود است. از اين خاستگاه است كه ما بياد برخى از احاديث بويژه آن دسته از احاديث را كهبه بحث ما مربوط مىشوند در پيش رو آوريم. ابو سعيد خدرى مىگويد كه پيامبراكرمصلى الله عليه وآله فرمود: "من در ميان شما دو امر مهم به يادگار نهم كه يكى از آن دو بزرگتراست از ديگرى: كتاب خدا كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمينوخاندان من كه همان اهل بيت من هستند و اين دو از هم جدا نشوند تا در كنارحوض كوثر بر من وارد آيند"، ولى ما مسلمانان امروز به چپ و راست گمراهشدهايم و دهها فرقه، پارهپاره گشتهايم، زيرا به هدايت الهى چنگ نزدهايم و بهكتاب ارجمند خداوندى توسّل نجستهايم كه ريسمان كشيده شده ميان انسانوخداى اوست. خداوند متعال مىفرمايد: )وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً...(169)). "همگى به ريسمان خدا چنگ در زنيد..." چنانكه خاندان پيامبر را كه هرگز از كتاب خدا جدا نيست كنار نهادهايم. شايدكسى بگويد: من سخن خاندان اهل بيت را مىستانم و قرآن را كنار مىنهم، يا قرآنرا مىستانم و اهل بيت پيامبر را كنار مىنهم. ولى اميرالمؤمنين علىعليه السلام مىفرمايدكه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: "من انسانى هستم كه خواهم مُرد و نزديك است كهخوانده شوم و پاسخ گويم، من در ميان شما دو امر مهم نهادهام كه يكى از آن دوبرتر از ديگرى است: كتاب خدا و عترتم كه همان اهل بيت من هستند، اين دو ازيكديگر جدايى نپذيرند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند." و اين همان لحظهديدار مسلمانان با پيامبر اكرم در كنار حوض كوثر است كه از عطش مىسوزندوخواهان آشاميدن اين آب پاك از دست رسول اكرمصلى الله عليه وآله هستند، پيامبر برخى ازآنها را از اين آب سيراب مىكند و گروهى را از آن منع مىكنند، زيرا با آموزشهاىنبوى به مخالفت برخاستهاند. زيدبن ارقم مىگويد كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: "من در ميان شما دو امر مهممىنهم: كتاب خدا و خاندانم كه همان اهل بيت من هستند و اين دو از يكديگرجدايى نپذيرند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند." جابربن عبداللَّه مىگويد كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: "من در ميان شما چيزى رامىنهم مادامى كه بدان چنگ زنيد پس از من هرگز گمراه نشويد: كتاب خداوندعزّوجلّ و عترت من كه همان اهل بيت من هستند."، سپس فرمود: "خدايا گواهباش، خدايا گواه باش، خدايا گواه باش"، پس پيامبر اكرم طى بيست و سه سال ازتبليغ به هر طريق ممكنى تلاش نمود تا پس از خود برنامه كاملى را به يادگار نهد تامسلمانان پس از او به گمراهى كشانده نشوند و خداى را سه بار به گواهى گرفت،پس هر كس آن را پذيرفت مطلوب است و هركس از پذيرش آن سرباز زد، زر ووبالآن بردوش خود اوست. جابر انصارى يكى از صحابه پيغمبرصلى الله عليه وآله مىگويد كه پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: "اىمردم! من در ميان شما دو ثقل مىنهم: ثقل اكبر و ثقل اصغر كه مادامى كه به اين دوچنگ زنيد هرگز گمراه نشويد و دگرگونى به ميان شما راه نيابد و من از خداوند آگاهودانا خواستم كه اين دو از يكديگر دور نيفتند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيندو اين دعاى من اجابت شد." عرض شد: ثقل اكبر كدام است و ثقل اصغر كدام؟فرمود: "ثقل اكبر، كتاب خداوندى است كه ريسمانى است يك طرف آن به دستخدا وطرف ديگر آن بهدست شما و ثقل اصغر، همان عترت و خاندان من است." امام كاظمعليه السلام اين سخن پيامبرصلى الله عليه وآله را تفسير مىكند و مىفرمايد: كتاب خدامجمل است و به تفسير و تأويل نيازمند است و تأويل جز در نزد اهل بيتعليهم السلاميافت نمىشود. روايات رسيده در اين مورد بسيار زياد است ولى آنچه گفته شد براى اداىمقصود كافى است، زيرا جوهره همه يكى است و تعابير آنها نزديك به هم و شمارآنها افزون بر دويست حديث است كه به صحابه بزرگ پيامبر، تابعان، تابعانِوتابعان مستند مىباشد. اين سندها زنجيرهاى طلايى و صحيح است كه همهمسلمانان از همه فرقهها بر آن اجماع دارند و انديشمندان اسلامى كه مدّتى طولانىاين گنجينه سترگ علمى را به كنارى نهادهاند؛ بايد به اين گنجينه كه در احاديثوادعيه نهفته باز گردند ديدگاهها، بينشها و مصارف الهى را از آنها استنباط كنند.
|
|