مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
دوستىِ تنها، كافى نيست‏
از اين جايگاه ما مى‏توانيم بگوييم: ولايت و دوستى ما نسبت به اهل بيت‏عليهم السلام‏به مفهوم حبّ تنها نيست، چنانكه بدين معنانست كه تنها نشانه‏هاى دين خود را درامور فرعى از ايشان مى‏ستانيم، بلكه پيش از اينها همه بايد فرهنگ خود را ازفرهنگ آنها و فلسفه خود را از بينش آنها بگيريم.
اين درست است كه در اصول دين نبايد تقليد كرد، ولى مفهوم آن نيز اين نيست‏كه از شيوه پيامبر و خاندان او دور بيفتيم، بلكه يك مؤمن بايد به سخن آنها گوش‏دهد، حديتشان را بخواند و سپس ايمان و اعتقاد از روى دليل خواهد بود، و نه‏چيز ديگر، امّا اگر آدمى حرف آنها را نخواند و به سخن ايشان گوش ندهد، يا باسخن آنها سطحى، بدور از ژرف انديشى و آگاهى برخورد كرد، از ثروت سترگى ازمعارف پيامبر و خاندان اوعليهم السلام بركنار خواهد بود كه اين امرى مردود است.
از اين خاستگاه است كه ما بياد برخى از احاديث بويژه آن دسته از احاديث را كه‏به بحث ما مربوط مى‏شوند در پيش رو آوريم. ابو سعيد خدرى مى‏گويد كه پيامبراكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: "من در ميان شما دو امر مهم به يادگار نهم كه يكى از آن دو بزرگتراست از ديگرى: كتاب خدا كه ريسمانى است كشيده شده از آسمان به زمين‏وخاندان من كه همان اهل بيت من هستند و اين دو از هم جدا نشوند تا در كنارحوض كوثر بر من وارد آيند"، ولى ما مسلمانان امروز به چپ و راست گمراه‏شده‏ايم و دهها فرقه، پاره‏پاره گشته‏ايم، زيرا به هدايت الهى چنگ نزده‏ايم و به‏كتاب ارجمند خداوندى توسّل نجسته‏ايم كه ريسمان كشيده شده ميان انسان‏وخداى اوست. خداوند متعال مى‏فرمايد:
)وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً...(169)).
"همگى به ريسمان خدا چنگ در زنيد..."
چنانكه خاندان پيامبر را كه هرگز از كتاب خدا جدا نيست كنار نهاده‏ايم. شايدكسى بگويد: من سخن خاندان اهل بيت را مى‏ستانم و قرآن را كنار مى‏نهم، يا قرآن‏را مى‏ستانم و اهل بيت پيامبر را كنار مى‏نهم. ولى اميرالمؤمنين على‏عليه السلام مى‏فرمايدكه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: "من انسانى هستم كه خواهم مُرد و نزديك است كه‏خوانده شوم و پاسخ گويم، من در ميان شما دو امر مهم نهاده‏ام كه يكى از آن دوبرتر از ديگرى است: كتاب خدا و عترتم كه همان اهل بيت من هستند، اين دو ازيكديگر جدايى نپذيرند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند." و اين همان لحظه‏ديدار مسلمانان با پيامبر اكرم در كنار حوض كوثر است كه از عطش مى‏سوزندوخواهان آشاميدن اين آب پاك از دست رسول اكرم‏صلى الله عليه وآله هستند، پيامبر برخى ازآنها را از اين آب سيراب مى‏كند و گروهى را از آن منع مى‏كنند، زيرا با آموزشهاى‏نبوى به مخالفت برخاسته‏اند.
زيدبن ارقم مى‏گويد كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: "من در ميان شما دو امر مهم‏مى‏نهم: كتاب خدا و خاندانم كه همان اهل بيت من هستند و اين دو از يكديگرجدايى نپذيرند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند."
جابربن عبداللَّه مى‏گويد كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: "من در ميان شما چيزى رامى‏نهم مادامى كه بدان چنگ زنيد پس از من هرگز گمراه نشويد: كتاب خداوندعزّوجلّ و عترت من كه همان اهل بيت من هستند."، سپس فرمود: "خدايا گواه‏باش، خدايا گواه باش، خدايا گواه باش"، پس پيامبر اكرم طى بيست و سه سال ازتبليغ به هر طريق ممكنى تلاش نمود تا پس از خود برنامه كاملى را به يادگار نهد تامسلمانان پس از او به گمراهى كشانده نشوند و خداى را سه بار به گواهى گرفت،پس هر كس آن را پذيرفت مطلوب است و هركس از پذيرش آن سرباز زد، زر ووبال‏آن بردوش خود اوست.
جابر انصارى يكى از صحابه پيغمبرصلى الله عليه وآله مى‏گويد كه پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمود: "اى‏مردم! من در ميان شما دو ثقل مى‏نهم: ثقل اكبر و ثقل اصغر كه مادامى كه به اين دوچنگ زنيد هرگز گمراه نشويد و دگرگونى به ميان شما راه نيابد و من از خداوند آگاه‏ودانا خواستم كه اين دو از يكديگر دور نيفتند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيندو اين دعاى من اجابت شد." عرض شد: ثقل اكبر كدام است و ثقل اصغر كدام؟فرمود: "ثقل اكبر، كتاب خداوندى است كه ريسمانى است يك طرف آن به دست‏خدا وطرف ديگر آن به‏دست شما و ثقل اصغر، همان عترت و خاندان من است."
امام كاظم‏عليه السلام اين سخن پيامبرصلى الله عليه وآله را تفسير مى‏كند و مى‏فرمايد: كتاب خدامجمل است و به تفسير و تأويل نيازمند است و تأويل جز در نزد اهل بيت‏عليهم السلام‏يافت نمى‏شود.
روايات رسيده در اين مورد بسيار زياد است ولى آنچه گفته شد براى اداى‏مقصود كافى است، زيرا جوهره همه يكى است و تعابير آنها نزديك به هم و شمارآنها افزون بر دويست حديث است كه به صحابه بزرگ پيامبر، تابعان، تابعانِ‏وتابعان مستند مى‏باشد. اين سندها زنجيره‏اى طلايى و صحيح است كه همه‏مسلمانان از همه فرقه‏ها بر آن اجماع دارند و انديشمندان اسلامى كه مدّتى طولانى‏اين گنجينه سترگ علمى را به كنارى نهاده‏اند؛ بايد به اين گنجينه كه در احاديث‏وادعيه نهفته باز گردند ديدگاهها، بينشها و مصارف الهى را از آنها استنباط كنند.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها