مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
گونه‏هاى شناخت‏
پيش از پاسخ به اين پرسش بايد شناخت را به دو گونه تقسيم كرد:
اول - اقرار و تسليم در برابر اين واقعيت كه هستى اداره كننده‏اى، تدبيركننده‏اى، سازنده و قدرت چيره‏اى دارد، آنگاه بايد بدانيم كه هر محتاجى‏نمى‏تواند ذاتاً بى نياز باشد، آن كه به خوراك، پوشاك سلامتى و امنيت نيازمنداست، نياز مبرم به زمان، مكان و ديگران دارد و آن كه چنين وضعى داشته باشدنمى‏تواند خدا باشد، زيرا فرض ما آن است كه خدا از هرگونه نيازى غنى است. اين‏حقايق بسيط و جز آن را با عقلى شناسايى مى‏كنيم كه خداوند سبحان در ما به‏وديعت نهاده است كه عقل بر اين باور سرشته شده كه هر پديده حادثى، سببى‏وهر معلولى، علّتى دارد اين مقدار از شناخت را عقل مى‏تواند درك كند.
دوم - شناختى كه براى ما شهود است، حضور و به تعبير قرآنى يقين را محقّق‏مى‏سازد، شناختى است كه ايمان را در وجود، ضمير و وجدان آدمى مى‏نشانَد.اين همان شناختى است كه از خاستگاه، ابزار و وسيله‏اى كه در پرتو آن پديد مى‏آيدپرسش مى‏كنيم. آيا اين عقل است كه ما را به سوى گستره وجود خداوندى هدايت‏مى‏كند كه تا در درگاه مالكى مقتدر زيست كنيم و از مقام او بهراسيم و وجودش رادريابيم و از مناجات با او لذّت بريم؟ آيا اين علم است كه مى‏تواند خداى را براى‏ما آشكار سازد و يا چيز ديگرى؟
هرگز چنين نيست، زيرا پديده‏ها ذاتاً تاريك هستند و ما براى ديدن آنها به كسى‏نيازمنديم كه بر آنها پرتو افشاند. اين قدرت يگانه و يكتاى پرتو فشان همان خداوندتبارك و تعالى‏ است كه ذاتاً نورى است بدور از تاريكى و عقلى كه ما از آن‏برخوردايم چيزى نيست، مگر اسمى از اسماء الهى و نورى از انوار او. پس قدرتى‏كه عقل، بى‏نيازى و نور را آفريده است نمى‏تواند نادان، تهيدست و يا تاريك‏باشد. خود اوست كه ذاتش بر ذاتش دلالت دارد. خداوند بزرگتر و عظميتر از آن‏است كه عقل، به سوى او هدايت كند، زيرا او به عقل قابليت ادراك بخشيده است‏و نور خدا - تا بى نهايت - تا بنده‏تر از نور عقل است.
در اين زمينه ما بايد در دعاها و مناجاتهاى رسيده از زبان امامان اهل بيت‏عليهم السلام‏تدبّر كنيم تا مسأله براى ما روشن و روشنتر شود. از جمله اين دعاها دعاى روزعرفه است كه از امام حسين نقل شده، آن جا كه مى‏فرمايد:
"أَوْ يَكَونَ لِغَيْرِكَ مِنَ الظُّهُورِ مَا لَيْسَ لَكَ، حَتّى‏ يَكُونَ هُوَ الشَّاهِدَ عَلَيْكَ وَالدَّلِيلَ إِلَيْكَ؟(170)"
آيا يك شمع مى‏تواند دليل وجود خورشيد باشد؟! هرگز، شمع كجا وخورشيدكجا!
پس ما خدا را تنها با تعريف خود او مى‏شناسيم، زيرا ما قدرت رسيدن به او رانداريم و اين خداست كه بر بندگان خود منّت مى‏نهد و پرده تاريكيها را مى‏دَرد و مإ؛ككظژرا به شناخت مى‏رساند، لذا ما پيوسته مى‏خوانيم كه:
)الْحَمْدُ للَّهِ‏ِ الَّذِي هَدَانَا لِهذَا وَمَا كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْلاَ أَنْ هَدَانَا اللَّهُ( و اين اعتراف به آن‏حقيقت پيشگفته است كه خداوند يكتا، خود منبع هدايت و شناخت‏است وعامل‏ديگرى در كار نيست.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها