مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
راه شناخت‏
اينك اين پرسش را مطرح مى‏كنيم كه ما بايد چه كنيم تا خداوند خود را به مابشناساند؟
پاسخِ بسيار فشرده در دو شيوه نهفته است:
اوّل - عمل صالح.
دوم - انديشه در آيات الهى.
عمل صالح يعنى حركت بر اساس شيوه‏اى كه خداوند براى ما ترسيم كرده‏است، بى هيچ بدعت و گمراهى كه گاهى تنها ظاهر آن صالح مى‏نمايد همچون‏صوفيه كه به اعمالى عبادى پردازند كه خداوند دستورى براى آنها نازل نفرموده‏است، تا جايى كه يكى از ايشان مى‏گويد ده سال كامل در محراب خود نشسته‏وبدون بر پا كردن نماز و انجام ديگر فرايض دينى، تنها كلمه )اللَّه( را تكرار مى‏كرده‏است، گويى او با اين عمل مى‏خواهد بگويد در تعاليم قرآنى چيزى نيافته است كه‏بتواند او را از عذاب آتش برهاند! يا آن كه بر درختى در نزديكى خانه‏اش بالامى‏رود و خود را واژگونه از آن آويزان مى‏كند و در آن حال قرآن مى‏خوانَد تا جايى‏كه مى‏گويند دو چشمش از شدّت درد به خونريزى مى‏افتد.
آنچه از تعاليم دينى نقل شده اين است كه: "دين خدا با عقل، قياس نمى‏شود"و هيچ يك از مردم حق تشريع ندارد و اين تنها حق خداوند يكتايى است كه به نيازمردمان آگاه است و هر كه ادّعايى جز اين كند در واقع، كاستى و كمبود را به قرآن‏نسبت داده است؛ قرآنى كه به گفته امام باقرعليه السلام و امام صادق‏عليه السلام همه چيز حتى‏ديه خراش در آن موجود است.
پرهيزگارى و سختكوشى در انجام اعمال صالحى كه در قرآن كريم و روايات‏امامان معصوم آمده است همان است كه شناخت خدا را براى ما فراهم مى‏آورَدوهمان است كه ما را از كسانى قرار مى‏دهد كه خداوند ايمان را براى آنها محبوب‏مى‏گردانَد و آن را در دل ايشان مى‏آرايد.
امّا تفكر در نشانه‏ها و آيات خداوند عزّوجلّ بدون ترديد، همان است كه ما راايمان به خدا و پيمودن راه توحيد او مى‏رساند.
پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله شبانه بر مى‏خاست تا نماز گزارد، سپس اندكى مى‏خوابيدوآنگاه براى نماز ديگرى بر مى‏خاست تا به ثلث پايانى شب مى‏رسيد كه در اين‏قسمت از شب نمى‏خوابيد، آنگاه هر بار بيرون مى‏آمد و به آسمان و ستارگان‏مى‏نگريست و اين آيه را تلاوت مى‏فرمود:
)الَّذِينَ يَذْكُرُونَ اللَّهَ قِيَاماً وَقُعُوداً وَعَلَى‏ جُنُوبِهِمْ وَيَتَفَكَّرُونَ فِي خَلْقِ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ‏رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هذَا بَاطِلاً سُبْحَانَكَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ(187)).
"آنان كه خدا را ايستاده و نشسته و به پهلو خفته، ياد مى‏كنند و در آفرينش آسمانهاو زمين مى‏انديشند. اى پروردگار ما! اين جهان را بيهوده نيافريده‏اى، تو منزّه‏اى، ما را ازعذاب آتش باز دار."
انديشه كردن در اختران و ستارگان ما را به شناخت خدا مى‏رسانَد، چنانكه تفكرپيرامون افلاك، خورشيد، ماه، زندگى مردمان و آفريدگان و حتّى زندگى مورى‏خُرد كه چگونه حرمت مى‏كند و بارى برابر با هفت برابر وزن خود را بر سر حمل‏مى‏كند، در زندگى زنبور عسل كه چگونه خداوند ساختن كندوهايى چنين زيبا،دقيق و اندوختن عسل براى خود و ديگران را بدو الهام كرده است و نيز انديشه‏درباره گلها و طبيعت، انسجام ميان ارگانهاى طبيعى و پيكر خود ما اعم از چشم،دست، سلامتى و نگريستن به رنگها و نعمتهاى گونه‏گونى كه ما را در بر گرفته‏اند،تفكّر در غم، شادى، گوناگونى رنگهاى بشرى، زبانها و هماهنگى امور طبيعى،همگى ما را به سوى خداوند يكتا رهنمود مى‏نمايند. ما هر گاه با بينش، انديشه‏كنيم شك نداريم كه خداوند از نزد خود بر معرفت و ايمان ما مى‏افزايد و اين همان‏عرفان اسلامى است كه ما را از گرايش به چپ و راست بى‏نياز مى‏كند. چنانكه ازرابعه عدويه - كه يكى از متصوفان معروف - روايت مى‏شود كه در روزى بهارى‏وآفتابى در اتاق كاملاً تاريك خود نشسته بود و خدمتكار آن او را به بيرون آمدن ازاتاقش دعوت كرد تا از منظره گلها، درختان و زيبايى جذاب ساحل رود دجله،لذّت بَرد، او در حالى كه در اتاق تنگ و تاريك خود دو چشمش را بسته بود پاسخ‏داد: تو نزد من بيا تا خالق را بنگرى نه مخلوق!
گويى خالق، تنها در تاريكيهاست، يا او از آنچه خدا آفريده و در اختيار مردم‏نهاده و به عبرت‏گيرى از آن فرا خوانده بى نياز است!


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها