مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
دوم - مسؤوليت گريزى‏
اين كه فلسفه متكى بر انديشه ناتوانى خدا در ايجاد تغيير و تبديل، مستقيماًانديشه مسؤوليت پذيرى انسان را و اين كه او باگزينش خداوندى جانشين او درزمين است، به حاشيه تفكر بشرى مى‏راند، در حالى كه خداوند متعال در قرآن‏كريم بصراحت مى‏فرمايد:
)إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَن يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَاوَحَمَلَهَا الْإِنسَانُ...(214)).
"ما امانت را بر آسمانها و زمين و كوهها عرضه داشتيم، پس از حمل آن ابا ورزيدندو از آن ترسيدند و انسان آن را بر دوش كشيد."
مفهوم آن اين است كه انسان به دوش كشيدن مسؤوليت بزرگ اين هستى راپذيرفته است، لذا سزاوار جانشينى و خلافت در زمين است، زيرا طبيعت آفرينش‏او از سوى خدا با ابعاد گوناگون اين مسؤوليت بزرگ، همخوانى كامل دارد.
از جمله لايه‏هاى اجتماعى كه - پس از يهود و يونان باستان و مجموعه طاغوتها -به مَدَر ايمان مطلق داشتند خوارج بودند؛ كسانى كه در پرتو امامت‏اميرالمؤمنين‏عليه السلام در جامعه كوفى "قرّاء" خوانده مى‏شدند. عبدالرحمان بن ملجم-لعنت خدا بر او باد - پس از ترور جنايت بارش نسبت به امام‏عليه السلام او را نزد حضرت‏آوردند و على‏عليه السلام به او فرمود:
"آيا من براى توى امام بدى بودم كه مرا چنين كيفر دادى؟" و آن جانى پاسخ‏داد: يا امير المؤمنين! آيا تو كسى هستى كه از آتش دوزخ نجاتمان مى‏بخشى؟(215)يعنى نام من در سياهه دوزخيان پيش از آن كه تو را به قتل برسانم ثبت بوده است،پس چرا مى‏كوشى مرا نكوهش كنى و بر اين كار به باد توبيخم بگيرى؟
در يك سخن: پاسخ ابن ملجم اشاره به اين نكته دارد كه او مسؤول جنايت خودنيست و اين تقدير خداوند است كه امام‏عليه السلام را به شهادت رساند.
مخالفان اعتقاد به بداء با همه نادانى تأكيد مى‏ورزند كه خداوند امور را كامل‏كرده است و بهشتيان، مشخصّ و برگزيده شده‏اند، چنانكه دوزخيان نيز مشخص‏و برگزيده شده‏اند.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها