مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
1 - تقدير
همان گونه كه خداوند سبحان هر پديده‏اى را در حجم، انبوهى و ويژگى خاصى‏مقدّر مى‏فرمايد در عمر نيز براى آنها تقدير قايل مى‏شود و براى هر پديده قدرمشخصّى از زمان، اجل و نهايتى قرار داده است كه.
خداوند سبحان درباره تقدير مى‏فرمايد:
)وَأَمَّا إِذَا مَا ابْتَلاَهُ فَقَدَرَ عَلَيْهِ رِزْقَهُ فَيَقُولُ رَبِّي أَهَانَنِ(267)).
"و چون بيازمايدش و رزق بر او تنگ گيرد مى‏گويد: پروردگار من مرا خوار ساخت."
)فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ(268)).
"پس ما تقدير مدت كرديم كه نيكو مقدر حكيمى هستيم."
)اللَّهُ يُبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن يَشَاءُ وَيَقْدِرُ وَفَرِحُوا بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَمَا الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فِي الْآخِرَةِ إِلَّامَتَاعٌ(269)).
"خدا هر كه را خواهد روزى بسيار دهد يا روزى اندك، و مردم به زندگى دنيإ؛ِِ"خشنودند حال آن كه زندگى دنيا در برابر زندگى آخرت جز اندك متاعى نيست."
)وَفَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلَى‏ أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ(270)).
"و از زمين چشمه‏هاى شكافتيم تا آب به آن مقدار كه مقدّر شده بود گرد آمد."
)وَالَّذِي قَدَّرَ فَهَدَى‏(271)).
"و همان كه اندازه‏گيرى كرد و هدايت نمود."
)وَالْقَمَرَ قَدَّرْنَاهُ مَنَازِلَ حَتَّى‏ عَادَ كَالْعُرْجُونِ الْقَدِيمِ(272)).
"و براى ماه منزلهاى مقدّر كرديم تا همانند شاخه خشك خرما باريك شود."
)إِنَّا انزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ * لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ *تَنَزَّلُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِن كُلِّ أَمْرٍ * سَلاَمٌ هِيَ حَتَّى‏ مَطْلَعِ الْفَجْرِ(273)).
"ما آن را در شب قدر نازل كرديم، و تو چه دانى كه شب قدر چيست؟ شب قدر بهتر ازهزار ماه است، در آن شب فرشتگان و روح به فرمان پروردگارشان براى انجام دادن‏كارها نازل مى‏شوند. آن شب تا طلوع بامداد همه سلام و درود است."
)وَيَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لاَ يَحْتَسِبُ وَمَن يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ‏اللَّهُ لِكُلِّ شَي‏ءٍ قَدْراً(274) ).
"و از جايى كه گمانش را ندارد و روزى‏اش مى‏دهد، و هر كه بر خدا توكّل كند، خدا اورا كافى است، خدا كار خود را به اجرا مى‏رساند، و هر چيز را اندازه قرار داده است."
)فَالِقُ الْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ اللَّيْلَ سَكَناً وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ حُسْبَاناً ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(275)).
"شكوفنده صبحگاهان است و شب را براى آرامش قرار داد و خورشيد و ماه را براى‏حساب كردن اوقات. اين تقدير خداى پيروزمند داناست."
)وَالشَّمْسُ تَجْرِي لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذلِكَ تَقْدِيرُ الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ(276)).
"و آفتاب به سوى قرارگاه خويش روان است. اين تقدير خداى قادر و داناست."
)اللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَحْمِلُ كُلُّ أُنثَى‏ وَمَا تَغِيضُ الْأَرْحَامُ وَمَا تَزْدَادُ وَكُلُّ شَى‏ءٍ عِندَهُ بِمِقْدَارٍ(277)).
"خدا از جنين هايى كه هر ماده حمل مى‏كند آگاه است، تقدير و نيز از آنچه رحمها كم‏مى‏كنند )و پيش از موعد مقرر مى‏زايند( و هم از آنچه افزون مى‏كنند )و بعد از موقع‏مى‏زايند( و هر چيز نزد او مقدار معينى دارد."
)يُدَبِّرُالْأَمْرَ مِنَ‏السَّماءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِمَّا تَعُدُّونَ(278)).
"كار را از آسمان تا زمين سامان مى‏دهد، سپس در روزى كه مقدار آن هزار سال ازسالهايى است كه شما مى‏شماريد، به سوى او بالا مى‏رود )و دنيا پايان مى‏يابد(."
)تَعْرُجُ الْمَلاَئِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ(279)).
"فرشتگان و روح در روزى به سوى او بالا مى‏روند كه مقدار آن هزار سال است."
)إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ فَتَقُولُ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلَى مَن يَكْفُلُهُ فَرَجَعْناكَ إِلَى‏ أُمِّكَ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُهَاوَلاتَحْزَنَ وَقَتَلْتَ نَفْساً فَنَجَّيْنَاكَ مِنَ الْغَمِّ وَفَتَنَّاكَ فُتُوناً فَلَبِثْتَ سِنِينَ فِي أَهْلِ مَدْيَنَ ثُمَّ جِئْتَ عَلَى‏قَدَرٍ يَامُوسَى‏(280)).
"آنگاه كه خواهرت مى‏رفت و مى‏گفت: مى‏خواهيد شما را به كسى كه نگهداريش كندراه بنمايم؟ ما تو را نزد مادرت باز گردانيديم تا چشمانش روشن گردد و غم نخورد. و تويكى را بكشتى و ما از غم آزادت كرديم و بارها تو را بيازموديم، و سالى چند ميان مردم‏مدين زيستى، و اكنون اى موسى‏، در آن هنگام كه مقدّر كرده بوديم آمده‏اى."
)إِلَى‏ قَدَرٍ مَعْلُومٍ(281)).
"تا قدرى معلوم."
يا ژرف انديشى در اين آيات در مى‏يابيم كه نخستين تقدير الهى براى آفرينش دربرگيرنده زمانى بوده است كه هر رويدادى را فرا مى‏گيرد، براى مثال زمان خورشيدو ماه را مقّدر فرموده است، چنانكه براى هر پديده‏اى قدر و نهايت و زمانى قرارداده است. شب قدر نيز زمان است و تقديرات امور زمانى و غير زمانى در آن رقم‏زده مى‏شود و از جمله آن است كه موسى‏ در وقت معيّنى به سوى قوم خود آمد.امور الهى نيز قدَرهاى مُقدَّر هستند.
پس عنصر زمان نزد خداوند سبحان همچون هر بُعدى از ابعاد آفرينش، مقدّرومعلوم است.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها