3 - وقت
خداوند متعال براى امور وقتى قايل شده است. وقت، همان زمان و يا ساعاتزمان است. خداوند مىفرمايد: )وَإِذَا الرُّسُلُ أُقِّتَتْ ( (291). "و آنگاه كه پيامبران را وقتى معين شود." )إِلَى يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ ( (292). "تا آن روزى كه وقتش معلوم است." )يَسْئَلُونَكَ عَنِ السَّاعَةِ أَيَّانَ مُرْسَاهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي لاَ يُجَلِّيهَا لِوَقْتِهَا إِلَّا هُوَ ثَقُلَتْفِي السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ لاَتأْتِيكُمْ إِلَّا بَغْتَةً يَسْئَلُونَكَ كَأَنَّكَ حَفِيٌّ عَنْهَا قُلْ إِنَّمَا عِلْمُهَا عِنْدَ اللَّهِ وَلكِنَأَكْثَرَ النَّاسِ لاَيَعْلَمُونَ (293)). "درباره قيامت از تو مىپرسند كه چه وقت فرا مىرسد. بگو: علم آن نزد پروردگارمن است. تنها اوست كه چون وقتش فرا رسد آشكارش مىسازد. فرا رسيدن آن برآسمانيان و زمينيان پوشيده است، جز به ناگهان بر شما نيايد. چنان از تو مىپرسند كهگويى تو از آن آگاهى. بگو: علم آن نزد خداست ولى بيشتر مردم نمىدانند." با تدبّر در اين آيات در مىيابيم كه ساعات هر پديدهاى به امر خداوند سبحاناست چنين نيست كه خداوند متعال تنها از روز نخست آفرينش مقادير و اجلهاىپديدهها را مشخص كرده باشد، بل هموست كه هر چيزى را نيز به وقت خود بهاجرا در مىآورَد. خداوند براى هر اجلى كتابى و نوشتهاى نهاده است چنانكه براىهر خبرى جايگاهى قرار داده. بر اين اساس زمان وهمى خيالى نيست، بلكه قدرى مقدّر شده است، اجلىمسمّى است، و وقتى تعيين شده است، و ارادهاى برتر از همه آنها وجود دارد كهآنچه را مقدّر شده و اجل يافته و وقت پيدا كرده به اجرا در مىآورَد، چگونه اينهمه مىتواند بيهوده و بر اساس هرج و مرج باشد. احاديث نيز اين حقيقت را ياد آور شدهاند كه خداوند همان قدرتى است كهوقت و اجل را مشخص كرده. اينك برخى از اين احاديث را از نظر مىگذرانيم: امام صادقعليه السلام مىفرمايد: "دانشمندى از دانشمندان يهود نزداميرالمؤمنينعليه السلام آمد و عرض كرد: يا اميرالمؤمنين! خداى تو چه هنگام بودهاست؟ امامعليه السلامفرمود: مادرت به عزايت بنشيند، چه هنگام نبوده است تا بگوئيمكى بوده است؟ خداى من پيش از پيشِ بدون پيش و پس از بعد بدون بعدى بودهاست، كه غايتى نداشته و غايت آن انتهايى نداشته. غايات نزد او به مرز خودمىرسد و او نهايت هر غايتى است.(294)" امام صادقعليه السلام مىفرمايد: "امير المؤمنينعليه السلام به ذعلب فرمود: خداى منلطيف است و با لطف توصيف نمىشود، پيش از هر چيز بوده است و گفتهنمىشود چيزى پيش از او بوده - تا اين كه مىفرمايد - مكان، او را در بر نمىگيردووقت او را در خود جاى نمىدهد - تا اين كه مىفرمايد - وجود او بر وقت پيشىدارد و هستى او بر عدم مقدّم است و آغاز همان ازل اوست - تا اين كه مىفرمايد -ميان قبل و بعد تفاوت نهاد تا دانسته شود كه او نَه قبلى دارد و نَه بعدى... برخى رابر برخى پوشانده است تا دانسته شود كه ميان او و خلقش پوششى نيست، زمانىپرورنده بوده كه پروردهاى نبوده و زمانى خدا بوده كه پرستيدهاى نبوده استوزمانى عالم بوده كه معلومى نبوده است و زمانى شنوا بوده كه شنيده شدهاىنبوده است."(295) پس خداوند سبحان همان است كه چارچوب وقت را مشخّص مىسازد، بهپديده، بعد و قبل مىبخشد.
|
|