مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
5 - نور محمّدصلى الله عليه وآله‏
از احاديث شريف استفاده مى‏كنيم كه خداوند نخستين چيزى را كه آفريد نورمحمّدصلى الله عليه وآله بود و پس از آن انوار قدسى كه از نور محمّدصلى الله عليه وآله بر گرفته شدند. شايدبرخى تفسير اين حقيقت را درك نكنند، چنانكه ما تفسير بسيارى از حقايق بزرگ رادرك نمى‏كنيم، ليكن به هر روى حقايقى هستند كه روايات مستفيضه بر آنها تأكيدمى‏ورزند و ما بايد، تا آن هنگام كه خداوند، بشر را توفيق درك حقايق و فهم‏مضامين حيات بخششان را عطا فرمايد، در برابر شان تسليم گرديم. اينك شمارى‏از اين نصوص را در اين زمينه از نظر مى‏گذرانيم:
الف - از امام باقرعليه السلام روايت شده است كه به جابر جعفى فرمود: "اى جابر!خدا بود و چيزى جز او نبود، نَه معلومى و نَه مجهولى. نخستين چيزى كه آفرينش‏آن را آغازيد اين بود كه محمّدصلى الله عليه وآله را آفريد و ما را همراه او از نور و عظمت خودخلق كرد و ما چونان سايه‏هايى سبز در برابر او ايستاده بوديم و اين در حالى بود كه‏نه آسمانى وجود داشت و نه زمينى و نه مكانى و نه شبى و نه روزى و نه خورشيدى‏و نه ماهى، نور ما از نور خدايمان همچون پرتوى از خورشيد جدا مى‏شود، ماخداوند متعال را تسبيح، تقديس و تحميد مى‏كرديم و او را چنان كه بايدمى‏پرستيديم، سپس خداوند اراده نمود تا مكان را بيافريند و آن را بيافريد...سپس ما را با آن نور در صُلْب آدم‏عليه السلام نهاد، اين نور همچنان از صُلبها و رحمها و ازصُلبى به صُلبى ديگر منتقل مى‏شد و در صُلْبى جاى نمى‏گرفت، مگر آن كه انتقال‏آن مشخصّ مى‏شد و آن كه اين نور در صُلْب او قرار مى‏گرفت ارجمندى مى‏يافت تاآن كه به صُلب عبدالمطلب رسيد... و در اين هنگام آن نور به دو بخش تقسيم شد:بخشى در عبداللَّه و بخشى در ابوطالب..."(303).
ب - مفضّل از امام صادق‏عليه السلام پرسيد: "شما، پيش از آن كه خداوند آسمانهاوزمين را بيافريند، چه بوده‏ايد؟ امام‏عليه السلام فرمود: مانورهايى بوديم پيرامون عرش‏الهى كه خدا را تسبيح و تقديس مى‏كرديم، تا وقتى كه خداوند سبحان فرشتگان رابيافريد و به ايشان فرمود: تَسبيح بگوئيد، آنها گفتند: پروردگارا! ما علمى نداريم‏وخدا به ما فرمود: شما تسبيح بگوئيد، ما تسبيح گفتيم و فرشتگان پس از تسبيح ماتسبيح گفتند. آگاه باش كه ما از نور خدا آفريده شده‏ايم و شيعيان ما از نورى پايينتراز آن نور آفريده شده‏اند، پس هنگامى كه روز رستخيز فرا رسد، نور پايين به نور بالابپيوندد، سپس امام‏عليه السلام دو انگشت سبابه و ميانه خود را به يكديگر پيوند دادوفرمود: مثل اين دو. يعنى نور شيعيان اهل بيت در روز رستخيز."(304)
ج - ابن عباس مى‏گويد: "از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله شنيدم كه على‏عليه السلام را مخاطب قرارداده بود و مى‏فرمود: اى على! همانا خداوند متعال بود و چيزى با او نبود، پس من‏و تو را به صورت دو روح از نور جلال خويش آفريد و ما در برابر عرش خداوندجهانيان تسبيح مى‏گفتيم و تقديسش مى‏كرديم و سپاسش مى‏گزارديم و لا اله الا اللَّه‏مى‏گفتيم و اين پيش از زمانى بود كه خداوند آسمانها و زمينها را بيافريند. پس چون‏اراده فرمود آدم را بيافريند من و تو را از يك گِل آفريد كه همان گل عليّيّن است. ما رابا آن نور مخلوط كرد و در همه نورها ورودهاى بهشت فرو برد. سپس خداوند آدم‏را آفريد و در صُلب او اين گل و نو را نهاد. پس چون او را بيافريد نسلش را از پشت‏او بيرون آورد و آنها را به سخن واداشت و از آنها به خدايىِ خود اقرار گرفت.نخستين مخلوقى كه به خدايى خداوند اقرار كرد، من و تو و ديگر پيامبران - هر يك‏به قدر منزلت و قرب او به خداوند - بوديم، پس خداوند فرمود: اى محمّد و اى‏على! راست گفتيد و اقرار نموديد و در طاعت من بر ديگر خلايقم پيشى گرفتيدودر علم سابق من چنين بوديد، پس شما دو نفر و امامان از نسل شما و شيعيان‏شما برگزيدگان خلايق من هستيد و اين چنين شما را آفريدم. سپس پيامبرصلى الله عليه وآله‏فرمود: اى على آن گل در صلب آدم بود و نور من و تو ميان دو چشم او..."(305)


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها