قضا و قدر در احاديث اهل بيت
در كتاب بحارالانوار در اين باره يونس به نقل از امام رضا عليه السلام روايت مىكند كهفرمود: "چيزى وجود نمىيابد، مگر آنكه خدا آن را مشيت واراده كرده باشد، قدرو قضا بدان تعلّق گرفته باشد. عرض كردم: مفهوم اين كه خدا مشيت كرد چيست؟ امامعليه السلام فرمود: آغاز فعل. عرض كردم: مفهوم اين كه خدا اراده كرده استچيست؟ امامعليه السلام فرمود: ثبوت آن. عرض كردم: مفهوم اين كه خدا مقدّر كردهچيست؟ امامعليه السلام فرمود: اندازهگيرى يك پديده است در طول وعرض آن. عرض كردم:پس مفهوم قضا چيست؟ امامعليه السلام فرمود: هرگاه قضاى الهى بر امرى تعلّقگيرد آن را امضاء مىكند و اين همان است كه ديگر بازگشتى ندارد."(308) پس آغاز يك فعل همان است كه از جانب فاعل حاصل مىشود و از او صادرمىگردد و اراده فعل يعنى ثبوت بر آن و تقدير يك پديده يعنى طراحىواندازهگيرى آن و قضاى يك چيز يعنى امضايى كه ديگر بازگشتى در آن نيست. امام رضاعليه السلام به يونس مولاى على بن يقطين فرمود: "اى يونس! از قدر سخننگو. يونس گفت: من از قدر سخن نمىگويم، ليكن يك چيز را مىگويم: چيزى كهبه وجود نمىآيد، مگر آن كه خداوند اراده و مشيت كرده باشد، قضا و قدرش بدانتعلّق گرفته باشد. امام رضاعليه السلام فرمود: من اين چنين نمىگويم، بلكه مىگويم:چيزى به وجود نمىآيد، مگر آن كه خدا مشيت و اراده كند، قدر و قضا بدان تعلّقگيرد. سپس فرمود: آيا مىدانى مشيت چيست؟ يونس گفت: نه. امامعليه السلام فرمود:آهنگ خدا چيزى را - و آن مانند آهنگ ما نيست -. آيا مىدانى اراده چيست؟گفت: نَه امام عليه السلام: فرمود آيا مىدانى قدر چيست؟ گفت: نه. امامعليه السلام فرمود:اندازهگيرى. سپس امامعليه السلام فرمود: همانا خداوند هرگاه چيزى را مشيت كند آن رااراده مىفرمايد و هرگاه اراده فرمايد مقدرش مىكند و هرگاه مقدرش كند قضاى اوبدان تعلق مىگيرد و هرگاه قضاى او بدان تعلق گرفت اجرايش مىكند."(309) در وافى از كافى با سندى از يونس بن عبدالرحمان به نقل از يونس آمده است كهگفت: امام رضاعليه السلام به من فرمود: اى يونس آيا مىدانى مشيت چيست؟ عرضكردم: نه. فرمود: آن نخستين ذكر است. آيا مىدانى اراده چيست؟ عرض كردم:نه. فرمود: همان تصميم است. آيا مىدانى قدر چيست؟ عرض كردم: نه. فرمود: همان اندازهگيرى و نهادنحدود است از بقاء گرفته تا فنا، سپس فرمود: قضا همان استوار كردن حكم و بر پانمودن آن است.
|
|