حقيقت ايمان و نشانههاى آن
شايد درباره نماز، روزه، راستگويى، وفاى به عهد و ساير واجباتىكه خداوند به آنها امر كرده است بحث كنيم، لكن تمام اينها اجزاءومصاديق و تجلّيات و نشانههاى ايمان هستند. حقيقت ايمان چيزديگرى است. اگر ايمان ضعيف باشد، تمام نشانهها و تجلّيات ايمانهم ضعيف خواهند بود. نماز با ايمان ضعيف بىروح خواهد بود،ايمان ضعيف باعث سهل انگارى در امر نماز مىشود، و در آخر ايننماز در برابر فحشا و منكرات بازدارنده نيست، اين نماز به بخششوانفاق امر نمىكند.. واى بر نمازگزارى كه در نمازش خشوع نباشد)فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ * الَّذِينَ هُمْ عَن صَلاَتِهِمْ سَاهُونَ(13)). پس بجاى اينكه اين نماز براى نمازگزار رحمت باشد، براى او شرّوبلا است و نيز ساير عبادات كه تمام آنها ابزارى هستند براى هدايتانسان. جامعه بيدار جامعهاى است كه ريشه و روح ايمان در آن پاك،طاهر، روشن و حقيقى باشد. در واقع مظاهر ايمان دائماً مصاديق آننيستند. به عنوان مثال جامعه كوفه در زمان امام حسينعليه السلام نماز رابه وقت مىخواندند، با اين وجود براى به شهادت رساندن امامحسينعليه السلام كه ريشه وحقيقت و جوهره اصلى نماز بودند بر هم سبقتمىگرفتند. سپاهيان عمر سعد در شب عاشورا نماز مغرب و عشا را بجاآوردند، همچنين نماز صبح روز عاشورا را نيز بجا آوردند ولى آن نمازچگونه نمازى بود؟! در حقيقت اين نماز مصداق كامل آيه شريفه)فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ( مىباشد. پس واى بر كسى كه اينچنين نمازى را به پامىدارد، نمازى كه جز شرك چيزى در آن نيست. نماز او بجاى اينكهنردبانى باشد براى رسيدن به كمال و به خداى متعال، وزر و وبال گردناو خواهد بود.
|
|