مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
حج جوهره ايمان‏
حج از جمله واجباتى است كه جوهره ايمان را در فرد و جامعه زيادمى‏كند. جامعه‏اى كه نماينده‏هاى خود را به سوى خداوند رحمان‏مى‏فرستد، جوهره و حقيقت ايمان -ونه فقط نشانه‏هاى آن- در آن‏جامعه پررنگتر مى‏شود. حج صرف يك عبادت فردى نيست، بلكه‏عبادتى است فردى و اجتماعى.
وقتى انسان به سوى خانه خدا حركت مى‏كند در حالى كه دعوت‏الهى را اجابت كرده است، فرشتگان مقرّب الهى او را احاطه مى‏كنند،دلش به وسيله ايمان پر از هيجان مى‏شود، تقوى را متجلّى مى‏سازدوسختى‏هاى راه را به فراموشى مى‏سپارد وبراى تمام آن سختيها پاداش‏مسجّل مى‏شود. در واقع اين انسان در ضيافت و مهمانى الهى‏بسرمى‏برد و در حالى كه ملائكة اللَّه او را احاطه كرده‏اند و بعد هنگام‏تلبيه فرا مى‏رسد... "لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ... لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ..." در آنجااست كه خداوند متعال خواسته‏هاى او را اجابت مى‏كند، زيرا آن بنده‏نزد بهترين ميزبان به ميهمانى رفته است. اينگونه است كه اين انسان ازاوّلين لحظه به قصد خانه خدا حركت مى‏كند، تا به ميقات مى‏رسد، و ازميقات به سوى مكّه بار سفر مى‏بندد... تا اينكه خود را در صحراى‏عرفات مى‏يابد، ظهر هنگام در صحراى عرفات خداوند او را مخاطب‏قرار داده مى‏گويد: بنده‏ام! حقيقتاً كه آمرزيده شدى، و از پليديها پاك‏شدى، پس كار را شروع كن و به استقبال آن برو.(14)
در حديثى از امام جعفر صادق‏عليه السلام آمده است كه فرمودند: "... پس‏پدرم‏عليه السلام فرمودند: هيچ‏كس از مردم چه كافر و چه مؤمن دراين مكان-عرفات- وقوف نمى‏كند مگر اينكه خدا او را بيامرزد.(15)"
صحيفه اعمال او كه به وسيله كارهاى زشت سياه شده است، از بين‏مى‏رود، و صحيفه‏اى نو و سفيد در برابر او باز مى‏شود، همانند روزى‏كه او از مادر زاده شده ليكن مشكل از زمان خروج او از عرفات آغازمى‏شود، زيرا شيطان بار ديگر او را متوجّه خود مى‏كند، همانگونه كه‏در حديث شريف آمده است، لذا بسيارى از مؤمنين در آن لحظه آرزوى‏مرگ مى‏كنند، و آن را از خدا طلب مى‏كنند. روايت شده است كه حجّ ازنماز و روزه برتر است، چون نمازگزار ساعتى بعد مشغول اهل و عيال‏خود مى‏شود، و روزه‏دار نيز روز بعد مشغول خانواده خود مى‏شود.ولى زائر خانه خدا از بدن خود مى‏گذرد و خود را فدا مى‏كند، دارائى‏خود را انفاق مى‏كند و دورى از خانواده را طولانى مى‏كند و اينها نه‏براى مال است و نه براى تجارت.(16)
زائر خانه خدا در حجّ با مشكلات زيادى برخورد مى‏كند؛ درعرفات، در رمى جمرات، يا در طواف...، شايد در آن لحظات ازشدّت گرما وشلوغى مرگ را به چشم خود ببيند، و اينها در حالى است‏كه سر او در برابر گرماى سوزان خورشيد برهنه است. او نه تنها نبايدبراى كسى مزاحمت ايجاد كند و كسى را در آن ازدحام به اطراف براند،بلكه منازعه ومجادله بر حق نيز بر او جايز نمى‏باشد.
)الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجِّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَجِدَالَ فِي الْحَجِّ...(17)).
"حجّ واجب در ماههاى معيّن است. پس هركه را حجّ واجب شودبايد آنچه ميان زن و شوهر روا است ترك كند و كار ناروا )مانند دروغ‏ومجادله و بدگوئى و گفتن لا واللَّه وبلى واللَّه( را ترك كند."
او در حجّ نمى‏تواند به خدا قسم بخورد، در آنجا فقط اطاعت‏وتسليم در برابر خدا رواست ونه چيز ديگر. مجاهد در راه خدا اگر درجنگ شركت كند ممكن است بكشد و ممكن است شهيد شود، ولى‏زائر خانه خدا حتّى اگر مرگش فرا رسد بدون دفاع از خود است، درحالى كه امكان دارد در اثر دفاع از خود مرگ به سراغ او نيايد. حقيقتاًاين تسليم مطلق و بى‏چون و چرا جوهره ايمان را در انسان تربيت‏مى‏كند و آن را صيقل مى‏بخشد و به زندگى او رنگ ايمانى جديدى‏مى‏زند.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها