مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
ويژگيهاى اجتماعى حج‏
اگر از حجّاجى كه به گرد خانه خدا مى‏گردند بپرسيم كه از كدامين‏ديار بدينجا آمده‏اند، با جوابهاى گوناگونى روبرو مى‏شويم،سرزمينهايى دور ويا نزديك. به عنوان مثال اگر تعداد هزار زائر رامورد بررسى قرار دهيم، ممكن است هر كدام از آنها از منطقه‏اى آمده‏باشند. و اين امر به نوبه خود ايمان امّت را به خودش، به ارزشهايش،به كتاب آسمانيش و به پيامبرش و در آخر به خداى سبحان مستحكمترمى‏سازد.
لذا در حديثى از امام صادق‏عليه السلام مى‏خوانيم: "همانا اگر از كعبه سهل‏انگارى شود، پس اثرى از آنها ديده نمى‏شود." يعنى امّت اسلامى به‏تمامى از بين خواهد رفت. پس بقاء امّت به بقاء مردم گردا گرد كعبه‏بستگى دارد.
حقيقتاً خداوند سبحان كعبه را مايه هدايت و رحمت و بركت براى‏امّت اسلامى قرار داده است. در واقع امّت اسلامى در كعبه بسرمى‏برد.لذا پروردگار ما مى‏گويد:
)وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ(.
اى ابراهيم اينجا مكان بيت ]كعبه‏[ است )أَن لاَّ تُشْرِكْ بِي شَيْئاً(يعنى تا به ما شرك نورزى، و از اين عبادت رابطه بين بيت اللَّه الحرام‏وتوصيه در جامعه‏ها را در مى‏يابيم.
سپس مى‏خوانيم:
)... وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ * وَأَذِّن فِي النَّاسِ‏بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالاً وَعَلَى‏ كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ(18)).
"و به او وحى كرديم كه خانه مرا براى طواف حاجيان و نمازگزاران‏وركوع و سجودكنندگان پاك و پاكيزه‏دار * واى )رسول ما( مردم را به‏اداى مناسك حجّ فرا خوان تا خلق پياده و سواره و از هر راه دور به‏سوى تو جمع آيند."
ابراهيم‏عليه السلام همسر خود هاجر و فرزند خوردسالش اسماعيل را به‏كعبه برد و آنها را به امر خداى متعال در آن زمين بى‏آب و علف تنهاگذاشت، خدايى كه همچنين او را امر كرد تا به بالاترين نقطه كوه قبيس‏برود و مردم را براى حجّ دعوت كند... در آن هنگام ابراهيم‏عليه السلام گفت:پروردگارا! چه كسى را دعوت كنم، دراين بيابان كه بين كوههاى بى‏آب‏و علف قرار دارد كسى نيست، پس جواب آمد كه: اى ابراهيم! برگردن‏تو اداى وظيفه واجب است و بر ما ابلاغ آن.
و اينگونه بود كه ابراهيم‏عليه السلام آن درستكار زمانه به بالاى كوه قبيس‏رفت و ندا سر داد كه: اى مردم! بياييد براى حج.. و آنگونه كه درحديث شريف از امام صادق‏عليه السلام آمده است "هنگامى كه خداوند عزّوجلّ ابراهيم و اسماعيل‏عليهما السلام را به ساختن بيت ]كعبه‏[ امر كرد و ساختن‏آن به اتمام رسيد به او امر كرد تا از ستونى بالا رود و سپس مردم را ندادهد كه: فرا خوانده شده‏اى بسوى حج، پس اگر ندا سر مى‏داد فراخوانده‏شده‏ايد بسوى حج، حج بجا نمى‏آوردند مگر افرادى از آنان كه در آن‏روزگار خلق شده بودند، ولكن ندا سر داد فراخوانده شدى به سوى حجّ،پس تمام مردم در صلب مردان به او لبّيك گفتند: لبّيك اى دعوت كننده‏بسوى خدا، لبّيك اى دعوت كننده به سوى خدا، پس هر كس ده مرتبه به‏او لبّيك گفت ده مرتبه حجّ بجا آورد، و هركس پنج مرتبه لبّيك گفت 5 بارحج بجا آورد، و هر كس بيشتر از آن لبّيك گفت پس به عدد ان حج بجاآورد. و هر كس يكبار لبّيك گفت حجّ بجا آورد و هر كس لبّيك نگفت حج‏بجا نياورد.(19)"
بر همين اساس است كه دل مردم در موسم حج براى حج مى‏تپد.اگر مقدّمات سفر براى آنها فراهم شود توفيق حج پيدا مى‏كنند، و اگرفراهم نگردد توفيق از آنها سلب مى‏شود، و اين توفيق در حقيقت ازروز دعوت ابراهيم‏عليه السلام بدست آمده است.
بعداز آن خداوند متعالى مى‏فرمايد:
)لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ(.
"تا منافع خود را در آن مشاهده كنند."
حج فقط يك عبادت فردى نيست، بلكه اضافه بر آن عبادتى است‏در تعامل با زندگى و پيشرفت و توسعه ملل. پس حقيقتاً خداى متعال‏سرزمين مكّه را سرزمينى آزاد قرار داد و به آن منتهاى حرمت را اعطاكرد، و خود آنجا را بيت الحرام نام نهاد، بيت الحرامى كه انسان در آن‏حقّ تجاوز به هيچ چيزى را ندارد، حتّى حق ندارد مورچه‏اى را كه بربدنش راه مى‏رود بردارد و به زمين بزند بلكه بايد مورچه را به آرامى درجاى امنى قرار دهد و حتّى حق ندارد پرنده‏اى را براند لذا همه چيز درمكّه داراى امنيّت مى‏باشد.
همانگونه كه شاعر عرب قبل از اسلام، نابغه ذبيانى، مى‏گويد:
والمؤمن العائذات الطير ممسحها
ركبان مكّة بين العين والسلم‏
يعنى: "قسم به پروردگارى كه به اين پرندگان بازگشته از سفر امان‏داده است، پرندگانى كه مسافران مكّه آنها را نوازش مى‏كنند در حالى كه‏اين پرندگان در بين هيزمها و مكانهاى پر درخت پاك كه العين و السلم‏نام دارند هستند."
بيت‏الحرام، مسجدالحرام، مشعرالحرام، يعنى چه؟ يعنى آزادگى‏بلكه بالاترين درجه آن. انسان مى‏تواند با صراحت در آنجا به جستجوبپردازد، در حالى كه كسى حق تجاوز به ديگران را ندارد.
به رغم اينكه اين آيات كريمه بصورت كامل در مسجدالحرام پياده‏نشده است امّا آن دسته از آيات كه بر مسجدالحرام منطبق شده است‏سود زيادى را براى امّت اسلامى به همراه داشته است.
حج در هر سال ايمان و روح رويارويى با مشكلات را در مسلمانان‏منتشر مى‏سازد. كه ما مى‏توانيم از اين روح و ايمان جهت تزكيه نفس‏ورفتن به حج استفاده كنيم و شايد بتوانيم بدينوسيله تمام واجبات راادا كنيم و حقوقى را كه خداوند برگردنمان نهاده ادا كنيم، بويژه حقوق‏خويشاوندان. مى‏توانيم در حج ايمانمان را تقويت سازيم، پس برماست كه از فرصت حجّ به خوبى بهره ببريم، و براى چند روزى كه درحجّ هستيم برنامه‏ريزى دقيقى داشته باشيم واز ساعات و روزها نهايت‏استفاده را ببريم، خدا را زياد ياد كنيم و به تلاوت قرآن بپردازيم. امام‏باقرعليه السلام مى‏فرمايد:
"هر كس در مكّه ختم قرآن كند نخواهد مرد تا اينكه پيامبر خدا را ببيندو همچنين جايگاه خود را در بهشت ببيند.(20)"
در مرتبه بعد دعا و انقطاع به سوى پروردگار را در برنامه خود قراردهيم، همچنين برادران مؤمن و ذريّه خودمان را از دعا فراموش‏نكنيم، همچنين براى برآورده شدن نيازهاى دنيوى و اخروى دعاكنيم، همانا كه خداوند سميع و مجيب است.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها