خداوند به ما نزديك است ولى...
پروردگار بخشنده و مهربان بسيار به ما نزديك است، ولى ما از اودور هستيم. نبايد او را در بيابانها، قلل كوهها يا در فراز آسمان جستجوكنيم، او هر جايى كه انسان باشد حاضر است، او قائم، قيّوم و حىّاست، مىشنود و مىبيند، همانگونه كه در قرآن هم آمده: )قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى(28)). "گفت: نترسيد من با شما هستم مىشنوم و مىبينيم." در واقع ما هستيم كه از او دور افتادهايم، خداوند مىفرمايد: )وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِفَلْيَسْتَجِيبُوا لِيْ وَلْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ(29)). "و چون بندگان من از دورى و نزديكى من از تو مىپرسند بدانند كهمن به آنها نزديك خواهم بود هركه مرا خواند دعاى او را اجابت كنمپس بايد دعوت مرا بپذيرند و به من بگروند باشد تا به سعادت راهيابند." يعنى بخاطر حجابهايى كه بين خود و خدا ايجاد كردهايم، از او دورافتادهايم. آفتاب هر روز بر پهنه شرق و غرب مىتابد، و لكن درِ اتاقاگر بسته باشد واگر پردهاى بر روزنههاى موجود در ديوار آويخته شدهباشد نفوذ نور را غير ممكن و افراد داخل اتاق را از نور محروممىسازد. همينگونه است رابطه ما با خداوند متعالى، ما هستيم كه از اودور افتادهايم زيرا پوشيده از حجابهاى دنيوى هستيم. دنيا بزرگترينپرده و حجاب بين انسان و پروردگارش مىباشد، همانگونه كه پيامبراكرمصلى الله عليه وآله مىفرمايند: "محبّت دنيا رأس هر خطائى است.(30)" بدتر وزشتتر از آن خودخواهى انسان است، كه فرد خود را در آنحبس كرده است و تا وقتى كه از اين زندان رهايى نيابد به حقيقتنمىرسد. و به همين خاطر است كه در دعاى ابوحمزه ثمالى مىخوانيم: "بدان كه تو براى اميدواران موضع اجابت هستى، و براى غمداراندر كمينگاه يارى رساندن هستى... و همانا رونده بسوى تو به تونزديك است، و تو از خلق خود پنهان نيستى مگر اينكه اعمالشانحجابى براى آنها باشد..."
|
|