مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
ضرورت اخلاص‏
بايد عمل و نيّت را خالص كنيم، بايد بتها و شريكانى را كه براى‏خدا درست كرده‏ايم نابود كنيم، پس دراين حال است كه خود با خدانجوى مى‏كنيم و او نيز با ما نجوى مى‏كند، با او سخن مى‏گوييم اونيز باما سخن مى‏گويد. از پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله نقل شده است كه فرمودند:
"قلب مؤمن بين دو انگشت از انگشتان خداوند رحمان قرار دارد.(31)"
بله اين قلب به وسيله مصاحبت با خدا منقلب مى‏شود، مانند حال‏حضرت على‏عليه السلام چرا كه مى‏فرمايند: "هيچ چيزى را نديدم مگر اينكه‏خدا را قبل، بعد و همراه آن مشاهده كردم." درست است كه ديده انسان‏جز ظواهر مادّى چيز ديگرى را نمى‏بيند، ولكن حضرت على‏عليه السلام‏بصيرت خود را جلا مى‏دهد تا ازخلال اين ظواهر به پروردگار برسد.واز ميان دلائل به خداوند نظر كند، بله او ظاهر را نمى‏نگرد، بلكه‏ماوراى آن را مى‏بيند، و لذا ايشان بر اينكه خداوند بوسيله بصيرت‏ديده مى‏شود تأكيد مى‏ورزند و مى‏فرمايند:
"او را چشمها بديدن آشكارا درك نمى‏كنند و لكن قلبها بوسيله حقايق‏ايمان اورا درك مى‏كنند.(32)"
لذا براى وصول به پروردگار و براى اينكه با او به سخن بنشينيم،براى اينكه او را دوست بداريم و او نيز به ما محبّت ورزد، وبراى اينكه‏به مقام رضا نائل شويم واو نيز از ما راضى شود... بر ماست كه تمام بتهاو در رأس آنها بت خودخواهى را نابود سازيم. همگى از نسل آدم‏هستيم و آدم نيز از خاك است. و مادامى كه ذرّات خاك بر يكديگربرترى ندارد بشر نيز بر يكديگر برترى ندارد مگر به تقوى همانگونه‏كه خداوند مى‏فرمايد:
)يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاكُم مِن ذَكَرٍ وَأُنثَى‏ وَجَعَلْنَاكُمْ شُعُوباً وَقَبَائِلَ‏لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌ(33)).
"هان اى مردم همانا ما شما را از يك مرد و يك زن آفريده‏ايم و شمارا به هيأت اقوام و قبايلى درآورده‏ايم تا با يكديگر انس و آشنايى يابيد،بى‏گمان گرامى‏ترين شما در نزد خداوند پرهيزكارترين شماست،خداوند داناى آگاه است."
و بر همين اساس است كه نبايد به اصل و نسب خود افتخار كنيم.چون نسب ما بدون عمل صالح هيچ كمكى به ما نخواهد كرد. به عنوان‏مثال قرابت و نزديكى پسر حضرت نوح به وى براى او چاره ساز نبود،و او را از غرق شدن نجات نداد چون او همانگونه كه قرآن كريم براى مابيان مى‏كند به خدا ايمان نداشت.
)وَنَادَى‏ نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَإِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَأَنتَ أَحْكَمُ‏الْحَاكِمِينَ * قَالَ يَانُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ...(34)).
"و نوح پروردگارش را ندا داد و گفت پروردگارا! پسرم از خانواده‏من است و وعده تو نيز راست و درست است وتو داورترين داورانى *فرمود اى نوح او ]در حقيقت‏[ از خانواده تو نيست..."
و لذا ما بايد اين پرده‏ها و موانع را از پيش رو برداريم، و در كوره‏ايمان خود را ذوب كنيم. مسلمانان هنگام طواف كعبه، سعى صفا ومروه، و در صحراى عرفه و مشعر و منى و ديگر اماكن به خداوندمتعال نزديكتر مى‏شوند، چون در آن لحظات تمام موانع را ازپيش پابرداشته‏اند. آنها با وجود اختلاف رنگ،زبان و ملّيتهايشان يكصدا ندامى‏دهند:
"لَبَّيْكَ اللَّهُمَّ لَبَّيْكَ، لَبَّيْكَ لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ، إِنَّ الْحَمْدَ وَالنِّعْمَةَ لَكَ‏وَالْمُلْكَ، لَا شَرِيكَ لَكَ لَبَّيْكَ".
در موسم حجّ امتيازاتى كه كسى را بر ديگرى برترى مى‏بخشندزائل مى‏شوند. به عنوان مثال يكى از چيزهايى كه باعث تمييزواختلاف مى‏شود لباس است براى همين در حجّ همه لباس يك شكل‏بر تن مى‏كنند كه همان لباس احرام مى‏باشد، دراين حال مظاهر آسايش‏و زينت سقوط مى‏كنند، چون از امور محركه براى فرد محرم تلقّى‏مى‏شوند.
اينگونه است كه انسان در حجّ به روحانيّت و صفائى ويژه دست‏پيدا مى‏كند. دراين حال جان و دل حجّاج از ايمان و معرفت الهى‏شعله‏ور مى‏شود، و هر دعايى كه بر زبان ايشان جارى مى‏شود از اعماق‏آنها خبر مى‏دهد، اين حالت با حالى كه در دنيا و در هنگامى كه دنياوزينتهاى ظاهريش، ما را احاطه كرده، بسيار متفاوت است.
پس بيائيد خود را از اين زندان كه در آن محبوس گشته‏ايم برهانيم،تا آفتاب حقيقت بر ما بتابد و دراين صورت است كه به قرب الهى نائل‏مى‏شويم واز دورى و پوشيدگى از او بوسيله حجابهاى دنيوى رهايى‏مى‏يابيم.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها