ايستگاه شناخت
برخى مسافت بين آسمان و زمين را بىنهايت تصوّر مىكنند، درحالى كه برخى ديگر اين فاصله را بسيار ناچيز مىدانند، و عقيده دارندطىّ اين مسافت بدون صرف كمترين زمانى ميسّر است، چون ايندسته دوّم طريق خود را به وسيله مركب استغفار و توبه مىپيمايند درحاليكه بين آنها و آسمان هيچ پردهاى از پردههاى كبر و غرور و گناهوجود ندارد. به راستى من از كدام دستهام؟ شما از كدام دستهايد؟ خلاصه كلام اين است كه خداوند تبارك و تعالى در -لحظه-عرفات قلم تقدير خود را از نوشتن باز مىدارد و آن را به دست بندهاشمىدهد تا خود تقديرش را تعيين كند، همانگونه كه خداى متعال اينكار را در شب بيست و سوّم ماه مبارك رمضان كه شب قدراست انجاممىدهد، پس انسان مسير خود را دراين شبها معيّن مىسازد به راستوپا چپ. فرق بين اين دو مناسبت اين است كه شب قدر تمام مردم رادربرمىگيرد ولى عرفات فقط به عدّه قليلى كه در عرفات حضور دارندمتعلّق است.. و چه سعادتمندند از اين حضور. بر همين اساس لازم بذكر است كه بجا آوردن حجّ طىّ يك دعوترسمى از سوى پروردگار بزرگ صورت مىگيرد يعنى اينكه خداىمتعال به چشم رحمت به بندگان خود مىنگرد و هر آنكه را كه دوستبدارد براى ايستادن در محضرش در آن اماكن متبرّكه انتخاب مىكند،در حالى كه آنان كه توفيق حجّ نيافتهاند انتظار سالها آينده را مىكشند تاشايد مورد رحمت الهى قرار گيرند و اين دعوت الهى شامل حالشانشود. حاجى مىتواند خاطراتش را به يادآورد كه جرقّه رفتن به حجّچگونه در او زده شد؛ چگونه اين جرقّه به شعلهاى تبديل شد، چگونهاين رغبت در او شدّت يافت، و چگونه بر مشكلات سفر فائق آمد وآنهارا يكى پس از ديگرى پشت سرنهاد تا اينكه به سرزمين مقدّس رسيدومناسك حجّ را بجا آورد... از اين رو بر قاصد خانه خدا است كه اين دعوت الهى را جدّىبگيرد و با تمام دقّت و توجّه و خلوص نيّت مناسك خود را ادا كند،وچگونگى استفاده كردن از اين ضيافت الهى را بشناسد، و چگونگىديدار الهى را بياموزد زيرا كه ميزبان حجّاج خداوند جبّار آسمانوزمين و پروردگار دنيا و آخرت و مالك تمام اشياء مىباشد. بر او استكه اوّلين گام را بردارد، و مطمئن باشد كه به پوشيدن لباس احراموزدودن لباسهاى دنيوى كه عملى ظاهرى مىباشد اكتفا نمىكند، بلكهاين كار شعارى است در راستاى زدودن حجابهاى باطنى كه از باز شدنديده دل جلوگيرى مىكنند. اى كاش هر يك از شروط لباس احرامنشانهاى رمزى باشد از عرفان و زهد و توجّه خالصانه بسوى خداىبارى تعالى. در واقع دورى از لباسهاى معمول سنبلى است براىدورى بنده از خودخواهى، و مانند اين است كه محرم اعلام كند ديگرآن انسان غوطهور در دنياى مادّى نيست، و اين دورى و تجرّد در همانحال بر دعا و تضرّع و آمادگى جهت ديدار پروردگار دلالت مىكند. من با چشم خود حجّاجى را مشاهده كردهام كه جرأت بر تن كردنلباس احرام و خواندن تعابير تلبيه را بخاطر ترس از اينكه مبادا دراينادّعا و عمل صادق نباشند به خود ندادهاند؛ آنان مىترسيدند كه مبادا ازگفتار و عمل خود بعداز آن لحظه روى برگردانند. چشمانشان را ديدمكه گريان بود، و پوست بدنشان از ترس خداوند در آن لحظه بزرگمنقبض مىشد، لحظه بر تن كردن لباس احرام و لبّيك گفتن به دعوتالهى. تكتك ما بايد بدانيم كه واجبترين امرى كه در عرفات(35) بايد بهآن دقّت كرد همانا معرفت الهى است؛ معرفتى از درون قلب كه به نورالهى متّصل باشد، و حجابها را پاره كند، و انسان را به معدن بزرگىوقدرت و ملكوت برساند. امر ديگرى كه بايد بدان توجّه داشت ايناست كه معرفت و شناخت در خلال اداى اعمال عرفات به دستمىآيد آنجاست كه روح و جان مؤمنان به ديدار الهى نائل مىشود، درآنجا دوست شايسته از دوست بىكفايت كاملاً مشخّص مىشود. برتر از شناخت دوست، شناخت امام است و در واقع فلسفه و روحو حقيقت حجّ در معرفت امام و ولى مستتر مىباشد. و هر آن كس كهبخواهد معرفت بيشترى نسبت به امام و ولى خود پيدا كند، نكات زيررا بايد مراعات كند: اوّل - آنكه دل مؤمن بايد حول محور محبّت و دوستى ائمّهواهلبيتعليهم السلام و همچنين حول دوستى دوستانشان و دشمنىدشمنانشان بگردد. دوم - مطالعه احاديث و ادعيه متواتره و داراى سند محكم كه از ائمّههدىعليهم السلام نقل شده است. ارواح ايشان دراين ادعيه و احاديث بصورتواضحى تجلّى يافته و از آن جمله است دعاى امام حسينعليه السلام و فرزندگراميش حضرت امام سجّادعليه السلام در روز عرفه. لازم است كه اين مطالعهبا روحى گشاده و دلى پاكيزه و منزّه از وسوسههاى شيطانى وشكّهاوآلودگيها و اهتمام به دنيا باشد. سوم - ديدار و استفاده از دانشمندان و فقهاى ربّانى كه حقيقتاًجانشينان انبياء و ائمّهعليهم السلام هستند. دراين باره در حديثى آمده است كه"علماء و دانشمندان وارثان پيامبرانند" و نيز آمده است "دانشمندان امّتمن از پيامبران بنىاسرائيل برترند." وقتى زائر خانه خدا با يك دانشمندربّانى ملاقات مىكند او را تنها وسيله جهت رسيدن به معرفتوشناخت و حقيقت مىيابد.
|
|