سكون و جمود مشكل بشريّت
پر واضح است كه انسان به خودى خود ساكن مىباشد؛ تفسيروتحوّل او از حالت سكون به زندگى فعّال از جمله اعمالى است كه دربستر تمدّن و با اراده و آگاهى صورت مىگيرد. بدون آگاهى و ارادهانسان از ذات ساكن خود رهايى نخواهد يافت و نخواهد توانست درآسمان جامعه خود به پرواز درآيد. چون انسان تنها موجود زندهاىاست كه بخاطر احساس نياز در يك جامعه زندگى مىكند، او اين كار رابا آگاهى و اراده انجام مىدهد، و هر چقدر هر كدام از اين دو عنصرناديده انگاشته شوند از تمدّن و پيشرفت باز خواهيم ماند. و چونسكون جزء ذات انسان است ممكن است تعاليم قرآن و ساير كتبآسمانى را منحرف سازد و آنها را از تعاليم پربار اجتماعى، سياسىواقتصادى به مجموعهاى از روشهاى فردى تبديل كند. و اين همان مشكلى است كه گريبانگير امّتهاى گذشته بوده است.امّتهاى گذشته دين را به يك تجربه فردى تبديل كردند و جلوههاىاجتماعى و فرهنگى آن را به فراموشى سپردند و به جلوههاى فردى آنبسنده كردند. مسلمانان نيز در طول تاريخ مبتلا به اين مشكل بودهاند، و به نوبهخود از دين فقط يك رابطه فردى را اخذ كردند. فرار از مسؤوليّت ودورى از مشكلات سياسى از تبعات اين طرز تفكّر مىباشد كه تا امروزهم ادامه يافته است. لذا بايد به شريعت الهى چنگ زنيم تا تنگ نظرىما نسبت به دين تغيير يابد. براى عبادت پروردگار نبايد به كنج خانهها پناه بريم بلكه بايدمساجد را از وجود تكتكمان پر كنيم. احاديث شريفه ما را به بُعد اجتماعى عبادات تشويق مىكند؛ مثلاًثواب نمازى كه در خانه خوانده شود ده حسنه مىباشد حال اينكهثواب آن نماز در مسجد به صد حسنه و در مسجدى كه نماز جماعت درآن برگزار مىشود بيشتر و بيشتر مىشود.
|
|