مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
روابط اجتماعى مشكل گشاست‏
اگر از همين دريچه اجتماعى به اسلام نظر كنيم وجوب حجّ را يك‏امر اجتماعى خواهيم يافت، به بيان ديگر مسلمانان بايد از سراسرجهان به مكّه مكرمه بيايند و گرد خانه خدا كه آن را "قِياماً لِلنَّاسِ"خوانده طواف كنند، و در يك زمان به عبادت بپردازند و در ماهى‏معيّنى در مكّه گرد هم آيند. به عنوان مثال اگر كسى روز نهم ذى‏الحجّه‏عرفات را درك كند مانند كسى است كه حجّ بجا نياورده و اين اهمّيّت‏كارهاى اجتماعى و دسته جمعى را درنزد دين اسلام نمايان مى‏سازد.
ساير تعاليم الهى نيز همين گونه‏اند، هنگامى كه قرآن ما را به‏درستى و صدق و وفاى به عهد و حسن ظنّ و تعاون و گفتار نيك...مى‏خواند ما را به عملى اجتماعى وامى‏دارد چون مثلاً صداقت با وجودديگران معنا مى‏شود، همچنين است ساير موارد ذكر شده، مثلاً بدگمانى و استفاده از القاب ناشايست براى ديگران و بالخصوص درروابط بين گروهها و احزاب و... متجلّى مى‏شود. پس برماست كه درزير چتر تعاليم اجتماعى اسلام، اخلاق اسلامى را فرا گرفته و به آن‏عمل كنيم.
اگر به‏سوره‏مباركه حجرات نظرى بيفكنيم، خواهيم ديد كه خداوندمتعال در بحث چگونگى روابط مسلمانان با يكديگر از احتمال درگرفتن جنگ بين دو طايفه مسلمان خبر مى‏دهد و مى‏فرمايد:
)وَإِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَيْنَهُمَا...(37)).
"اگر دو طايفه از مؤمنين با هم به جنگ پرداختند پس بين آنها صلح‏برپا داريد..."
و سپس موضوع اخلاقى ديگرى را بيان مى‏دارد و مى‏فرمايد:
)...وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الْاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِيَمانِ...(38)).
"...و به لقبهاى زشت يكديگر را نخوانيد كه پس از ايمان به خدا نام‏فسق و گناه بسيار زشت است..."
و مى‏فرمايد:
)يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِيراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ...(39)).
"اى اهل ايمان از بسيارى پندارها در حقّ يكديگر اجتناب كنيد كه‏برخى ظنّ و پندارها معصيت است..."
بر همين اساس اگر رابطه دو طايفه و گروه حسنه شود روابطشخصى بين افراد آن دو گروه نيز خوب مى‏شود. روابط بين گروههاوطوايف روابطى اساسى مى‏باشند چون در صورت مثبت بودن تمدّن‏ساز خواهند بود، و در صورت منفى بودن ما را عقب مانده باقى‏مى‏گذارند، بلكه ما را به جاهليّت بازمى گردانند.
از حكمتها و فوائد چنين تجمّعاتى كه براساس ايمان پايه ريزى‏شده است اين است كه دين را با جلوه‏هاى اجتماعيش خواهيم فهميد.از بارزترين و مهمترين ادعيه‏اى كه خواندن آن توصيه شده، سخن‏خداوند بارى تعالى از زبان پيامبر خود يوسف صدّيق‏عليه السلام مى‏باشد كه‏مى‏فرمايد:
)...فَاطِرَ السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّ فِي الدُّنْيَا وَالْآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِماًوَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ(40)).
"...آفريننده آسمان و زمين تويى ولينعمت و محبوب من در دنيا وآخرت مرا به تسليم و رضاى خود بميران و با صالحانم مشحور فرما."
و در آيه‏اى ديگر مى‏فرمايد:
)...وَكُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ(41)).
"...و با مردان راستگوى - با ايمان - بپيونديد."
براى همين تعاليم الهى اسلام بايد در قالب ساختار اجتماعى‏عرضه شود، اگر ما تحقّق اين جامعه ايمانى را تضمين كنيم تربيت‏انسان ايده آل از نظر اسلام نيز تضمين خواهد شد. در واقع انسان،وفرد اساس ساختار اجتماعى مى‏باشد و اين اقتضاى هر فرد است كه‏به تنهايى زندگى نكند.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها