حضور معنوى حضورى مهم
حضورى كه بر مبناى معنويّت پايه ريزى شده باشد و به جنبه مادّىاكتفا نكند بسيار مفيد خواهد بود. پس هر قدر اين حضور گستردهتروفراگيرتر باشد فرايند پيشرفت و ترقّى نيز سريعتر به نتيجه خواهدرسيد. محدود كردن تعاون به برخى جوانب محدود پيشرفتى محدودرا نيز درپى دارد، بر عكس اگر اين هميارى در تمام جوانب مورداستفاده قرار گيرد، حتّى اگر طرفهاى قضيّه يكى در شرق باشدوديگرى در غرب و حضور بدنى در كنار يكديگر نداشته باشند،مىتوانند فرايند پيشرفته شدن را به جلو پيش برند. قرآن كلمه )التعارف( را بجاى )الحضارة( بكار مىبرد زيراشناخت نسبت به يكديگر و بيدارى دو طرفه و تعاون و هميارىمىتواند آغازى براى پيشرفت و ترقّى باشد. شكّى نيست كه اينشناخت دو طرفه به بهترين وجه در مراسم حجّ مجسّم مىشود، چوننخبگان امّت اسلامى با صرف نظر كردن از اختلافات از اطراف واكناف جهان اسلام در يك مكان جمع مىشوند. لباسهاى گوناگون،نزاع و جدل، افتخار به پدران، كار، استفاده از وسايل رفاهى و... ازامور اختلاف برانگيزى هستند كه در حجّ خبرى از آنها نيست.همانگونه كه خداوند مىفرمايد: )الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَالْحَجِّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ...(49)). "حجّ در ماههايى مشخّص است پس آن كس كه در آنها حجّ به جاآورد بداند كه آميزش و نافرمانى و ستيزه كردن در حجّ نيست..." جدل و نزاعى كه بين دو مسلمان اختلاف مىاندازد حرام مىباشد،همچنين از نافرمانى و آميزش و هر آنچه بين مسلمانان تميز مىدهدنهى شده است. حجّ تنها كورهاى است كه تمام اختلافات و محدوديّتها و موانعساخته دست بشر را در خود ذوب مىكند مهمترين نتيجه اين ذوبكردن به راستى همين شناخت مسلمانان از يكديگر مىباشد كه مامسلمانان در غير از حجّ نيز نياز وافرى به آن داريم.
|
|