مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
ترازوى قرآنى‏
بايد خود را به كتاب الهى عرضه كنيم كه جدا كننده حقّ و باطل‏مى‏باشد و خود را با آن بسنجيم. قرآن كتابى است كه هيچ باطلى در آن‏راه ندارد و تماماً نور و معرفت است. پس بايد به قرآن كه تنها درمان‏دردهاست باز گرديم. دردهاى ما با استفاده از مقياسهاى غير قرآنى‏واستناد به افكار و هواهاى نفسانى انسان قابل درمان نيستند. اگر ما دين‏را مكتبى روشمند براى معرفت و زندگى مى‏دانستيم و آن را از قرآن‏واحاديث پيامبر اكرم و اهل بيت مكرّمش‏عليهم السلام و سخنان فقهايمان اخذمى‏كرديم اوضاع امروز ما اينگونه نبود، و به تبع آن حجّمان نيز متفاوت‏بود، وقتى حجّ را با چشم مادّى گراى امروزى بنگريم از آن به جزسفرى‏تفريحى وخريدن كالاهاى گوناگون وگردآورى هداياى مختلف‏چيز ديگرى نخواهيم ديد و حرمت اين شعار الهى بزرگ را رعايت‏نخواهيم‏كرد وبه‏تزكيه نفس نخواهيم پرداخت، حجّ‏را به‏عنوان فرصتى‏براى تهذيب نفس نمى‏بينيم، به امور مسلمانان اهمّيّت نخواهيم داد، ازاحوال آنها جويا نخواهيم شد، هيچ‏كس از ديگرى در مورد حوادث‏ووقايع جارى در كشورهاى مسلمان و راههاى درمان آن نخواهدپرسيد و هيچ‏كس روشهاى بيدارى مسلمانان را پيدا نخواهد كرد.
متأسّفانه تصوير ما از اسلام فقط به احكام و نمادهايى محدود كه‏بايد آنها را اجرا كنيم بدون اينكه در ما تأثيرى بگذارند و روشهاى ما راتغيير دهند محدود مى‏شود. در حاليكه دين در واقع رنگ الهى زدن به‏تمام زندگى مى‏باشد؛ به بيان ديگر بايد به تمام ابعاد زندگى خود رنگى‏الهى و ايمانى ببخشيم، اين همان دين حقيقى است، دينى كه به آن‏نگاهى تفكيكى و جزء جزء داشته باشيم و ابعاد مختلف آن را از هم‏جدا بدانيم دين حقيقى نمى‏باشد.
بنابراين امّت امروزى اسلام بايد به امّت ايده آلى كه خداوند آن رابشارت داده است بدل گردد در آنجا كه مى‏فرمايد:
)كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلْنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِوَتُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرَهُمُ‏الْفَاسِقُونَ(69)).
"شما بهترين امّتى بوديد كه برون آورده شديد براى مردم امر به‏نيكى مى‏كنيد و نهى مى‏كنيد از زشتى و ايمان مى‏آوريد به خدا و اگرايمان بياورند اهل كتاب بهتر است براى آنها بعضى از ايشان ايمان‏آورده‏اند وبيشتر ايشان نافرمانان هستند."
سبب برترى اين امّت بر ديگر امم امر به معروف و نهى از منكرمى‏باشد. به عنوان مثال خداوند متعال نماز را مقياس برترى قرار نداده‏است، بلكه شعور اجتماعى است كه مسلمانان را به عنوان برترين امتى‏كه براى مردم خارج شده‏اند معرفى مى‏كند، بجاآوردن حجّ ما در حالى‏است كه دستمان به خون برادران مسلمانمان، آلوده است و دلهايمان ازدشمنى و بغض و كينه پر شده است، دراين اوضاع ما به عنوان برترين‏امّت به حساب نخواهيم آمد. به يقين مى‏توان گفت كه محال است‏خداوند متعال حجّ چنين انسانى را كه ملتزم به شرط مهمّ حجّ يعنى‏اتّحاد و هميارى، اهتمام به امور مسلمانان، مهربانى با يكديگروفداكارى نيست قبول كند.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها