تعميق فروتنى در مقابل آفريدگار
از جمله آداب حجّ و مستحبات آن پياده راه رفتن مىباشد، خداوندمتعال در حجّ پيادهها را بر سوارهها برترى داده است، و اين نشانگرلزوم خضوع و فروتنى در برابر خداوند متعال مىباشد. در همين رابطهروايت شده است كه حضرت سجّادعليه السلام با پاهاى پياده و برهنه خارهاىبيابان و ريگهاى داغ و صخرههاى مرتفع و راههاى ناهموار را درنورديده و به حجّ مشرّف مىشدند.. ديگر اينكه ايشان در راه سفر حجّبه كاروانهايى كه از راه دور عازم حجّ بودند خدمت مىكردند در حالىكه آنها ايشان را نمىشناختند. يك بار كه ايشان مشغول خدمت بهقافلهاى كه از كوفه آمده بود، بودند كاروانى از مدينه به آنها رسيد،حجّاجى كه از مدينه آمده بودند ايشان را مىشناختند و پروانهوار بهگردايشان حلقه مىزدند و از علوم و معارف آن امام بزرگوار بهرهمندمىشدند، به او متبرّك مىگشتند و از او طلب دعا مىكردند.. حجّاجكوفى با ديدن اين منظره متعجّب شده، پرسيدند: اين مرد كيست؟مدنيان جواب دادند: ايشان امام على بن الحسين بن على بنابيطالبعليهم السلام مىباشند. سپس گفتند: ما مانند افراد خودمان با ايشانبرخورد مىكرديم، بلكه بدليل غريب بودنشان در ميان ما امر و نهى نيزبه ايشان مىكرديم ايشان نيز اطاعت مىكردند. بعداز اين اتّفاق اماماصحاب خود را امر كردند تا وسايل ايشان را به كاروان ديگرى منتقلسازند، حجّاج كوفى از ايشان خواستند تا در بين آنها باقى بمانند،امامعليه السلام به آنها فرمودند: من از كاروانى شما مىروم چون مرا شناختيد،و من از اينكه در كاروان باشم كه مرا مىشناسند اكراه دارم. اين روايت بوضوح بر لزوم خضوع و فروتنى در مقابل خدا در حجّدلالت مىكند، خضوعى كه در طول زندگى انسان بايد با او همراهشود. امام صادقعليه السلام دراين رابطه مىفرمايند: "هيچ بقعهاى محبوبتر از مسعى -راه بين صفا و مروه- در نزد خدانيست چون هر ستمكارى را خوار مىسازد.(72)" اين حكمت حجّ حكمتى است كه در ساير عبادات و احكام الهىنيز جارى مىباشد، چون حالت خضوع و فروتنى در مقابل خداىمتعال هميشه از انسان خواسته شده است. از حكمتها و علل ديگرى كه خداوند به سبب آن حج را واجبگردانيد در حقيقت ذوب شدن جامعه اسلام در خودش و تولّدجامعهاى يكدست در خلال حجّ مىباشد؛ مسلمانان آسيا با مسلماناناروپا ملاقات مىكنند، وسياهان با سفيدان ملاقات مىكنند.. همه بهمبادله آراء درباره اوضاع و احوال جامعه خود مىپردازند، و براىانجام اوامر و ترك نواهى با خداى متعال تجديد عهد مىكنند. و تمامىحجّاج از اين ملاقاتها در راستاى تحقّق بخشيدن به اوامر الهى استفادهمىكنند.
|
|