آيا ما در راستاى اهداف مكتبى قرار داريم
در ايّامى كه نزديك به ايّام حجّ مىشويم، بايد حقيقت مهمّى رامتذكّر شويم، و آن اين است كه خداوند رسالت را براى پيروزى بر تمامتبعيضها، سختيها و خستگيها و درمان تمام دردهاى بشر برانگيختهاست، ولى شايد اين سؤال ايجاد شود كه آيا اين هدف در جامعه امروزما مسلمانان محقّق شده است يا نه؟ بالطبع نه، زيرا مشكلات در بين افرادى كه ادّعاى رشد در بطن دينرا دارند عميقتر و فزونتر است. در فهرست كشورهاى مسلمان فقروعقب ماندگى بيشترى را مشاهده مىكنيم. در واقع ما مىتوانيم انگشت اتّهام را بخاطر اين عقب ماندگى بهسوى حكّام ظالم اين كشورها نشانه رويم. و اين درست است زيرا اينحكومتها نه تنها از فساد و تباهى در كشورهاى اسلامى جلوگيرىنمىكنند بلكه فساد را دراين كشورها نهادينه كردهاند. ولى اين دليل برسقوط تكليف شرعى از گردن انسان مسلمان نمىشود. زيرامسؤوليّت فقط متوجّه حكومتها نمىباشد، بلكه خود جامعه نيز نقشمؤثّرى را دراين ميان بايد ايفا كند. قرآن نيز وقتى فساد و تباهى نظامهاى سياسى و چگونگى ظهورحكومتهاى ظالم را تبيين مىكند، مسؤوليّت آن را متوجّه خود جامعهمىسازد و مىفرمايد: )وَإِذَا أَرَدْنَا أَن نُّهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنَا مُتْرَفِيهَا فَفَسَقُوا فِيهَا فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُفَدَمَّرْنَاهَا تَدْمِيراً(74)). "و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم، نخست اوامرخود را براى مترفين )و ثروتمندان مست شهوت( آنجا بيان مىداريم،سپس هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند آنهارا به شدّت درهم مىكوبيم." و اين يعنى اينكه فاسقان و گناهكاران هستند كه زمام سلطه سياسىرا در دست گرفته و كشور را به ويرانهاى بدل مىسازند. و خداوندمتعال اجازه تسلّط بر آن شهر را به آنان مىدهد، اين شهر مىتواند هرنقطهاى از جهان باشد، زيرا خداوند بخاطر فسق و گناه آن قوم است كهمىخواهد از آنها انتقام بگيرد، لذا گفته شده است: "از ماست كهبرماست." حكومتهاى ظالم اساس فساد و تباهى مىباشند ولى همه آن نيستند،زيرا ابتدا زمينه فساد در جامعه ايجاد مىشود، سپس بصورتحكومت متجلّى مىگردد. بنابراين ريشه اصلى عقب ماندگى امّت، فقدان روح حقيقى اسلامو بسنده كردن مسلمانان به پوسته اسلام مىباشد. به بيان ديگر ما تعاليماسلامى را از اهداف، حكمتها و حقيقتش تهى ساختهايم و فكر مىكنيمچنگ زدن به پوسته اسلام تكليف را از ما ساقط مىسازد. در حالى كهخداوند متعال مىفرمايد: )...إِنَّمَا يَتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِينَ(75)). "...خدا فقط از پرهيزكاران كارهايشان را قبول مىكند."
|
|