اطاعت از رهبرى يكى از مقتضيات حجّ
حجّ قبول نمىشود مگر از انسان با تقوى، چون وقتى حجّ به شعارو عنوانى براى انسان بدل شود بدون اينكه دافعهها و فوائد حقيقى آنشناخته شود هيچ نفعى و يا نفع كمى مىرساند، در حاليكه معرفتوشناخت نسبت به احكام حجّ و دلايل آنها منافع بيشترى را متوجّهانسان مىسازد. به عنوان مثال خداوند متعال برخى از فوائد حجّ رامىشمارد و مىفرمايد: )ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ(76)). "سپس فرو بگذارند آلايش خويش را و وفا كنند به نذرهاى خودوبايد طواف كنند گرد خانه كهن." اين آلودگى توسّط امام معصوم و بوسيله فقهاى متعهّد در زمانغيبت زائل مىشود. بديگر سخن حجّ مورد قبول قرار نمىگيرد مگراينكه فرد مسلمان به امام و يا وصى رجوع كند و تعاليم اسلام را ازايشان اخذ كند و سپس به نشر ارشادات و وصاياى او در اقصى نقاطعالم بپردازد. بنابراين حجّى كه متضمّن ديدار با امام باشد، و به تبع آن موجبنشر معارف والاى امامت شود، همان حجّى است كه روح بيدارىودورى از گناه و روح مقابله با سخن زور را در كالبد امّت اسلامىمىدمد و به مسلمانان نفع مىرساند. همان حجّى است كه مشكلاتودردهاى امّت اسلامى را مرتفع مىسازد. اگر حجّ دراين قالب برگزارشود حجّى حقيقى و نافع خواهد بود.
|
|