پيشگفتار مؤلّف
بِسْمِ اللَّهِ الرّحْمنِ الرَّحيمِ الحمد للَّه ربّ العالمين، والصلاة والسلام على محمّد وآله المعصومين. امّت اسلامى -كه اكنون با تمامى ابعاد تمدّن غرب روبروست- يكىاز اين دو راه را در پيش رو دارد: يا تسليم در برابر فاجعه هجومفرهنگى غرب و يا تلاش در برپايى تمدّن اسلامى. از آنجا كه اينفاجعه مهمترين چيزى است كه امّت از آن مىهراسد، لذا بر ماست كهبدنبال ابزارى باشيم تا بتوانيم با آن تمدّن اسلامى دوباره احياء كنيم.اگرچه پاسخ اين سؤال روشن است، لكن پرداختن بدان بسيار دشوارمىباشد. تنها وسيله چنين كارى پاكسازى تمدّن غرب از نقاط منفىمادى آن و سپس بر قرارى پيوند ميان آن و انديشه اسلامى است. براى چنين كارى بايد گامهاى زير را برداشت: 1 - بازگشت به منابع اسلامى و استنباط جوهره ناب آن 2 - بازگشت به عوامل تشكيل دهنده تمدّن جديد و ارزيابى آن براساس اين جوهره 3 - استنباط تفاصيل از اين دو جوهره اين كارى است بس دشوار نه از آن جهت كه تنها به پژوهشهاىجانفرسا نيازمند است بل بدين سبب كه از دستاندركاران چنين امرىمعانى ويژگيهاى روحى انتظار مىرود كه عبارتند از: الف - احساس عميق نسبت به ضرورت تمدّن اسلامى ب - تفكّر علمى ج - توانايى همكارى با ديگران ساختن تمدّن مسؤوليت فرد يا گروهى و يا حتّى يك نسل نيست،بلكه كارى است كه پايانى ندارد و حاصل آن خير و بركت براى تمامىبشريت است. از اين رو در بناى كاخ عظيم تمدّن اسلامى هر كسى بايدبه قدر توان به نقشى سازنده و مثبت بپردازد تا همگى باهم بتوانيمچرخ تمدّن اسلامى را تا ابد به جلو برانيم. كتابى كه اكنون در پيش روى شماست جرقهاى است در راه برقرارىتمدّن اسلامى و كمكى ابتدايى براى كسانى كه مىخواهند در كارىفرهنگى شركت جويند، زيرا اين تلاش، آدمى را بر تدبّر در منبعىعظيم از منابع انديشه فرهنگى يعنى قرآن كريم يارى مىرساند. كتاب حاضر با بيان خطوط كلّى فلسفه قرآن آغاز مىشود و با تصويربرخى از اصول كلّى معارف قرآن ادامه مىيابد و سرانجام با بحثپيرامون چگونگى تدبّر در قرآن پايان مىپذيرد. يك پژوهشگر در فهم اين كتاب با مشكلاتى روبرو خواهد شد، ولىبا دانستن مسؤوليت اين كتاب بايد نسبت به طبيعت اين مشكلاتآگاهى يابد، زيرا مسؤوليت اين كتاب يارى رساندن به تفكّر استوبراى آن كه كتاب حاضر با موفقيت روبرو گردد ناگزير بايد تفكّر رابرانگيزد و براى برانگيختن تفكّر بايد از صعوبت برخوردار باشد،وفراموش نكنيم كه طبيعت موضوع نيز چنين صعوبتى را اقتضا دارد.آيا اين كتاب چيزى جز بحث از قرآن است و آيا قرآن خود اشراف از بالابه پستيها و بلنديهاى حيات نيست؟ اين كتاب در اصل به شيوه سخنرانى بوده است و از من خواسته شدآن را براى جمعى از دانشجويان دانشگاه ايراد كنم و طولى نكشيد كه آنرا نوشته و بر من عرضه داشتند و پس از تصحيح به شكل كتابى درآمدكه در پيش روى شماست، كتابى كه دو فصل را در بردارد: فصلى در معارف قرآن و فصل ديگر در فلسفه آن. اميدوارم در بيان برخى از خطوط برجسته قرآن كريم موفّق بودهباشم. وما توفيقى الّا باللَّه محمّدتقى مدرّسى - كربلاى معلّا 91/11/1 ه. ق
|
|