مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
تدبّر در قرآن.. نياز جامعه‏
همان‏طور كه اشاره شد ارائه راه حل و رهنمود براى مشكلات ازفوائد قرآن است و بر همين اساس است كه قرآن ما را به تدبّر در خودفرا مى‏خواند، زيرا قرآن براى كسى كه بدان عمل كند مفيدوسودمنداست و كسى بدان عمل مى‏كند كه در آن تدبّر كرده و آن رادرك كند. تدبّر در قرآن تنها وسيله عمل بدان است، زيرا خداوند-تبارك و تعالى- در كتاب خود نورى نهاده، كه بشر را به سوى خودش‏رهنمون مى‏سازد و سپس بدان ايمان مى‏آورد و پس از ايمان به آن‏عمل مى‏كند و از همين رو تنها وظيفه انسان آن است كه درهاى دلش‏را به روى آن باز كند و براى فهم آن آماده گردد و چنين امرى تنها باتدبّر و تفكّر در قرآن صورت مى‏پذيرد.
خداوند مى‏فرمايد:
)قَدْ جَاءَكُم مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَ‏السَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلى‏ صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(1))
"و از جانب خدا نورى و كتابى روشن و آشكار بر شما نازل شده است، تاخدا بدان هر كس را كه درپى خشنودى اوست به راههاى سلامت هدايت كندوبه فرمان خود آنها را از تاريكيها به سوى نور و روشنايى رهنمون كند و آنان رابه راه راست هدايت كند."
قرآن خود، نور است و ما در برابر نور وظيفه‏اى نداريم، مگر آن كه‏چشمان خود را براى ديدن آن باز كنيم و به وسيله آن تمامى اشياء راببينيم.
كفّار و فاسقان كورى را براى خود برگزيدند و چشمان خود را دربرابر نور آشكار نگشودند و مذبوحانه كوشيدند بر اين نور درخشان‏سرپوش بگذارند تا مبادا به قلبشان رخنه و رسوخ كند، زيرامى‏هراسيدند كه تحت تأثير آن قرار گيرند و با پرتوهاى درخشان آن‏نورانى گردند. قرآن كريم اين سخن كفّار را نقل مى‏كند كه به يكديگرگوشزد مى‏كردند:
)وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ...(2))
"كافران گفتند: به اين قرآن گوش ندهيد و سخن بيهوده بدان‏بياميزيد..."
آنها از نور حذر مى‏كردند و از آن مى‏گريختند. يكى از اين افراد نزدرسول اكرم‏صلى الله عليه وآله آمد و درباره قرآن از ايشان سؤال كرد، پس چون‏پيامبر برخى از آيات قرآن را بر او خواند آن مرد نعره برآورد و با دست‏خود دهان رسول اكرم را گرفت و گفت: تو را به خدا و رحمت سوگندساكت شو و سپس به ميان قوم خود برگشت و گفت: قرآن جادويى‏مؤثّر است.
او تاب تحمّل جريان نورى را نداشت كه نزديك بود قلبش راتسخير كند و به همين دليل پيامبر را ساكت كرد و گريخت.
آنچه از انسان خواسته شده آن است كه درهاى قلب خود را به‏روى قرآن بگشايد و با تأمّل و تدبّر به آيات آن گوش فرا دهد و بدين‏ترتيب بزودى در مى‏يابد كه معجزه چگونه صورت مى‏پذيرد؟
مرد مجرمى مى‏كوشيد تا از ديوار خانه‏اى بالا رود تا اموال‏ونواميس آن خانه را به سرقت برد و لى در اين هنگام صدايى را ازداخل خانه مى‏شنود كه اين آيه را تلاوت مى‏كرد:
)أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ...(3)).
"آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است كه دلهايشان در برابر ياد خدا خاشع‏شود...".
او چند ثانيه‏اى به آيه گوش فرا داد و سپس گريه كنان فرياد بر آوردكه آرى هنگام‏آن رسيده‏است كه قلب سخت من‏خاشع‏ذكر خدا وآنچه‏از حق نازل شده گردد، آرى هنگام آن رسيده است و سپس از ديوارپايين‏آمد و روبه سوى مسجد نهاد وتا پايان عمر در آن‏جا معتكف شد.
تدبّر اين مرد در يك آيه او را از يك مجرم جنايتكار به معتكف‏محراب عبادت تبديل كرد. حال چه رسد به آن كه انسان در همه قرآن‏تدبّر كند، آيا يك انسان به يك فرشته يا حتّى بالاتر از فرشته تبديل‏نخواهد شد؟


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها