تدبّر در قرآن.. نياز جامعه
همانطور كه اشاره شد ارائه راه حل و رهنمود براى مشكلات ازفوائد قرآن است و بر همين اساس است كه قرآن ما را به تدبّر در خودفرا مىخواند، زيرا قرآن براى كسى كه بدان عمل كند مفيدوسودمنداست و كسى بدان عمل مىكند كه در آن تدبّر كرده و آن رادرك كند. تدبّر در قرآن تنها وسيله عمل بدان است، زيرا خداوند-تبارك و تعالى- در كتاب خود نورى نهاده، كه بشر را به سوى خودشرهنمون مىسازد و سپس بدان ايمان مىآورد و پس از ايمان به آنعمل مىكند و از همين رو تنها وظيفه انسان آن است كه درهاى دلشرا به روى آن باز كند و براى فهم آن آماده گردد و چنين امرى تنها باتدبّر و تفكّر در قرآن صورت مىپذيرد. خداوند مىفرمايد: )قَدْ جَاءَكُم مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَكِتَابٌ مُبِينٌ * يَهْدِي بِهِ اللَّهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوَانَهُ سُبُلَالسَّلَامِ وَيُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِهِ وَيَهْدِيهِمْ إِلى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(1)) "و از جانب خدا نورى و كتابى روشن و آشكار بر شما نازل شده است، تاخدا بدان هر كس را كه درپى خشنودى اوست به راههاى سلامت هدايت كندوبه فرمان خود آنها را از تاريكيها به سوى نور و روشنايى رهنمون كند و آنان رابه راه راست هدايت كند." قرآن خود، نور است و ما در برابر نور وظيفهاى نداريم، مگر آن كهچشمان خود را براى ديدن آن باز كنيم و به وسيله آن تمامى اشياء راببينيم. كفّار و فاسقان كورى را براى خود برگزيدند و چشمان خود را دربرابر نور آشكار نگشودند و مذبوحانه كوشيدند بر اين نور درخشانسرپوش بگذارند تا مبادا به قلبشان رخنه و رسوخ كند، زيرامىهراسيدند كه تحت تأثير آن قرار گيرند و با پرتوهاى درخشان آننورانى گردند. قرآن كريم اين سخن كفّار را نقل مىكند كه به يكديگرگوشزد مىكردند: )وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لَا تَسْمَعُوا لِهذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِيهِ...(2)) "كافران گفتند: به اين قرآن گوش ندهيد و سخن بيهوده بدانبياميزيد..." آنها از نور حذر مىكردند و از آن مىگريختند. يكى از اين افراد نزدرسول اكرمصلى الله عليه وآله آمد و درباره قرآن از ايشان سؤال كرد، پس چونپيامبر برخى از آيات قرآن را بر او خواند آن مرد نعره برآورد و با دستخود دهان رسول اكرم را گرفت و گفت: تو را به خدا و رحمت سوگندساكت شو و سپس به ميان قوم خود برگشت و گفت: قرآن جادويىمؤثّر است. او تاب تحمّل جريان نورى را نداشت كه نزديك بود قلبش راتسخير كند و به همين دليل پيامبر را ساكت كرد و گريخت. آنچه از انسان خواسته شده آن است كه درهاى قلب خود را بهروى قرآن بگشايد و با تأمّل و تدبّر به آيات آن گوش فرا دهد و بدينترتيب بزودى در مىيابد كه معجزه چگونه صورت مىپذيرد؟ مرد مجرمى مىكوشيد تا از ديوار خانهاى بالا رود تا اموالونواميس آن خانه را به سرقت برد و لى در اين هنگام صدايى را ازداخل خانه مىشنود كه اين آيه را تلاوت مىكرد: )أَلَمْ يَأْنِ لِلَّذِينَ آمَنُوا أَن تَخْشَعَ قُلُوبُهُمْ لِذِكْرِ اللَّهِ...(3)). "آيا مؤمنان را وقت آن نرسيده است كه دلهايشان در برابر ياد خدا خاشعشود...". او چند ثانيهاى به آيه گوش فرا داد و سپس گريه كنان فرياد بر آوردكه آرى هنگامآن رسيدهاست كه قلب سخت منخاشعذكر خدا وآنچهاز حق نازل شده گردد، آرى هنگام آن رسيده است و سپس از ديوارپايينآمد و روبه سوى مسجد نهاد وتا پايان عمر در آنجا معتكف شد. تدبّر اين مرد در يك آيه او را از يك مجرم جنايتكار به معتكفمحراب عبادت تبديل كرد. حال چه رسد به آن كه انسان در همه قرآنتدبّر كند، آيا يك انسان به يك فرشته يا حتّى بالاتر از فرشته تبديلنخواهد شد؟
|
|