تدبّر و صفات عقلى
مهمترين صفات عقلى كه براى تدبّر ضرورى و لازم مىباشدتمركز و شجاعت است: 1 - تمركز : پرتو و اشعه خورشيد از خلال شيشهاى مقعّر موجب مىشود اينپرتو به نيرويى بس عظيم تبديل گردد، به همين ترتيب تمركز پرتوفكر از خلال يك نقطه بر قدرت عملكرد فكر مىافزايد و حقايق را بهوضوح آشكار مىسازد و ميزان سختى و دشوارى اين تمركز بسته بهمقدار اهمّيت آن است، زيرا نفس براى چند لحظه در برابر تفكّر دريك امر مقاومت مىكند ولى كسى كه خواهان فهم است بايد نفسخود را در كسب تمركز آموزش دهد و براى چند لحظه اهتمام خود رانسبت به آن امر مصروف دارد تا آن را باز شناسد و به همين سبب دراحاديث امر به ترتيل شده است كه اميرالمؤمنينعليه السلام در تفسير)وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً( فرمود: "آن را كاملاً تبيين كن و همچون شعربسرعت يا به آهستگى بيش از حدّ مخوان، بلكه دل سخت خود راترسان ساز و همّ و غمّت به پايان رساندن سوره نباشد.(29)" از امام صادقعليه السلام در تفسير: )... وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلاً(30))."... وقرآن را شمرده و روشن بخوان." آمده است كه فرمود: "هنگاموعده و وعيد قرآن توقّف كن و در امثال و مواعظ آن بينديش.(31)" 2 - شجاعت : صفت دوم عقلى، شجاعت است كه طالب علم بايد بدان آراستهگردد، زيرا عدم اعتماد به نفس موجب ترديد شخص در نتايججستجوهايش خواهد شد و از همين جاست كه اهمّيت شجاعتنفس در قبول نتايج رخ مىنمايد. حقّ براى همه مردم ظهور مىكند ولى تنها تعدادى آن را مىبينندچرا؟ زيرا بيشتر ايشان از ديدن آن هراس دارند و مىترسند، مبادا باپيشينههاى فكرى و رسوبات سنّتى آنها تعارض يابد، مىترسند كهمبادا با انديشههاى جامعه و محيط آنها تعارض پيدا كند لذا به آننزديك نمىشود و هرگاه حق به او نزديك شود ديده برهم مىنهد ازاين رو بايد به شجاعت فهم، آراسته گرديم و زمانى كه مىخواهيم بهمحدوده تدبّر وارد شويم بايد حق را از هر چيزى بالاتر بدانيم حالچه با انديشههاى گذشته ما معارض باشد و يا با افكار مردم تناقضداشته باشد بايد اعتراف كنيم كه از آن پيروى خواهيم كرد، زيرا تنها بااين روحيه شجاعت است كه مىتوانيم به كشف حقايق نايل آييم. آراء مفسّران پيرامون يك آيه نبايد ما را از تدبّر دوباره در معناى آنباز دارد، زيرا چهبسا آنها نسبت به مفهوم يا بخشى از مفهوم آن يامفهومى كه با آن سازگارتر است آگاهى نيافتهاند.
|
|