مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها
اخلاق در قرآن‏
در اين جا جنبه ارشادى فلسفه قرآن در روانشناسى باقى مانده‏است كه قرآن در اين زمينه بار ديگر دوگانگى پديده‏ها را يادآورمى‏شود و اين كه همه پديده‏ها ذاتاً و اصلاً محاط در عدم، عجزوجهل هستند و در پرتو مواهب و عطاياى الهى است كه از وجود،قدرت و شناخت برخوردارند و هنگامى كه اين حقيقت بزرگ در روح‏و روان منعكس مى‏شود و به سطح ارشاد هدايت نزول مى‏كند اخلاق‏فاضله را در شخصيّتى جلوه‏گر مى‏بينيم كه منعكس كننده حقيقت‏نفى و اثبات در پديده‏هاى هستى است و با الهام از اين حقيقت عمل‏مى‏كنند.
تعبير دقيق اين حقيقت در نفس همان كار بر اساس "يأس‏ورجا"ست، يأس از هر چيزى به اعتبار آن كه موجودى ناقص‏وعاجزى است كه پرداخته شده و هيچ سود و زيانى را در اختيارندارد و"اميد" به خدايى كه به هيچ روى شبيه مخلوقاتش نيست‏وهمه چيز را در دست دارد، "يأس" از نيروهايى كه انسان عملاً در"اختيار" دارد و "اميد" به امورى كه همين انسان در آينده بدان"دست" خواهد يافت.
محور "يأس و رجا" به معناى كلّى "شخصيت قرآنى" را مى‏سازدكه از اعتدال در رفتار و صحّت در رأى برخوردار است، زيرا همان‏گونه كه گفته شد منعكس كننده حقيقت هستى به صورتى دقيق‏است، چنين كسى فريفته آن چه در اختيار دارد نمى‏شود و در آنچه‏طالب آن است سستى نمى‏ورزد و"يأس" او از مردم به او "قناعت"مى‏بخشد و "اميد" او به "خالق" موجب تلاش بيشتر او مى‏گردد، به‏آنچه دارد مؤمن است زيرا هر آنچه در اختيار دارد از آن خداست و ازسوى ديگر به آنچه دارد سرمست و مغرور نمى‏گردد، زيرا مى‏داند كه‏اين دارائيها امانتى است در دست او كه به ديگرى تعلّق دارد، چنانچه‏مصائب نيز او را ناتوان نمى‏سازد و پيشامدهاى ناگوار عزمش را درهم‏نمى‏شكند، زيرا اميد بسيار به پروردگار متعال دارد.


مورد: اول | قبلى | بعدى | آخر | فهرست عناوين | ليست كتابها