مورد: | قبلى | بعدى | | عناوين موارد | ليست تمام موارد
ميانه روي و اعتدال پايه و اصل تكامل
    
از اينرو براي آنكه انسان (به عنوان هسته اوليه تشكيل جامعه ) در حد اعتدال وميانه در پي هدف خود يعني تكامل باشد بايد به هر مسئله اي در خود آن توجه واهتمام كند ونبايد به موضوعي خاص غافل از مسئله يا حايل ديگر گرايش
واجب ترين وظايف انسان در زندگي دنيوي سعي وتلاش براي نجات خود از عذاب آخرت است اما اين هدف با شانه خالي كردن او از وظايف شرعي اجتماعي اش در مقابل ديگران هرگز ميسر نخواهد شد. چگونه انسان مسلمان مي تواند از آتش جهنم نجات يافته باشد درحاليكه وظايف ديني وقي
در بدن انسان رشته غددي وجود دارد كه نقش آنها سازمان دهي كار بافت ها وتقسيم كار وتوزيع امكانات وتوانائيهاي بدن است . چنانچه حتي يكي از اين غدد در كار خود با وقفه ويا اشكالي روبرو شود در رشد مطلوب بدن اخلال وناهماهنگي بروز مي كند وممكن است عضوي زائد واضافي در آن ظاهر شود ويا به طور ناگهاني با انساني بيش از حد واندازه هاي طبيعي قد بلند ويا قد كوتاه ويا خيلي چاق وغير طبيعي ويا لاغر ونحيف مواجه شويم .
اين امر درباره عقل انسان نيز صادق است . يعني عقل آدمي واستعدادها وتوانائيهايش را برنامه ريزي وسازماندهي مي كند ودر انجام وظايف وكارها راهنماي اوست لذا اگر عقلش زايل گردد ويا انسان خارج از اصول وچارچوب هاي عقلي رفتار كند ويا بر آينه صاف عقل ، غبار شهوات دنيوي ومادي وزنگار خشم وغضب نشيند آنوقت است كه درزندگي او جز افراط ويا تفريط ويژگي عمده ديگري به چشم نمي خورد وما شاهد خواهيم بود كه چگونه برخي ابعادوجوانب زندگي در راه بي توجهي ويا توجه مفرط وشديد به يك بعد قرباني مي شوند واين در حالي است كه انسان (ازآنجا كه هدفش زندگي مطلوب وبهره گيري از دنيا براي آخرت بوده ) بايد همواره عاقلانه تصميم گيري ورفتار كند.
اكنون بايد ديد كه وظايف انسان چيست ؟ وبراي انجام اين وظايف چگونه بايد برنامه ريزي كند؟ واساسا چه مسئوليت هايي دارد؟ كه بايد توانمنديهاي خود را برابر وهم سنگ با آنها منطبق وهماهنگ كند؟
قبل از هر چيز بايد بگوئيم كه توان انسان وعمر او محدود است وگرداگرد آدمي را موانع ومحدوديت هاي كمي وكيفي فرا گرفته كه همه آنها براي انسان به طور طبيعي دست وپاگير وبازدارنده است .
امام سجاد عليه السلام در پاسخ به كسي كه در اين باره از ايشان سئوال كرده مي فرمايند:
به صبح درآيم در حاليكه اهل وعيال از من طلب نفقه ومعاش كنند واز آن سو خداوند از من عمل صالح خواهد وازسويي قبر نيز مرا مي خواند كه ....
ودر جاي ديگري مي فرمايند: ودانستم كه مرا كار جز به خود صورت نگيرد پس براي انجام آن كوشيدم .
ظرفيت عمر انسان در اين دنيا به اندازه اي نيست كه به او اين مجال را بدهد كه كار خود را به فردا موكول كند ويا به ديگران وكالت دهد تا مسئوليت انجام واجبات ووظايف او را بر عهده گيرند. ظرفيت توانش نيز آنقدر نيست كه خود رامتقاعد كند تمامي امكانات وتوانمنديهايش را در يك زمينه وجهت خاص مصروف كند وبي توجه به جوانب ديگرآنها را به حال خود رها كند زيرا او بايد به ساير ابعاد وزواياي زندگي نيز اهتمام ورزد.
اجازه بدهيد تا اين واقعيت را تصريح كنم كه (انسان مسئول سلامت وصحت خود است . زيرا تن وبدن او بر گردنش حق وحقوقي دارد وسلامتي (آنطور كه گفته مي شود) همچون تاجي بر سر افراد سالم كه تنها بيماران ارزش آنرامي دانند وانسان بدون سلامتي قادر به زندگي نيست ونخواهد توانست خدمتي را به ديگران ارائه كند وبراي خانواده ويا جامعه وحتي خودش كاري را صورت دهد وباري خواهد بود كه بر دوش ديگران سنگيني مي كند).
براين اساس او مسئول صحت وسلامت خود است . وسلامتي اگرچه تنها يك واژه ولغت است اما فهرست طولاني وبلند بالايي از مسئوليت وظايف مختلف وبي پايان را در پي خود دارد. انسان براي آنكه سالم باشد بايد از غذاي سالمي تغذيه كند وآب سالم وگوارا بنوشد تا بتواند فعاليتهاي مختلف را انجام دهد ونبايد بي تفاوت باشد ويا آنكه بيش از حد معمول به خود فشار آورد. ومصداق كلام رسول اكرم نباشد كه فرموده اند: >نه آن زمين تكه تكه شده مزرعه وكشتزار است ونه آن زميني كه دست نخورده باقي مانده باشده <.
ويا آنجا كه امير مومنان عليه السلام خطاب به فرزندش امام حسن عليه السلام فرموده اند:
فرزندم اين دين ، دين محكم واستواري است در آن ملايمت ومدارا پيشه كن .
پس انسان براي آنكه از لغزش در اين مخاطره مصون بماند بايد اعضاي بدن سالمي داشته باشند. براي مثال يكي ازاين اعضاء وجوارح ، دستگاه گوارش بدن است . اگر دستگاه گوارش انسان از سلامت كامل برخوردار نباشد تمام اعضاي بدن از نعمت سلامت محروم خواهد بود. ما روايات بي شمار وزيادي در خصوص حفظ سلامتي در دست داريم حتي (در بسياري از احاديث وروايات اين نكته به چشم مي خورد كه به انسان مسلمان در كنار توصيه به مسايل وموضوعات مهم واساسي مانند اصول عقايد همزمان به مقوله بهداشت وسلامت مانند مسواك كردن كه ما به غلط وبابي تفاوتي ويا بي توجهي با آن برخورد مي كنيم ، سفارش شده است ) اين امر به خودي خود نشانگر تاكيد صريحي است كه اسلام بر رابطه مستحكم ميان سلامت بدن از يكسو وسلامت روحي ورواني از سوي ديگر دارد وهمانطور كه تحقيقات وكشفيات پزشكي مبين آنست روشن وبديهي است كه بسياري از بيماريهاي جسمي وبدني به اخلاق درسيستم عصبي وروحي ورواني آدمي منجر مي شود.
براي مثال فردي كه دچار نوعي حالت رواني است از ادراك صحيح ويا تصميم گيري درست ومطلوب ناتوان مي شود ومالا زندگي بر او سخت وپر از رنج ومحنت مي شود واين وضعيت تا بدانجا گسترش مي يابد كه ديگر حتي قادر به تشخيص درست موقعيت ومكان خود نير نخواهد بود. توجه واهتمام به آيات شريفه قرآن مانند اين آيه كه مي فرمايد: >وانفقوا في سبيل الله ولا تلقوا بايديكم الي التهلكه واحسنوا ان الله يحب المحسنين < وهمچنين اهميت دادن والتزام به متن احاديث وروايات فراواني منقول كه از اهل بيت عليهم السلام مد نظر داشتن توصيه هاي پزشكي وعلمي به انسان امكان وتوان برخورداري از حيات وزندگي را مي دهد وعملكرد او را به گونه اي شكل مي دهد كه در اعتقادات واعمال ورفتارش نشاني از بي ثباتي وعدم تعادل به چشم نمي خورد ومصداق بارز كلام خداوند منزه وتعالي مي شودآنجا كه در توصيف بندگان نيك خود مي فرمايد: >وعباد الرحمن الذين يمشون علي الارض هونا واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما<.
وبسياري از ويژگيها وصفات ديگر كه بر شمردن واشاره به آنها از حوصله وتوان اين چند ورق خارج است در اينجاموضوع بسيار مهمي مطرح مي شود كه عبارت از لزوم خودداري انسان از خوردن غذاي حرام ويا اطعام ديگران ازغداي حرام است در اين رابطه (دلايل بي شماري در ابعاد مختلف وجودي اعم از بدن ، اخلاقيات واعتقادات فردي كه مال حرام مي خورد يافت مي شود كه مبني بر اينكه چنين فردي هرگز از ويژگيهاي اخلاقي خوب ومثبتي برخوردارنيست زيرا كه او اساسا براي ديگران حق مالكيت وزندگي قائل نيست ) چه كه او حقوق ديگران را به زور غصب كرده واز اينرو شاهديم از آنجا كه انگيزه او ميل به تصاحب به هر قيمت ممكن است از ارتكاب هرگونه عمل حرام وجرم وجنايت ابايي ندارد.
احساس مسئوليت براي انجام وظايف شخصي به هدف تضمين سلامت وامنيت وپيشرفت جامعه يكي ديگر ازمقوله هايي است كه در اين رابطه اهميت زيادي مي يابد. رسول خدا صلي الله عليه وآله در اين خصوص مي فرمايد:همه شما مسئول هستيد شما هم مسئول افراد زيردست خود هستيد ودر جاي ديگر مي فرمايند: كسي كه سربارديگران شود ملعون است . ايشان مي فرمايند: شما مسلمانان به سان مسافران كشتي هستيد كه يكي از شما مي خواهدآنرا غرق كند حال اگر ديگران مانع كار او شوند همگي نجات مي يابند واگر مانع نشوند او غرق مي شود وسايرين را نيزبا خود غرق مي كند. (اگر در كشوري مواد مخدر، سرقت ، تجاوز وتعدي وساير اقدامات واعمال خلاف وغير قانوني رواج يابد ويا بيماريهايي مانند ايدز وساير بيماريهاي مقاربتي فراگير شود وآن كشور به جولانگاه افراد رواني تبديل شود آيا شهروندان عادي وخوب در امان خواهند بود. طبيعي است كه در شرايطي اين چنين آنها در معرض مخاطره دائمي قرار خواهند داشت ). حال در چنين فضايي اختصاصي اگر شهروندي به آيه شريفه >يا ايها الذين امنوا عليكم انفسكم لايضركم من ضل فينبئكم بما كنتم تعلمون < استناد كند وبا تحريف مفهوم آن در خيال خود حاشيه امني را تصوركند. آيا هرگز راه به جايي خواهد برد؟ آيا او با بي تفاوتي وچنين برداشتي مانند مسلماناني كه از انجام وظيفه مسلماني خود شانه خالي كردند وطفره مي رفتند عمل نكرده است . كساني مانند عبد الله بن عمر كه از ترس مخاطرات ناشي ازمقابله با مفاسد امويان فقط به اداي دو ركعت نماز در مسجد الرسول مدينه بسنده كرد. يا مانند آن شخص معروف به امام غزالي كه در بحبوحه جنگهاي صليبي كه در اواخر حكومت عباسيان كشورهاي اسلامي را فرا گرفته بود به كنج اعتكاف وعزلت خود مي گريزد. يا مانند كساني كه معتقدند با ذكر دعا واستغاثه به ائمه باران خير وبركت بر آنها فروخواهد آمد. مفهوم آيه مذكور فقط عبارت است از اينكه انسان مومن نبايد از كمي تعداد مومنان واقعي در هراس باشدواينكه ضرر وزياني زماني متوجه او خواهد بود كه از اندك بودن شمار پويندگان راه حق وحقيقت دچار دلهره واضطراب شود. لذا بر اوست كه آنچه در توان دارد بكوشد تا مباني اعتقادي وايماني اش را تثبيت وتحكيم كندوديگران را هم با خود سوار كشتي نجات كند نه آنكه با پشت كردن به آنها سعي كند كه تنها مسافر آن باشد. اما درباره تثبيت وتمسك ناآگاهانه وغير منطقي به اهل بيت بايد بگوئيم كه اين امر قبل از هر كس از جانب خود ايشان مردوداست زيرا امير مومنان خود فرموده اند: مرا با پرهيزگاري ، پاكدامني ، تلاش واستوار بودن يار وهمراه باشيد. حال آنكه ويژگيهاي چهارگانه خود با گوشه گيري وانزواطلبي اختيار كردن از مردم به بهانه رواج وشيوع فساد در ميان آنها در تضادوتناقض كامل است زيرا انساني كه به نيكي وصلاح دعوت مي كند بايد پرهيزگار تلاشگر عفيف واستوار باشد ويا به عبارتي مانند شعله اي فروزاني وتابان باشد وعطاء وبخشش او به ديگران دائمي وپايدار باشد.
آري (واجب ترين وظايف انسان در زندگي دنيوي سعي وتلاش براي نجات خود از عذاب آخرت است اما اين هدف با شانه خالي كردن او از وظايف شرعي اجتماعي اش در مقابل ديگران هرگز ميسر نخواهد شد). چگونه انسان مسلمان مي تواند از آتش جهنم نجات يافته باشد درحاليكه وظايف ديني وقرآني خود را به طور تمام وكمال ابلاغ نكرده وانجام نداده وفقط در خود خواهي وخود پسندي غوطه ور است ). ودست ياري به سوي ديگران دراز نمي كندوبراي پيشرفت جامعه مسلمانش برنامه وطرحي را ارائه واجراء نمي كند او چگونه مي تواند از آتش جهنم نجات يافته باشد درحاليكه حتي در يك جبهه وبراي لحظه اي در برابر دشمن مسلمانان نايستاده وبا آنها مقابله نكرده است . اگروظايف وواجباتي از اين قبيل را انجام نداده خود را از آتش جهنم نجات يافته بداند پس فرق ميان او با آن انسان كافري كه محكوم به آتش دائمي جهنم مي باشد چيست ؟ به اين ترتيب آيات قرآني مذكور گروهي از مسئوليتهاي انسان مسلمان را تصريح كرده ودر لابلاي آنها برخي از شرايط مهم وخاص توفيق انسان وجامعه در عرصه هاي دنيا وآخرت آمده واينكه نجاح ورستگاري تنها در يك عرصه است ونه در دو عرصه زيرا نجاح وكاميابي در دنيا طبق تعريف ديني ،وبي هيچگونه استثناء وتبعيض به معني همان كاميابي ورستگاري در آخرت است وقرآن كريم بر اين نكته تاكيد مي كندكه شرط فلاح ورستگاري اتصاف به ايمان است .
واين ايمان نيز به نوبه خود داراي ويژگيهايي است كه از جمله آنها اداي فريضه نماز همراه با خشوع متانت وعلم وآگاهي است وصفت ديگر دوري از لغو وبيهودگي وپي گيري روش توام با جديت در زندگي است زيرا (انسان فرصتهايي را كه از دست مي دهد ديگر بدست نمي آورد. ودقيقا اينجاست كه بايد براي فرصتها واوقاتي كه برمسلمانان به بطالت مي گذرد حسرت بخوريم . فرصت ها واوقاتي كه در مجموع عمر نسلها را تشكيل مي دهد وبي هيچ استفاده وحاصلي در قالب انواع محافل ومجالس بيهوده به هدر رفته بايد توجه داشت كه اكنون نيز اين اتلاف وقتهاوتضييع اوقات با نامهاي مختلف وتحت عنوان تكنولوژي جديد انجام مي گيرد).
ويژگي وصفت سوم ايمان مسئوليت متقابل اجتماعي است كه درچارچوب دادن زكات كه عناوين ديگري نيزمي توان به آن اطلاق كرد متبلور مي شود.
صفت چهارم ايمان : عدم افراط وتفريط در مسايل خانوادگي وزندگي زناشويي است .
صفت پنجم : تقويت وتثبيت اعتماد متقابل در پيمانها وقراردادها واداي امانت در كارهاي معمول وروزانه اجتماعي است .
در اين رابطه شايد اين مسئله جلب توجه كند كه قرآن كريم صفات مذكور را به صورت جمع آورده واين اشاره مستقيم به خواست واراده الهي است داير براين كه اعتقاد در كنار تحرك خصيصه وجنبه اجتماعي به خود بگيرند. چراكه دست خدا با جماعت است . در اين بحث وبررسي مختصر قرآني هر خواننده با ذوقي به حقيقت اين نكته پي مي برد كه تمايل قرآن در اين جهت است كه عنصر تحرك وحركت در انسان كه يك موجود اجتماعي عاقل ومسئول است . حالت متوازن ومتكامل بيابد واز افراط وتفريط بدور باشد اين همان حقيقتي است كه روح تمامي آيات قرآني مالامال از آن است ويك نمونه آن آيه زير از سوره فرقان است >والذين يقولون ربنا هب لنا من ازواجنا وذرياتنا قره اعين واجعلنا للمتقين اماما<.
به اين ترتيب (هيچ تضاد وتناقضي نخواهد بود اگر انسان در همان حال كه دغدغه خانواده ومعاش روزانه اش رادارد در انديشه نيل به درجات عالي معنوي در ميان پرهيزگاران ومتقين باشد. علم ودانش وطلب روزي وتغذيه وورزش وحب تملك وغيره همگي امري مطلوب وپسنديده است اما نبايد ميل به اين مسايل به ضرر انجام واقامه فرايض وواجبات وسلامتي انسان وسرگرمي مفرط او وتجاوز وتعدي به ديگران تمام شود). (علم ودانش نبايد بدون عمل باشد، وطلب روزي كردن به معني دست كشيدن مردم از اداي فرايض وواجبات آنها نيست . تغذيه وخوردن غذاامري لازم ومطلوب است اما نبايد افراط در آن منجر به بيماري واز دست رفتن سلامت شود. ورزش امري در خورتوجه است اما انسان بايد در پرداختن به آن حد واندازه هاي معمول را رعايت كند تا به اتلاف عمر وانرژي اش منجرنشود. حب تملك نبايد انسان را به ورطه تجاوز وتعدي به حقوق ديگران سوق دهد). اين قاعده واصل درباره سايرمسايل وموضوعات نيز صدق مي كند. اين اعتدال وتعادل مطلوب در راستاي روند تكامل انسان ونيز جامعه است .تصور تحقيق اين امر بدون تحقق مقدمه آن كه همان تربيت صحيح مي باشد عملي وامكانپذير نيست . تربيتي كه چه بسا در بعضي موارد سراسر لحظات عمر انسان را به خود اختصاص مي دهد. تربيتي كه هرگز تحقق نخواهد پذيرفت مگر آنكه انسان با بهره گيري از توانائي شگرف خود از هيچگونه كوششي فروگذاري نكند واز عقل سليم خود براي بروز آن توانائيها استفاده كند. تربيتي كه با اتكال خالصانه انسان به ذات پروردگار قادر وكريم ميسر خواهد شد.
از اينرو براي آنكه انسان (به عنوان هسته اوليه تشكيل جامعه ) در حد اعتدال وميانه در پي هدف خود يعني تكامل باشد بايد به هر مسئله اي در خود آن توجه واهتمام كند ونبايد به موضوعي خاص غافل از مسئله يا حايل ديگر گرايش وتوجه داشته باشد. بطوريكه بايد با داوري عقل كه مبتني بر باورها واعتقادات درست ومتعادل است جوانب مختلف زندگي را مطالعه وبررسي كند كه اين همان فرهنگ وتربيت ناب انساني است .
از خداوند تبارك وتعالي مسئلت داريم كه ما را در امر پايه گذاري زندگي مان بر مباني واصول صحيح ومعتدل موفق گرداند وهر صاحب حق را به حقوق خود برساند وما را از كساني قرار دهد كه حيات وممات آنها حيات وممات محمدوآل اوست وتعاليم ودستورات ايشان رهگشاي زندگي شان است ودر قيامت در زمره گروه ايشان محشور مي شوند. انه ولي التوفيق وصلي الله علي محمد وآله الطاهرين .


مورد: | قبلى | بعدى | | عناوين موارد | ليست تمام موارد